شهر ۴هزار ساله سیراف در انتظار ساخت موزه تاریخی/ تاراج آثار باستانی سیراف توسط بریتانیا
شهر ۴هزار ساله سیراف در انتظار ساخت موزه تاریخی/ تاراج آثار باستانی سیراف توسط بریتانیا

سیراف با وجود داشتن هزاران شیء باستانی در گنجینه آثار تاریخی خود اما سالهاست که تنها یک موزه نه چندان مناسب دارد و مردم با بخش اعظمی از آثار تاریخی این شهر ناآشنا و بیگانه مانده‌اند. هر اتاق در کنار آثاری که به نمایش گذاشته، اما اطلاعات مکتوبی را نیز در اختیار بازدیدکننده قرار می‌دهد، […]

سیراف با وجود داشتن هزاران شیء باستانی در گنجینه آثار تاریخی خود اما سالهاست که تنها یک موزه نه چندان مناسب دارد و مردم با بخش اعظمی از آثار تاریخی این شهر ناآشنا و بیگانه مانده‌اند.

هر اتاق در کنار آثاری که به نمایش گذاشته، اما اطلاعات مکتوبی را نیز در اختیار بازدیدکننده قرار می‌دهد، معرفی مشاهیر، وجه تسمیه سیراف، سیراف از نظر برخی مورخان و جغرافی‌نویسان، دریانودری و تجارت در سیراف و حتی سکه‌های سیراف است.

در کتاب مسالک و ممالک اینگونه نوشته: در پارس فرضه بزرگ آنست، شهری بزرگ است و از عمان پارس، و آن‌جا کشت و کشاورزی نباشد و آب از دور برند.» سیراف قصبه‌ای است و سه منبع دارد. «… و از آن پس سیراف چند شیراز بود و بنای ایشان ساج است و چو بهایی کی از هندوستان و زنگبار آرند. چنانکه مردی بازرگان بُوَد کی سی هزار دینار بر عمارت سرا خرج کند و پیرامون سیراف هیچ درخت نباشد و کوهی بر شهر مشرف و ان را جم خوانند. همه میوه و آب شهر از ان کوه بود و سیراف از آن همه شهرها گرمسیرتر است.

یا وقتی یاقوت حموی در کتاب «معجم البدان» می‌نویسد: من آن‌جا (سیراف) را دیدم. در آن‌جا آثار عمارات زیبا و مساجد جامع ظریف با ستون‌هایی از چوب ساج و وجود داشت. در آن‌جا لنگرگاهی برای کشتی‌ها نبود و اگر کشتی‌ها به آن‌جا نزدیک می‌شدند در خطر بودند. در نزدیکی ان محلی به نام «نابند، ناوبند» است که خلیجی است. بین دو کوه و لنگرگاه مناسبی برای کشتی‌ها بود در ان‌جا کشتی‌ها از وزش انواع بادها مصون بودند. من در ان‌جا به جز عده‌ای از مردم تنگدست ندیدم. آنان را نیز جز حب وطن وادار به اقامت در سیراف نکرده بود.

اما این موزه، قطعاً تنها جایی نیست که تاریخِ سیراف را نشان می‌دهد، تپه‌ها، کوچه پس کوچه‌ها و بیابان‌های اطرافش همه‌ی تاریخی خلیج‌فارس را در خود پنهان کرده‌اند، زیر خاک و سال‌هاست بدون توجه میراث‌فرنگی منطقه، بخشه‌ای خصوصی و نیمه خصوصی زمین‌هایش را صاحب می‌شوند و دورش حجاب می‌کشند تا قدمی آن سوی دیوارهایشان رنجه نکند و در این میان آن‌قدر آثارِ تاریخی زیر خاک و زیر لودرهایش پنهان و خرد شده‌اند که به یک اتفاق عادی تبدیل شده‌اند.

۱۸ مرداد ۹۳ محمد ابراهیم فروزانی مدیر وقت کل اداره میراث فرهنگی استان بوشهر به ضرورت ایجاد موزه سیراف اشاره کرده بود: ساماندهی آثار تاریخی سیراف هر چه سریع‌تر باید صورت گیرد. اکنون تعداد محدودی از آثار تاریخی کشف شده در سیراف در خانه تاریخی در این بندر در قالب نمایشگاه به نمایش گذاشته شده است. در نظر داریم در صورت مرمت قلعه تاریخی نصوری، آن را به موزه سیراف تبدیل کنیم.» کاری که هنوز به پایان نرسیده…

یا ۱۵ مرداد ۹۱ که مسعود علویان صدر معاون وقت میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی به تخصیص ۱۰ میلیارد ریال اعتبار برای تکمیل موزه سیراف در همان سال اشاره کرد و گفت: «ایجاد موزه سیراف از چند سال پیش در یکی از خانه‌های تاریخی این شهر آغاز شده است که با اعتبار تخصیص یافته در سال جاری، پیش بینی می‌شود این موزه تا پایان امسال به بهره‌برداری رسد.

در این موزه تخصصی تمام آثار تاریخی کشف شده در منطقه تاریخی سیراف متعلق به دوره‌های مختلف به نمایش گذاشته خواهد شد. همچنین راه اندازی این موزه می‌تواند علاوه بر معرفی کامل منطقه به گردشگران، کمک شایانی به ادامه مطالعات و کاوش‌های باستان شناسی در منطقه داشته باشد.

اگر سیراف برنامه درستی داشت هم اکنون باید دارای یکی از مهمترین موزه‌های خلیج فارس بود و به عنوان یک سایت پژوهشی شناخته می‌شد و بانک اطلاعات سفال ساسانی و اسلامی آن محل رجوع تمامی پژوهشگران جهانی بود نه آن که سفال‌هایش گوشه خانه هاوس خاک بخورد و بعد هم که در اثر بی مبالاتی و بی‌برنامگی مدیران به چنین وضعیتی نشست به جای اصلاح امور چشم‌ها به سمت کنگ خیره شود. البته که کنگ و محوطه‌ها و بناها و آثار دیگر هم باید حفاظت شوند و برای ثبت جهانی آنها تلاش شود اما رها کردن سیراف یک بی‌انصافی و شرمی بزرگ است.

سیراف این قابلیت را داشت تا دارای موزه دریانوردی، تجارت دریایی، راه ابریشم، خلیج‌فارس و… شود.  می‌توانست با بندرهای هم ردیف خود که سبقه تاریخی دارند خواهر خوانده شود.

کوزه آمفورا ۱۵۰۰ ساله یافت شده در قعر خلیج فارس تا سنگ ‌نوشته‌های قبرها ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ ساله تا آثار معاصر همه در این نمایشگاه وجود دارد اما همتی نیست. وایت هاوس در اینجا کاوش انجام داده و امروز بخش اعظمی از یافته‌هایش در موزه انگلستان است بخشی هم در انبار موزه ملی نگهداری می‌شود اما در اینجا چه اهمیتی دارد که چه بر سر اثار وایت هاوس می‌آید.

بین سال های ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۳ میلادی، مؤسسه ایرانشناسی بریتانیا و خدمات باستانشناسی ایران تحت نظر “دکتر دیوید وایت هاوس” ۶ فصل کاوش در سیراف انجام داد. در خلال حفاری‌ها، محوطه‌های بزرگی از معماری که به خوبی حفظ شده بودند در مکان‌های مختلفی در سطح شهر آشکار شد که در هر کدام از آنها اشیا مختلفی بدست آمد. از اشیا به دست آمده بخشی به بریتانیا انتقال داده شد، بزرگترین بخش آن در موزه بریتانیا ثبت و نگهداری می‌شود و بخشی از مابقی آثار هم توسط ۱۰ مؤسسه مختلف در سه قاره متفاوت دنیا نگهداری می‌شود و البته بخشی از این آثار گوشه حیاط مدرسه وایت هاوس سالیان سال است که خاک می‌خورد.