جدی ترین موانع توسعه ی کنگان کدامند؟
جدی ترین موانع توسعه ی کنگان کدامند؟

انتظار عمومی تحول و جهش در ابعاد عرصه های مختلف اجتماعی منطقه می رفت و قرار این بود که تعامل وزارت نفت با مردم بنحوی ساماندهی شود که برخورداری از سر ریز منافع اقتصادی آن پروژه ی عظیم، همه ی محرومیت را مرتفع سازد حتی با شعار مشارکت نیز چنین امری اتفاق نیفتاد زیرا آنها مشاركتی می خواستند و می خواهند که بر طبق سلایق و خواسته نامحدود برای آنها و محدود برای مردم پیرامون آن باشد.

عمل نکردن منطقه ویژه انرژی به تعهداتش روزهایی که سخن از توسعه در کنگان جدی شد به اواخر دهه ی شصت همزمان به آغاز طرح توسعه ی حوزه انرژی پارس جنوبی برمی گردد

انتظار عمومی تحول و جهش در ابعاد عرصه های مختلف اجتماعی منطقه می رفت و قرار این بود که تعامل وزارت نفت با مردم بنحوی ساماندهی شود که برخورداری از سر ریز منافع اقتصادی آن پروژه ی عظیم، همه ی محرومیت را مرتفع سازد حتی با شعار مشارکت نیز چنین امری اتفاق نیفتاد زیرا آنها مشاركتی می خواستند و می خواهند که بر طبق سلایق و خواسته نامحدود برای آنها و محدود برای مردم پیرامون آن باشد و اینگونه” ایالات متحده پارس جنوبی( نفت و گاز و پتروشیمی  و…) همه ی اهداف خود را محقق کند گذشته از مزایای نچندان قابل ذکر بدون اینکه حتی خطرات آسیب ها و تهدیدهای متنوع صنعتی را برطرف کرده باشد اکنون روشن است که عنوان پر طمطراق مذکور خود بخود تبدیل به معضل و مسئله ی برای شهروندان ساحل نشین گردیده است این بخشی از ماجر است که متاسفانه فرصت های صنعتی شدن منطقه آرام آرام دارد خودش را بشکل تهدید ی بالقوه برای بومیان مطرح می کند؟!
همانطور که با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود با تکرار کلمه ی توسعه هم توسعه ی در کار نخواهد بود در نوشتارهای متعددی به این مبحث پرداخته شده است و مسئولینی مختلف باب سخن در این مقوله برای افکار عمومی منطقه گشوده اند اما مراد اصلی حاصل نشد زیرا هدف از توسعه ی واقعی این بود که آثار آن درب منازل تک تک اهالی را به صدا در آورد و برکات و آثار همه جانبه ی آن برای همگان محسوس و ملموس باشد؟ در این مطلب تلاش برآن است که  فعلاً از دو زاویه به موانع توسعه ی منطقه ی اشاره ی گذرا شود.
 روزنامه نگاری می گوید به یاد می آورم که من بلافاصله پس از جنگ به آلمان رفتم و از شرکت آهن و فولاد”کروپ” آن کشور بازدید کردم انگلیس های آن شرکت را برچیده و اجزاء تاسیسات آن را تفکیک کرده و به انگلیس انتقال دادند تا فعالیت آلمان ها را مختل کرده و تولید آن را فلج کند اما این آهن و فولاد نیست که باعث عظمت مردمی می شود. بلکه ذهن ها و نیروهای فعال است که فکر و کار می کنند طراحی و ابتکار ایجاد می کنند و بدین ترتیب آلمان ها بزرگترین و باشکوه ترین روزهای را بسوی خود برگردادند.
برهمان اساس ما باید به فصل تحقیقات علمی و مباحث کارشناسی تطبیقی و گفتگوی حقوقی کاربردی در هر مطالبه باز گردیم امری که مغفول واقع شده و این غفلت ورزی از موانع اصلی توسعه محسوب می گردد. قضایای چند سال اخیر کنگان برای هیچ علاقه مند حقیقی به آن خوشحال کننده نیست و وقتی از روزگاران زیبای کنگان صحبت می کنیم دقیقاً منظور ما دوره قبل از میزبانی هدر رفته و بی ارج نگه داشته شده پیش از استقرار صنعت است!
چرا برخی نمی خواهند کنگان هوشیار باشد ؟!

فراموشی زنگ  هوشیاری:

در اوایل قرن هجدهم هنگامی که ماده و مایع بی حس کننده و  بی هوشی اختراع کردند کلیسا به آن حمله کرد زیرا این نهاد اعتقاد داشت که مسیح(ع) برای نجات بشریت روی صلیب شکنجه شد و آن را تحمل کرد و لاجرم انسانها هم باید در آن درد با وی شریک باشند و چرا درد نکشند ؟!

اما در مقابل مردم راه حلی را که تسکین درد و درمان درد باشد می خواهند. اولین قدم در این راه شهامت واقع بینی است روبرو شدن با خود و محیط پیرامون و افکار غیر سازنده خود و دیگران روندی که آگاهی ما را اثبات می کند و تکیه برشناختی که زیان و خسارت و مزایا و محاسن و یا معایب و نواقص یک طرح را برای ما آشکار می کند گرچه واقعاً که صداقت و شجاعت روبرو شدن با آن و تحمل هزینه های آن سختی ها و گرفتاری خاص خود را به همراه دارد

چرا باید حتی روی یک مطالبه دقیقاً کار کرد و در دراز مدت کم و زیادش را بررسی کرد که هوشیاری می خواهد و برخی نمی خواهند این هوشیاری فعال باشد؟ یادداشت ها در مورد  نقشه های ذهنی پیرامون یک پروژه به اضافه ی تمام داده ها و پیوندهای موضوع مورد مطالعه را به ترتیب اولویت جمع آوری کنیم. سعی کنیم پیوندهای مشابه در این محتواج با کمترین میزان پراکندگی و گسترش حداکثر فایده آن را بسنجیم.

دکتر”دان کاهان”در مصاحبه ای با فوکس “Vox ” با عنوان “چگونه سیاست ما را تبدیل به شخصی نادان می کند؟  می گوید : ممکن است فرد تا زمانی که توسط خودش جهان پیرامونی را درک نکند و آن را نشناسد هرگونه اطلاعات و توجیه را میپذیرد.

كاهان نظریه خود را این گونه خلاصه می كند این روند به دلیل تعصبات شناختی و احساس تعلق به گروه خاص است (که تنها باعث بحث های بی فایده می شود ) و نه كمبود اطلاعات همانطور كه ​​بسیاری تصور می كنند. آنچه ما در مورد برخی از مسائل فکر می کنیم همان چیزی است که هویت ما را تعیین می کند. با تغییر مجموعه ای از اطلاعات در مورد برخی موضوعات فرد می تواند توانمندی های خود را تغییر داده و در پی آن شرایط خود را تغییر دهد. تا جامعه از دلسردی و اضطراب و دور شدن از هدف توسعه نجات پیدا کند؟!

فقدان اتاق فکر و کار مشترک توسعه ی کنگان

خلائی که در غیاب آن فرهیختگان و نخبگان همشهری نتوانسته اند در کنار هم  چشم اندازی واحد را برای شهرستان کنگان با برنامه ریزی همه جانبه تجربه کنند.