دیدار و سرکشی فرمانده سپاه شهرستان کنگان از خانواده شهد علی حسن پور+ تصویر
دیدار و سرکشی فرمانده سپاه شهرستان کنگان از خانواده شهد علی حسن پور+ تصویر

شامگاه یکشنبه فرمانده سپاه شهرستان کنگان و پاسداران به دیدار خانواده شهید علی حسن پور رفتند.

سرهنگ دوم پاسدار اسماعیل تاجیک در ادامه دیدارهای هفتگی خود با خانواده شهدا، جانبازان و ایثارگران شهرستان اظهار داشت: یکی از برنامه‌های مهم و ارزشمند سرکشی و دیدار با خانواده شهدا، جانبازان و ایثارگران است.

اسماعیل تاجیک گفت :ایثار و فداکاری خانواده معظم شهدا باعث بارور شدن درخت انقلاب اسلامی شد و فرصت خدمت را برای مسوولان فراهم کرد.

فرمانده سپاه شهرستان کنگان ادامه داد: ترویج فرهنگ دیدار با خانواده شهدا، جانبازان و ایثارگران کوچک ترین سپاس از این قشر فداکار و بصیر است و می طلبد همه افراد جامعه پیرو واقعی راه شهدا باشند.

شهید علی حسن پور در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود . دوران کودکی بسیار پر جنب جوش بود. در خانه وی را مسلم صدا می زدند. در هفت سالگی  وارد مدرسه شد. به علت دور بودن مسافت خانه تا مدرسه ، پدر شهید هر شب ساعت ۳ صبح با فرزندش عازم شهر می شدند تا وی را سر ساعت ۵ به مدرسه برساند .

با تمام علاقه ای که در وجود علی برای درس خواندن بود به علت فقر مالی  و دوری مسافت نتوانست تا کلاس پنجم ابتدایی درس بخواند و ترک تحصیل نمود. برای کمک به امرار معاش خانواده به کارهایی از قبیل بنایی ، قصابی و دریانوردی روی آورد .

شهید انسانی فعال و پر جنب جوش بود و علاقه شدیدی به حیوانات مخصوصاً پرندگان داشت. از کارهایی مثل شکار کردن ، نقاشی کردن و آواز خواندن لذت می برد. وی  فردی بسیار مذهبی و متدین بود. هر شب جمعه شیرینی  می گرفت و با دوستان و آشنایان  دعای مشکل گشا  می خواند . علی بسیار خوش برخورد بود و اگر گاهی کدورتی  بین دوستان و بستگان پیش می آمد ، خیلی سریع پیش قدم می شد و کینه و کدورت را از بین می برد .

شهید در سن پانزده سالگی به خدمت سربازی اعزام شدند و از این طریق برای جنگ با مزدوران به جبهه شتافتند. وی  تشنه شهادت بودند بطوری که در نامه هایش می نویسد : مادر جان اینقدر در سنگر  می مانم تا گوشتم آب شود ، اینقدر در سنگر می مانم تا استخوانم پودر شود بلکه خداوند به من مرحمت فرماید و مرا به درجه رفیع شهادت نایل گرداند. سرانجام در تاریخ ۶۵/۱۲/۱۰ در جبهه مهران بر اثر اصابت تیر به درجه رفیع شهادت نایل گردید.

شهید علی حسن پور در وصیت نامه خود اینگونه نوشت:پروردگار تو را شکر می گویم که در این برهه زمان و دراین روز که بزرگ زن و مرد خود را برای نبرد با کفار آماده می کنند از این بنده حقیر دعوت نمودی تا که بتوانم آنچه نیرو و توان در بدن دارم در راه اسلام صرف نمایم .

با همین لکنت زبان می گویم ای امام ، ای حسین زمان ، ای نائب بر حق امام زمان، لبیک به ندای هل من ناصر خمینی کبیر را شنیدم در این فکر بودم که آیا من هم می توانم مثل آن طفل سیزده ساله که امام عزیزمان ، چشم امیدمان، آن را رهبر نامید بتوانم جان ناقابلی راکه دارم فدای دین مبین اسلام و خونم جهت آبیاری درخت جمهوری اسلامی کنم از برادران و پدران و آنهایی که تا هنوز به جبهه اعزام نشده اند می خواهم که عزم شان را جزم نمایند و خودشان را به یاری سایر برادران خود در جبهه برسانند و به ندای خمینی بت شکن لبیک گویند.

همچنان که شهید مظلوم آیت الله بهشتی فرمودند: ما شیفتگان خدمتیم، نه تشنگان قدرت، در حقیقت آنهایی که رفتند شیفتگان خدمت بودند و آنهایی که می مانند و ساخته می شوند جهت شیفتگان خدمت، در این لحظه از پدر ، مادر، برادرم، خواهرم و خویشاوندان عزیزم خداحافظی می کنم و و امیدوارم که اگر کدورتی با اینجانب دارند این بنده حقیر را ببخشایند و باز می گویم من خود سرانه به جبهه اعزام نشده ام بلکه خداوند از اینجانب دعوت بعمل آورد.