کد خبر : 76709تاریخ ثبت : 1397/12/19 17:24:11
بندر کنگان سرزمین دریا و صنعت + تصاویر

بندر کنگان سرزمین دریا و صنعت + تصاویر

شهرستان کنگان (به لهجه محلی کنگون) یکی از شهرستانهای استان بوشهر در جنوب ایران است. و در ۶ کیلومتری شمال شرقی روستای بنک قراردارد.

به گزارش کوگاناایران سرشار از جاذبه های گردشگری است، وجود تنوع قومی از سویی باعث تنوع فرهنگی و تنوع اقلیمی آن باعث تنوع طبیعت و جاذبه های طبیعی شده است. تنوع در دنیای گردشگری یک امتیاز و یک جاذبه مهم محسوب می شود. سالانه میلیون ها سفر در کشورمان انجام می شود و آمار نشان دهنده عدم توزیع مناسب سفر، به خصوص سفرهایی با هدف گردشگری به ویژه درایام تعطیلات در چهار گوشه کشورمان است. توزیع مناسب و متعادل سفر علاوه براین که باعث توسعه متعادل گردشگری در همه جای این سرزمین می شود ، موجب کم شدن فشار و تمرکز سفر در برخی مناطق بیشتر شناخته شده و نیز حفظ محیط زیست آن مناطق می شود و مناطق بکر و جدیدی را مقابل گردشگران و کسانی که به دنبال سفر به مناطق کمتر شناخته شده کشورمان هستند قرار می دهد. علاوه بر اقدامات مدیریتی و فراهم کردن زیرساخت های گردشگری و تبدیل این مناطق به مناطق هدف سفر و گردشگری، رسانه ها هم در این راستا می توانند در شناساندن این مناطق دارای نقش باشند.

شهرستان کنگان (به لهجه محلی کنگون) یکی از شهرستانهای استان بوشهر در جنوب ایران است. و در ۶ کیلومتری شمال شرقی روستای بنک قراردارد.

شهرستان کنگان نیز در کنار شهرستان عسلویه محل اجرای پروژه‌های پارس جنوبی است. سایت ۲ پارس جنوبی (سایت کنگان) که بزرگی آن ۲ برابر سایت عسلویه است در ۱۰ کیلومتری بندر کنگان قرار دارد.

 

محدوده بندر کنگان

از شمال به دامنه ها و رشته کوهای زاگرس و تپه کنگان، از جنوب خلیج فارس، از غرب روستای بنک، ودشتستان و تنگستان و از سمت شرق به سیراف و پارس جنوبی محدود می‌گردد.

طبق آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ بندر کنگان ۷۶،۳۲۹نفر جمعیت داشته است.[۱] بزرگترین کارخانه سیمان کشور با نام ساروج کنگان با ظرفیت روزانه ۶۰۰۰ تن در کنگان و در حدود ۱۲ کیلومتری شهر کنگان قرار دارد.

رضا طاهری محقق و تاریخ و جغرافیای خلیج فارس در کتاب از مروارید تا نفت به شرح مفصل تاریخ بندر کنگان پرداخته‌است. بندر کنگان در قرن‌های اول هجری از توابع بندر باستانی سیراف محسوب می‌شده‌است. بندر کنگان حیات سیاسی خویش را از دوران مغول و به خصوص صفویان آغاز نموده‌است. کنگ (با فتح کاف ) در واژه به معنای پیشروی آب دریا می‌باشد. کنگان بر پایه نام کهن کنگ و کنگ‌دژ باستانی زرتشتیان که در کناره کوه و دریا توسط سیاوش ایجاد شد، نامگذاری شده‌است.

 

 

http://ayaronline.ir/main/wp-content/uploads/2013/12/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-1.jpg

منابع آب و پوشش گیاهی

شهرستان کنگان با توجه به مقدار کم بارش (کمتر از 200 میلیمتر) همواره با مشکل کم آبی مواجه بوده است.

در شهرستان کنگان هیچ گونه رود دائمی وجود ندارد ولیکن با توجه به فاصله کم کوه تا دریا مسیل های فصلی متعددی وجود دارد که آبدهی آن بعد از هر بارندگی می باشد و در فصل تابستان کاملاً خشک می باشند.

با توجه به تشکیلات زمین شناسی، مناطقی که در این شهرستان دارای آبدهی نسبتاً خوبی می باشد شامل شهر بنک در بخش مرکزی است که نسبت به دیگر مناطق آبدهی بهتری دارد و در بقیه نقاط به علت جنس و لایه های زیرین زمین آب های زیر زمینی یا کم بوده یا کیفیت بدی دارا می باشند.

وجه تسمیه :

وجه تسمیه کنگان بنا به اظهارات تاریخ نویسان و برخی ریش سفیدان محلی و کتب موجود دارای چند نظریه است که عبارتند از :

نظریه اول : رضا طاهری در کتاب از مروارید تا نفت نوشت : کنگان را از دو واژه کنگ به اضافه آن پسوند مکانی می داند و معتقد است کنگ مقدس ترین شهر اسطوره ای زرتشتیان و آریایی ها می باشد که سیاوش درخشان آن را در کناره کوه و دریا ایجاد کرد .کلمه کنگ و شهر کنگ بارها و بارها در اوستا و دینکرد و مورد استفاده قرار گرفته است و یکی از آشناترین کلمات ایرانی-آریایی می باشد.فردوسی می گوید هر آن کو ندیدست کنگ/نخواهد که ابد به گیتی درنگ.براین اساس نام کنگان برگرفته از شهر اسطوره ای کنگ است که این کلمه نیز در ادبیات کهن به معنای فرورفتگی خشکی در آب می باشد.

نظریه دوم : طبق اظهارات برخی ریش سفیدان محلی کنگان به محض فرورفتگی خشکی در دریاست.گفته می شود کنگان در بین چندین خور(باریکه های آب دریا) محصور بوده است.با کنگان-کنگ رودخانه مقدس در هندوستان-یا بنا به گفته محمدعلی سید السلطنه و «کنگاو» از لغات با ریشه سانسکریت است که در پی مهاجرت اولین شعبه آریائیها که در هزاره های قبل از میلاد از شمال دریای خزر به سمت جنوب سرازیر شدند.در منطقه رایج شده و در آثار ایلامی ها که حکومتی مقتدر در جلگه خوزستان تشکیل داده بودند نیز دیده شده است.

نظریه سوم: وجه تسمیه کنگان همانطور که در سفرنامه نثارک یا نثارخوس فرستاده اسکندر مقدونی که مأمور شناسایی نواحی شمالی خلیج فارس بوده آمده است«پس از گذشتن از دهانه رود سند،جزایر قشم و کیش و گاوبندی و بندر رشیدی امروزی به «بندر کوگانا» با بندر کنگان فعلی رسید و در حدود ۲۱ روز در آنجا توقف کرد.این بندر در کتاب صنیع دوله کفنا ترجمه شده است و تنها یکی دو نفر حدس به علت تشابه و نزدیکی این اسم با کنگان امروزی آن را با کنگان یکی می دانند.

سیراف (صورت قدیمتر: سیراب) در بعضی نوشته‌ها صیراف نیز نوشته شده‌است. شهری باستانی واقع در بخش مرکزی شهرستان کنگان در استان بوشهر یکی از آثار تاریخی و از نقاط دیدنی استان بوشهر در جنوب ایران است. سیراف یکی از قدیمیترین بنادر ایران است که زمانی دارای رونق فراوانی بوده‌است. شهر باستانی «سیراف» دارای معماری خاصی می‌باشد که بسیار شبیه به روستای ماسوله در شمال کشور می‌باشد. سیراف پررونق ترین بندرکشور بود که روابط تجاری زیادی با کانتون چین و…در دوره‌های ساسانی و اسلامی داشت.

 

روستاهای کنگان

پشت آسمان، تنگ هاکون، تنگ بوهیل، تنگ سیلابی، گود گندم زار (تنگ سیلابی)، تنبک، علی‌آباد (محله دامدران بنک)، نخل غانم، برکه چوبان، قلعه میان، اختر، باغ شیخ، باکوه، چاه مجنون، پرک، شیرینو، سهیل، شصت پیچ، لاورده، لاور گل، هفت چاه، سه چاه، گودشهید، هنویز، مره، برآفتاب (سکونت گاه مردم کنگان در ارتفاعات)، تنگ نار.

 

 جاذبه های گردشگری کنگان

چشمه بی‌بی‌حش

ساحل زیبای دریا

آسیاب‌آبی برکه چوپان

ساحل زیبای بندر تمبک

منطقه ویژه پارس جنوبی

ساحل زیبا میان قعله(میالو)

کوره سفال سازی

 

غذاهای بومی کنگان

مردم کنگان هم مانند سایر نقاط کشور ٬غذاهای مخصوص به خود داشته ودرایام سال با پخت و خوردن این غذاها لذت می برند.در پست هایی که در ماه رمضان نوشتم چند نوع غذا به شما معرفی نمودم ٬امروز هم تعدادی از غذاهایی که مردم کنگان طبخ نموده و  در سفره خود قرار می دهند٬به شما معرفی می نمایم.

 مجبوس:این خوراک تقریبا شبیه دم پخت می باشد٬مواد اصلی آن برنج وماهی است.ماهیهای (سنگسر٬دارو(تن)٬ویر٬زمین کن٬سرخو٬هامور)مخصوص این نوع غذا می باشند.فلفل و ادویه چاشنی های مجبوس می باشند.نخست ادویه پیاز٬ ٬گوجه فرنگی و ماهی با روغن کمی سرخ شده و سپس بر روی آن آب ریخته می شود. پس از پخته شدن ماهی در آب برنج در دیگ ریخته و به ارامی پخته می شود.پس از دم کشیدن غذا آماده می گردد.

ودام: این نوع غذا از خوراک ماهی هایی  که استخوان ریز داشته و خیلی قابل سرخ کردن نمی باشند٬ تهیه می شود. ماهی های دم زرد و٬چشم بررو ٬گمگام سیاه وگمگام زرد در این نوع غذا مورد استفاده قرار می گیر ند٬ برای  تهیه ودام نخست ماهی ها را در آب جوشانده و پس از پخت ٬استخوان ها را جدا کرده و قطعه گوشت ماهی در سبزی ٬ ادویه٬فلفل٬پیاز٬لیمو عمانی قاطی و خوب پخته می شود و بعد بر روی برنج ریخته و آماده ی خوردن می گردد.

قاتخ(احلا):در این نوع غذا ماهیها یی که درمجبوس بکار برده می شود ٬مورد استفاده قرار گرفته و چاشنی این غذا گوجه فرنگی فلفل   ادویه٬پیاز و سبزی می باشد و بعد از آماده شدن با نان خورده می شود. قاتخ شبیه قلیه ماهی بوشهری هاست.

سور(طریح): این غذا از ماهی حشینه(ساردین) تهیه می گردد. ماهی حشینه که دارای جثه ی  کو چکی بوده و طول آن بین ۱۰ تا ۲۰ سانتی متر می باشد٬ تمیز شده(سر او جدا و شکمش خالی می گردد) بعد از آن به ماهی نمک زده و فلفل ٬ آویشن و زیره به آن افزوده می گرددو به دبه هایی ریخته و به مدت سه ماه به آن دست زده نمی شود. وقتی وسط شکم ماهی ها سرخ رنگ گردید نشانه ی آن است که می توان آن را خورد. این غذا بیشتز در تابستان مصرف می گردد. برای خوردن آن ماهی را در کاسه ریخته و با ریختن مقداری آب بر روی آن به آن ابلیمو یا آب تمر اضافه می گردد. پرپین که در لهجه ی محلی به آن پرگو گفته می شود هنگام خوردن سور این غذا را خوشمزه تر می نماید. اگر نان گرم هم در کنار سفره وجود داشته باشد مزه ی غذا را چند برابر می کند. این نوع غذا برای افراد دارای فشار خون توصیه نمی شود. پس از خوردن سور باید نوشابه یا شربت ابلیمو خورد تا تشنگی انسان رفع شود.خوردن آب زیاد پس از مصرف سور امری طبیعی است.

 مرکز خرید کنگان

بازار ماهی فروشی

پاساژ سیتی سنتر

فروشگاه بزرگ پردیش

فروشگاه بزرگ خلیج فارس

فروشگاه بزرگ پاندا

فروشگاه بزرگ عرشیا

پاساژ امین

پاساژ صفا

پاساژ خورشید

پاساژ صداقت

 

 

بندر سیراف

در فاصله قرون دوم تا پنجم هجری قمری/هشتم تا دوازدهم میلادی، بندر باستانی و تاریخی سیراف (طاهری امروزی) یکی از بزرگترین و باشکوه ترین بنادر ایرانی و اسلامی در سرتاسر حوزه خلیج فارس به شمار می رفت.

دریانوردان و بازرگانان سیرافی نه تنها با کلیه بنادر آباد و پررونق خلیج فارس بلکه با هندوستان، چین و شرق آفریقا نیز در تجارت مستقیم و مستمر بودند. شهرسیراف در قرون اولیه اسلامی، شهری آباد، با عظمت و بسیار ثروتمند بود. مالکان خانه های زیبا، چوب مورد نیاز بناهای خود را از آفریقا و هندوستان وارد می کردند و در بندر سیراف خانه های چندطبقه می ساختند که قیمت آنها بیش از سی هزار درهم بود. شهر، دارای سیستم فاضلاب و لوله کشی سفالی بوده و بیمارستان بزرگی در آن احداث شده بود. علاوه بر این سیراف دارای چندین مسجد بزرگ و کوچک بوده که معروفترین آنها مساجد جامع و امام حسن بصری می باشد.

هنرمندان سیرافی یا مقیم سیراف در کارگاه های خاصی، مرواریدهایی را که از نواحی مختلف خلیج فارس می رسیده، پردازش هنری می کردند و سپس آن مرواریدها را به هند، چین و آفریقا صادر می نمودند. هنر گچ بری نیز در بندر باستانی سیراف رواج کامل داشته و مردمان متموَل و ثروتمند سیراف، اغلب دیوارها و سقف های خانه های خود را با نقوش و طرح های چشمگیری گچ بری می کردند. مردمان خوش ذوق سیراف حتی در آیین دفن مردگان خود نیز مسایل هنری را رعایت می کردند. آنان سنگ قبرهای مکعب شکلی بر قبرهای مردگان خود می گذاشتند و آیات قرآن کریم و نام متوفی را با خط کوفی بسیار زیبا بر سنگ های مخصوص حک می کردند.

سیراف بندری بوده که در باریکه ای میان کوه و دریا قرار داشته و به همین دلیل از چشم انداز بسیار زیبا و استثنایی برخوردار بوده است. هیچ بندری در سرتاسر خلیج فارس، موقعیت طبیعی سیراف را نداشته است. شهر با عظمت و پرشکوه سیراف سرانجام در زلزله هولناکی که در نیمه دوم قرن چهارم هجری رخ داد به کلی ویران شد و بخش قابل توجهی از آن نیز به زیر آب فرو رفت. اکنون از آن همه شکوه، تنها ستون های نیمه فرو ریخته، دیوارهای شکسته، قبرهای متروک و مساجد ویران باقی مانده است. ویرانه هایی که هنوز زیبا و چشم انداز هستند و بیانگر رونق افسانه ای شهر در روزگاری دور می باشند.

بازمانده‌های سیراف تاریخی

بازمانده‌های این شهر باستانی در نزدیکی بندر سیراف کنونی دیده می‌شود. سیراف زمانی از بندرهای اصلی ایران و خاورمیانه و محل پهلوگیری کشتی‌های بزرگ بود. بازرگانان سیرافی به دوردست‌های آسیا و آفریقا سفر دریایی می‌کردند. آنچه از سیراف بازمانده، حفره‌های سنگی کنده شده بر شیب تبه‌های سنگی است که گویا بعد از اسلام به‌عنوان قبر نیز استفاده شده‌اند. همینطور سنگچین‌ها، چاه‌ها، سنگ‌فرش‌ها و غارهایی شبیه آتشگاه در دل کوه‌ها بجا مانده‌است. غلامرضا معصومی، محمد حسین سمسار، رضا طاهری و سید قاسم یاحسینی تاریخ نگارانی بوده‌اند که به صورتی مبسوط سیراف را در حوزه های باستان‌شناسی و بناهای تاریخی، وضعیت اجتماعی، موقعیت جغرافیای تاریخی و اجتماعی و مشاهیر آن شرح داده‌اند.

دخمه‌ها وقبرها

قبرهای سنگی قبرستان سیراف به احتمال زیاد می‌توان گفت که گودالهای حفر شده بر پهنه کوهستان سیراف در ابتدا به منظور جمع آوری و استحصال آب ایجاد شده‌اند و آنچه که بعدها توسط افرادی (احتمالاً متنفذ و متمول و نیز شاید توسط عموم و بدلیل رخداد حوادث غیر مترقبه همچون زلزله و یا بیماری طاعون و نیاز به دفن سریع مردگان) مورد استفاده به عنوان گورهای فردی یا خانوادگی شده در روزگارانی زیاد پس از احداث اولیه اینان صورت گرفته‌است. پیدا شدن استخوان و آثار مردگان درون برخی از این حوضچه‌ها نه تنها منکر سیستم استحصال و ذخیره آب نمی‌باشد بلکه با دقت بر گورهای یافته شده و وجود لایه‌ای از قشر نفوذ ناپذیر ساروج درون حوضچه‌های استفاده شده به عنوان قبر، به نکاتی موید روش تأمین آب در شهر باستانی سیراف پی برده می‌شود.

 

 

شهر ساحلی بنک

شهر بنک دارای یکی از زیباترین سواحل ماسه‌ای جنوب کشور می‌باشد. بنک در سال ۱۳۸۲ به شهر تبدیل گردید.رضا طاهری در کتاب از مروارید تا نفت نوشت: در کناره شهر کنگان و بنک بر اساس نوشته‌های جغرافی نگاران قرن اول تا ۶ هجری دهی کوچک به نام خورشیف یا خورشید را جستجو می‌کند و معتقد است این روستای باستانی در محدوده بنک و کنگان و یا در محدوده بنک و بردستان می‌باشد. بَنک: بُنه +ک = محل بُنه و بار انداختن. بنه به معنای باروبنه یا بنه به معنای بنه و تنگه درختان. ساکنان اصلی شهر بنک کشاورزانی بوده‌اند که برای گذراندن زندگی خود به این مکان آمدند. ابتدا درکپرها و کومه‌هایی که از برگ خرما و چوب‌های درختان بومی چون گز، کنار و کرت برپا داشته‌اند به سر می‌بردند. به این کپرها و کومه‌ها بُنه می‌گفتند. بنه در اصطلاح عامیانه به تقسیم اراضی و تقسیم کار می‌گفته‌اند و بنه بندی نیز گفته شده است در زبان محلی بنه به معنی جمع کردن خرمن و یا عبارت دیگر خرمن جا نیز گفته می‌شده است در ضمن در منطقه درختان بنه وجود دارد. رفته بُنه به بُنک تبدیل شده و پس از آن به بَنَک تبدیل شده است.

نام شهر بنک از نام «بنه» که در گذشته نوعی تقسیم اراضی و تقسیم کار بوده است گرفته شده ودر اصطلاح «بنه بندی» نیز گفته شده است علاوه بر این توصیف، در زبان محلی «بنه» به معنی جمع کردم خرمن و با عبارت دیگر خرمن جا نیز گفته می‌شود در ضمن در منطقه درختان «بنه» نیز وجود دارد که احتمال اینکه نام شهر از این گیاه گرفته شده باشد وجود دارد.

جاذبه‌های گردشگری

پارک ساحلی (به فاصله ۳کیلومتر در غرب شهر)

http://files.wikipg.com/photosite/site_view/116253.jpg

پارک جنگلی (واقع در انتهای بلوار شهرداری)

پارک کوهستانی (واقع در دامنه کوه)

جنگل دریایی حرا (واقع در شمال پارک ساحلی)

http://jamkhabar.ir/uploads/jamkhabarir/311141907160525514.jpg

چاه قدیمی بنک

http://www.banak.ir/annex/album/road.jpg

 

امزاده شاه حسین بنک

 

 

 

اخبار مرتبط
    کلمات کلیدی
    ثبت دیدگاه