پشت پرده زد و بندهای سیاسی در جنوب استان بوشهر
پشت پرده زد و بندهای سیاسی در جنوب استان بوشهر

نماینده ی که باید حتی پیش از این فهرست مطالبات مردم کف جامعه و حقوق ضایع شده جوانان بومی را در عرصه های مختلف و مخصوصاً حوزه ی اشتغال تهیه و دنبال می کرد، ازمدتی قبل، لیست مهره چینی و توجیه نصب و انتصاب و بازسازی دو ستاد مشترک و تدارک پیشران انتخاباتی از بقایای متقاضیان پست در صف مانده است.

بروز اتفاقات جدید و نقل وانتقالات مدیریتی در صفحه های روز شمار انتخابات مجلس یازدهم ، بنظر می رسد باید پیگیر مطالعه و مطالبه عوارض سیاسی بیش تر وجدی تر از عوارض آلایندگی بود.

خشکسالی مالی( ۹۵- ۹۶-۹۷ ) و برگشت برخی اعتبارات در آن سالها که علل و عوامل آن از سوی نماینده معرفی ومطرح نشد؟ اکنون با ترسالی خیالی ۹۸ روبرو شدیم و خلاء میدانی قحط الرجال با نقش سلسه ی ترجیع بند دوم اسفند ۹۸ ترکیبی دوباره می یابد.

نماینده ی که باید حتی پیش از این فهرست مطالبات مردم کف جامعه و حقوق ضایع شده جوانان بومی را در عرصه های مختلف و مخصوصاً حوزه ی اشتغال تهیه و دنبال می کرد، ازمدتی قبل، لیست مهره چینی و توجیه نصب و انتصاب و بازسازی دو ستاد مشترک و تدارک پیشران انتخاباتی از بقایای متقاضیان پست در صف مانده، برجسته سازی آمار و ارقام اجرایی دولت در عناوین رنگرزی تبلیغاتی را که هرکدام مبحث کارشناسی اختصاصی خود می طلبد را موضوع اولویت اهتمام در وقت محدود نمایندگی خویش قرار داده است.

“تاگور”شاعر و فیلسوف نامدار هندی در عینیت بخشی به سوالات ساده، اما بی پاسخ، بنوعی از الهه ی پاسخگویی هندوها یعنی”برهما”حکایتی جالب نقل کرده است بُزی نزد”برهما” رفت و از او پرسید چرا شما ما را مانند بسیاری از حیوانات دیگر که توسط انسان و یا سایرحیوانات درند خورده نمی شوند نیافریدی؟ چرا ما را درقالب یک فیل یا یک زرافه بوجود نیاوردید؟ یا حتی مانند یک کرم که میان برگ درختان ناپدید می شود؟ یا؟خلق نکردی ؟

اما “برهما” پاسخی نمی دهد! بُز دوباره به برهما کرده می گوید: من می بینم که این سوال حتی برای الهه ی بزرگی مانند شما نیز دشوار است پس چرا من را به الهه ی کوچک تبدیل نمی کنی؟ تا انسانها و حیوانات دیگر مرا نخورند؟! و مرگ زود رس مرا به زانو درنیاورد؟!

بازهم “برهما” پاسخ نمی دهد!

بُز بار دیگر از “برهما” پیش خود او گلایه می کند اگر این سوال برایتان دشوار است، پس جواب آن مشکل تر باید باشد. حالا اگر سوالات حیوان ضعیفی مانند من برای الهه ی بزرگی مثل تو سخت باشد، چه باید بکنم، بگو پیش کی بروم؟ چه جوابی به حیوانات اهلی و خانگی که به آنها گفتم، شما قادر خواهید بود به این سؤالات پاسخ دهید. آنها منتظر پاسخ قطعی من از سوی شما هستند آنها منتظر پاسخ نجات از مرگ هستند.

آنها نمی دانند چرا باید به جای دیگر حیوانات بمیرند و طعمه و غذای دیگران باشند تا آنها از شکمی سیر بتوانند بخوابند. و من ناچارم بسوی همتایان”مصرفی” خود بازگردم و واقعیت موجود را از سکوت تان در قبال مرگ تدریجی و نوبتی مان را ساده تر از پاسخ دادن به سوالم می بینید به ایشان بازگویم.

در اینجا بود که”برهما “دست خود را روی سر بُز گذاشت و فقط بااشاره او گفت: دهانم پر از آب است.

به این معنی است که الهه ی پاسخگویی در دهانش آب قرار داده که به آن نیاز داشته و خواسته یا ناخواسته آن را دوست دارد بنابراین قادر به پاسخ گفتن نیست و یا او باید منتظر بماند تا آب را فرو برده یا به بیرون از دهان پرت کند تا بتواند که به او پاسخ دهد. یا اینکه او پاسخ را نمی داند بخصوص که از او سوالات بی پاسخ فراوان و خواسته های بسیاری اینچنینی شده است، زیرا که او از پاسخ دادن عاجز و از سوال شنیدن خسته شده است.

خانم نماینده! مردم را چه دیده ای که در موقعیت پاسخگوئی و اطلاع رسانی از عملکرد برآمده اید باید بگویم که کارکرد تان در تک تک بند های شرح وظایف تان را باید بصورت مستند ارائه نمائید . و از این ارقام بی سابقه ی دولتی در میان ضخامت تورم ، تراکم طرح های زیرساختی بر زمین مانده سوزنی در انبار کاه است و از سوی مثل این است که دولت افزایش حقوق کارکنانش را امسال نسبت به گذشتته بی سابقه نمایش دهد ؟!

یادش بخیر” مرحوم حاجیانی” نماینده دوره پنجم وششم ما که نقل کرد: استاندار وقت مرا به صورت اورژانسی به دفتر کارش دعوت کرد”برخی در استان فارس قصد دارند بخشی از استان را ضمیمه ی شهرهای جنوبی خودشان کنند.

این نماینده مردم توانست هم روبروی رئیس جمهور و هم وزیر کشور و هم روبروی چند نماینده فارس قد علم کند البته با فراخوان بموقع مردم و کمک نخبگان استان موفق شد تا از حقوق شهروندانش دفاع کند و بعد ازاین وی حتی در مدیریت اشتغال پارس جنوبی هم در دفاع از مطالبات کارگری که در مقابل صاحبان ثروت ایستادگی کرد مجبور به بازنشستگی زودهنگام شد.

سالها گذشت اصحاب سلطه طلبی برخلیج فارس به فکر توسعه طلبی با سر ریز منافع این مردم افتاده اند این بار با عوارض آلایندگی که از جلسه ی در “مُهر” کلید می خورد در حالیکه (اصل آلایندگی متوجه دریا و ساحل و هوای سنگینی است که در حومه ی پیرامونی خیمه زده است که راه کوه کتل را بلد نیست و از آن طرف بلندیهای سربفلک کشیده تاوانی را بپردازد که هرجور بدون اعمال زور و شانتاژ حسابش کنیم نمی تواند تابع مصوبات خود ساخته و محو لابی خود پرداخته باشد از اینسو هم حتی اگر پکیج در هوا نحوه ی توزیعش در باغی از شهرستان همجوار سر و صدایش متصاعد شود و شکل تقسیم پست ها و اعتبارات با مقایسه سهم برابری” رای ” با هر پست در مرکز استان برنامه ریزی گردد.

که بشکلی بزرگترین دهن کجی به کنگان مزکز حوزه انتخابیه بشمار آمده است ما دیگر هر چه بگوییم “بزگویی” کرده ایم زیرا که الهه ی پاسخگویی جوابی ندارد ؟! ایشان تنها مشاورینی دارد که بگویند با که بساز و با که نساز! و چگونه ژست بگیر و چگونه لبخند بزن! چه بپوش و چه برای این اندک وقت باقیمانده بگو و… ! و دیگرهیچ !

عبدالمجید اورا