رئیس بیمارستان جم و برنج‌های ۱۰ کیلویی!
رئیس بیمارستان جم و برنج‌های ۱۰ کیلویی!

این اتفاق در ابتدا برایم غیرقابل هضم بود چون در جم کمتر دیده‌ام که مسؤولی چنین با مردم رفتار کند! کمتر دیده‌ام که مسؤولی کُت خود را کنار بگذارد و به پای حرف‌های مردم بنشیند.

بیمارستان نفتی توحید جم بیش از سه دهه است که خدمات به مردم شهرستان جم و کارکنان نفتی و گازی ارائه می‌دهد و طی این مدت همیشه انتقاداتی در خصوص تبعیض‌ها میان مردم عادی و کارکنان و خانواده‌های نفتی و گازی مطرح بوده است.

اما این بار برخلاف همه انتقادهایی که به‌سَمت این مجموعه درمانی وجود دارد اتفاق جالبی در بیمارستان توحید جم رخ داد که بیانش خالی از لطف نیست.

دو روز قبل؛ در بیمارستان توحید جم بودم و زمانی که برای پرداخت هزینه داروها در صف صندوق بودم پیرمردی که دو گونی برنج ۱۰ کیلویی به دست داشت وارد بیمارستان شد. این پیرمرد سال‌خورده، با مشقت زیاد این دو کیسه را با خود حمل می‌کرد.

پیرمرد کیسه‌ها را در ورودی بیمارستان به زمین گذاشت تا آبی بنوشد و نفسی چاق کند. در همین حین، فرهاد باقری رئیس بیمارستان وارد شد و خطاب به مردم گفت: این کیسه‌ها مال کیست؟ پیرمرد در پاسخ گفت: آن دو مال من است… رئیس بیمارستان با دیدن شرایط و وضعیت پیرمرد، چند قدمی دو کیسه برنج را با خود حمل کرد و به همکاران و حراست دستور داد کیسه‌ها را در جایی نگه‌داری کنند و بعد از اتمام کار وی آن را تا محل درب خروج برای پیرمرد حمل کنند.

Image result for ‫بیمارستان توحید جم‬‎

اینکه در مجموعه‌ای که به آن در خصوص تبعیض‌ها انتقاد می‌شود و رئیس آن مجموعه چنین اقدامی برای یک پیرمرد جمی انجام داد بسیار برایم جالب بود!

شاید برخی کارکنان بیمارستان  اعتنایی به مردم نداشته باشند و شاید تبعیض‌هایی نیز میان مردم عادی و کارکنان وزارت نفتی در بیمارستان توحید جم باشد، اما تماشای این اتفاق برایم لذت‌بخش و امیدوارکننده بود و امیدوارم دکتر فرهاد باقری بتواند این رفتار درست و مناسب خود را به کارکنان زیرمجموعه نیز انتقال دهد.

در به وجود آمدن این اتفاق نه رئیس بیمارستان فهمید که من به‌عنوان خبرنگار اقدام وی را دیده‌ام و نه پیرمرد می‌دانست که کسی که کیسه‌هایش را برایش حمل کرده رئیس بیمارستان است.

این اتفاق در ابتدا برایم غیرقابل هضم بود، چون در جم کمتر دیده‌ام که مسؤولی چنین با مردم رفتار کند! کمتر دیده‌ام که مسؤولی کُت خود را کنار بگذارد و به پای حرف‌های مردم بنشیند، کمتر دیده‌ام بدون کُت در جمع مردم حاضر شوند و مشکلات مردم را از نزدیک لمس کنند، کمتر دیده‌ام که مسؤولان، گمنام وارد یک روستا شوند و نظر مردم را در مورد عملکرد مسؤولان بشنوند.

ای کاش مسؤولان شهرستان جم برای دقایقی هم که شده مثل فرهاد باقری رفتار کنند. برای دقایقی حتی کوتاه هم که شده خالصانه سنگی را از پیش روی جوانان بردارند. برای دقایقی هم که شده مردم را درک کنند و مشکلات را رفع کنند.

ای کاش مسؤولان شهرستان جم از خانه‌های سازمانی شهرک‌ها فاصله بگیرند و برای ساعاتی هم که شده بین مردم زندگی کنند، جیره‌بندی آب را درک کنند، کوچه‌های خاکی را لمس کنند، نداشتن تلفن و وضعیت اینترنت‌ها را احساس کنند، بیکاری و آوارگی جوانان جویای کار را بیش از گذشته باور کنند… ای کاش …

نویسنده : رضا رئیسی