زندگی پرنشاط و رشد با عصاره تجارب
زندگی پرنشاط و رشد با عصاره تجارب

همیشه تجاربی وجود دارند که ما باید از طرق مختلف آنها را احیاء کنیم تا زندگی هدفمند و ارزشمند ی داشته باشیم بنابراین جا دارد تجربیات مان کنار هم بچینیم تا هرکدام مان دایرة المعارف تجربه نامه ی چندجلدی داشته باشیم و نشاطی تازه و سودمند را هر روز آغاز کنیم .

دانش نور است اما تجربه بدیلی ندارد، ذهن ما با درگیرشدن در سه مورد رشد می کند: خواندن کتب متفکران و مشاهده تجربیات زندگی دیگران و استمرار تفکر است تولستوی نویسنده بزرگ روسی در سن۶۰ سالگی دوچرخه سواری را آموخت. او بسیار متأسف بود که چقدر دوچرخه سواری برای او دیر شده بود زیرا این تجربه ی جدید مشکلاتش در زمینه حرکت سریعتر و حضور بیشتر بین مردم و سر زدن به روستاهای اطراف را حل کرده بود.

او همچنین فرصتی را برای تامل بیشتر در محیط های تازه تر، از روی دوچرخه پیدا کرده بود اما او آرزو می کرد چه می شد؟ که اگر شرایطی مهیا شود تا بتواند در هنگام دوچرخه سواری کتابی را بخواند یا بنویسد زندگی ما دو  قسمت عمده دارد شکست ها و موفقیت ها که در قالب تجربیات تلخ و شیرین از آن یاد می کنیم ضرب المثل ها بخشی از جوهر تجربیات بشری و میانگینی از ایده های پذیرفته شده یا رد شده هستند.

به عبارت دیگر به ما می گویند قوی تر از آنچه فکر می کنیم، هستیم و ضرورت ها و اهداف زندگی ما کدام هستند و ما نتیجه ی تجارب خود و دیگران هستیم بنابراین برای دانش و آگاهی و تجربه پایانی نیست و همه ی پیروزی ها و شکست ها حسب مورد رجوع ما درس هایی برای آموختن دارند. تجربیات موضوعاتی هستند که غالباً بجهت وجوه شباهت و نقاط اشتراکشان که در موقعیت های مختلف زندگی قابل تکرارند مورد اهتمام قرار می گیرند.

افسانه ی نقل شده است در ازمنه ی باستان در کوه های مشرق زمین، مردمان آن روزگاران زمانی که یک هیولای عجیب و غریب را دیدند که از کوهی به کوهی دیگر می پرد و صدها دست و پا داشت. آنها آن را نمی شناختند، اما به این دلیل که به نظر می رسید سری در بدن ندارد  آن را کشتند: از بسیاری دست ها و پاهای آن و بدون سر بودنش درشگفت بودند در واقع مثل خودشان بود. ولی به این نکته توجه نداشتند که شاید مثلاً آخرین بازمانده یک دایناسور باشد و شاید هیولایی که بتوان از آن موجودی اهلی ساخت و در مسافرت های سریع السیر از آن کمک گرفت.

تجربیات ماجرا هایی است که در زندگی انسانها ی دوران مختلف تاریخ و محیط جغرافیائی نوشته شده است که در مقابل ما و سرنوشت های ما قرار گرفته اند وچون عمر ما برای اندوختن همه تجارب کافی نیست و همه ی تجربه اندوزی ها از تحمل ما خارج است و بنوعی هزینه های آن فراتر از توان مادی و معنوی ماست لذا با از عصاره تجربیات دیگر آن آموخت.

تجارب ما درس هایی ارزشمندند که ممکن است بعد از مدتی متوجه شویم، که آن را بکار نگرفته ایم و یکی از مواضع غفلت مان را آشکار کرده ایم شناخت تجارب، برای کشف واقعیت جالب درون خودمان، و لذت بردن از ویژگی های اختصاصی مان که با ایده ها و پیشنهاد و اقدامات سازنده و مثبت ما سازگار است.روشی کاملاً ساده و کم هزینه است که می توان به ذهن سپرد یا در دفتری یاداشتش کرد.که هردو احتیاج به نگه داری و یادآوری و ارتقاء دارند.

می گویند : سگ نیوتن باعث شد تا قسمتی از دست نوشته‌های او بسوزد و ثمره‌ی کار چندین ماهه‌اش از بین برود، او با خونسردی‌ می گفت: تو چه می دانی که با این اشتباهت با من چه کرده‌ای؟ دیوید بروستر” بیوگرافی نگار سرگذشت نیوتن می‌نویسد: که این اتفاق ناگوار روی فعالیت‌ها و  روان نیوتن تاثیر عمیقی گذاشت. بطوری که وی  تا چند ماه شدیداً افسرده شد و حدود یک سال دیگر طول کشید تا بتواند نظریاتش در مورد نیروی جاذبه ،بازنویسی کند.

خواندن کتاب به دلیل  توضیح یک زندگی فعال و مصاحبت با افراد خبره برای تشریح یک” سرگذشت آموزنده” که اولی بعنوان منابع دست دوم در تزئین تاقچه ها و ردیف قفسه ها خاک می خورد و دومی بعنوان منبع دست اول ناشناخته در فرسایش گرد و غبار روزگار بفراموشی سپرده می شود. و گوگل و اینترنت و شبکه اجتماعی بعنوان سرگرمی اعتیاد آور از ما انسانی قشری و سطحی نگر می سازد تا با قیافه ی حق بجانب و واکس زده ادعای ادراک بی نهایت کنیم با کم وزیادشان در زندگی ما جای پر و خالی شان پیداست.

زندگی حرکت کردن و راه رفتن است و به تعبیر دکتر شریعتی آن کس که راهی را اشتباه می رود بیشتر شانس بمقصد رسیدن دارد تا آنکه “راه رفتنش اشتباهی” است مطمئنا، اکثر ما به یک زندگی بدون موانع و رویایی می اندیشیم اما، همانطور که همه می دانند زندگی  هیچکس نه در گشته و نه در حال حاضر و نه حتی آینده بدون نشیب و فراز نیست.

ولی همیشه تجاربی وجود دارند که ما باید از طرق مختلف آنها را احیاء کنیم تا زندگی هدفمند و ارزشمند ی داشته باشیم بنابراین جا دارد تجربیات مان کنار هم بچینیم تا هرکدام مان دایره المعارف تجربه نامه ی چندجلدی داشته باشیم و نشاطی تازه و سودمند را هر روز آغاز کنیم .

عبدالمجید اورا