کد خبر : 76675تاریخ ثبت : 1397/12/19 15:43:55
ساحل دریا شرمنده ی کشف حجاب وزوال احتشام !

ساحل دریا شرمنده ی کشف حجاب وزوال احتشام !

ساحل دریا وهیچکدام از اماکن عمومی نباید شرمنده ی کشف حجاب وزوال احتشام ،عده ی قلیل بنام آزادی که آن را بد فهمیده اند شده قانون و غیرت دینی، احساسات و ادراکات پاک اخلاقی وجدان های آزاده و عناوینی از عفت و هنجار برسمیت شناخته شده عامه مورد بی حرمتی وناخنک زدن بی مبالان قرار گیرد

به گزارش کوگانا دیدگاه علمی : نباید اعمال و احساسات ما وقتی لباس هایمان را می بُرند  وپرو می رویم تغییر کنند! اگر انسان دینی ویا حتی اخلاقی  هستیم  قاعدتا دستورات متفق القول مشترک  همه ی ادیان ومعیارهای اخلاقی  در ظاهرزندگی  وخود ما را  حداقل این چند نکته دربرمی گیرد: مودب بودن، پوشش وآراستگی مناسب و پاک دامنی.وضرور ت  حفظ  وپذیرش  قانون حرمت اعراف ، سنت، احساسات و رسوم دیگران و اگر غیر از این باشد جالب  است بدانیم که  اغلب جدیدترین  و حتی قدیمی ترین نظریات  علمی وفلسفی   نیز نگرانی های جدی خود را در اشکال متنوع از انحطاط  انسان ناشی از عدم دریافت بموقع حقایق ابراز کرده اند  وحتی در زمانی دکارت مردم را به عنوان موجوداتی معرفی کرد که جهان  خود را به دو بخش تقسیم می کردند: یک  جهان مادی  و یک جهان معنوی . روانشناسان نیز بر اساس نظریه افلاطون  می گفتند دو نوع ذهن وجود دارد: ذهن اندیشه، تحلیل و  ذهن احساساتی و عاطفی. هرکسی که به برهنگی ویا نیمه برهنگی روی می آورد می دانست که اموری را زیر پا گذاشته که نباید زیر پا بگذارد.

 نویسنده ی نیز گفته بود:  که مردم مانندخانه،هستند  تعدادی می شود درون آنها زندگی کرد برخی از آنها شایسته ی ترمیم و تعمیرندو برخی نیز سزاوار تخریب و بازسازی ، و  بعضی خودخواسته روی آنها نوشته می شود: این  خانه به فروش می رسد؟!

 نکته ؛ سه فرد معروف با ماهیت یهودی تاریخ  معاصر را دستخوش تغییرکردند:
  کارل مارکس : همه چیز پا پول است.

سیگموند فروید : اصل رفتار متاثر از غریزه جنسی بوده و این یکی همه چیز است
  آلبرت انیشتین : همه چیز نسبی است.

 وبدینوسیله مافیای سرمایه داری برای تسلط برجهان از سه عامل فوق نهایت بهره برداری را در همه عرصه های سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، نظامی و... بعمل آورد...
  براین پایه داده های مربوط به غریزه جنسی که بعنوان قوی ترین  وساده ترین محرک انسانی برآن سرمایه گذاری شده  تا در رسانه ها ی مختلف وبویژه در اینترنت، سایت ها و شبکه های اجتماعی  ومحیط عمومی  هربار بشکلی  تازه مطرح شود و اوج پدیده سازی از آن که شعار آزادی و حقوق زن  بخصوص در بیست سال   گذشته منبع گفتگوهای  جنجالی  و سقوط حتی در جامعه ی غربی شده  فرصت های جدید و بازاریابی را  با استفاده از کالا  وابزار سازی از دختران و زنان  تحت تاثیر گسترش و تعمیم داده است.

با همه ی نتایج خفت بارآن برای جامعه ی بشری و  علیرغم  هشدارهای محققان،پژوهشگران، و اطلاع رسانی  از داده ها و ارقام هولناک که  مبتنی بر روش های تحقیق  مستدل ارائه می دهند.

از گسست خانواده و کاهش فزاینده ارزش زن و اختلال امنیت اجتماعی  و روانی و تبعاتی چون امراض مرتبط  که این بخش عظیم از جامعه ی بشری را قربانی خود ساخته   حکایت دارد هنوز برخی افراد سیر این جریان  کشتارجمعی اخلاقی را جدی نگرفته اند که  مطالعه ی آنها و برسی تجارب شخصی  قربانیان که در آغاز تنها با تقلید گام به گام از روشهای نامتعارف خودنمایی به این وادی بی سر انجام وارد شده اند به فعالان اجتماعی این امکان را می دهد  تا سلامت فضاهای مجازی  و عمومی را با اطلاع رسانی دقیق ومعتبرسالم  نگه دارندو آگاهیهای  بروز شده  خویش را در چگونگی مسائل اجتماعی، سیاسی و حقوقی بالا ببرند.

البته متاسفانه بسیاری از ما زمانی به اشتباه خود پی می بریم که دیگر فرصت جبران  آن را نداریم و یا درصورت جبران از تبعات آن رنج می بریم فرقی نمی کند که در چه موقعیتی و در کجای دنیا قرار داریم :

 برای نمونه نوشته اند : زمانی که بیل کلینتون فرماندار آرکانزاس بود   خانم آمریکایی  که در سال 1982  بعنوان ملکه ی زیبایی آن کشور  و بازیگری  موفق شناخته شده بود و  با  فرماندار  مذکور ارتباط داشت نام او" Gracen" و هنگامی که  کلینتون برای رئیس جمهور شدن در سال 1992 آماده می شد، روزنامه نگاران   برای به چالش  کشیدن کلینتون ، آن زن را  جستجو  میکردند و سعی داشتند اورا به گفتن  چیزهائی  در خصوص رابطه اش  وادار کنند اما او چیزی نگفت  و  مجبور شد آمریکا را ترک کند.


  حتی ‏او و همسرش  را در جزایر کارائیب تحت تعقیب وفشار قرار دادند با تهدید و تطمیع نیز چیزی دستگیرشان نشد و زمانی که  جریان رسوائی مونیکا لوینسکی و کلینتون بالا گرفت ... دوباره سراغ این خانم رفتند و  حتی با پیشنهادهای اغوا ء کننده  وتحریک شوهرش نتوانستند حرفی از او بالا بکشند .

مدتی اورا به حال خود رها کرده و سپس نامه ی با امضای کلینتون برایش فرستادند تحت این عنوان که  کلینتون تا پایان عمر قدردان او بوده و از راز داریش تشکر می کند ... اما در پایان  پاسخ داد : این نامه هم جعلی است.

این" زن "در واقع شخصیت ترمیم شده ، خودش را حفظ کرد .

وقتی  به عقل خود  در ارزیابی شخصیت یک فرد رجوع می کنیم:  هنگامی که برای اولین بار با فردی ملاقات می کنیم، تصور ما متفاوت خواهد بود با آنچه ...  با توجه به تصویری که از ظاهر گفتار و کردار او برداشت می کنیم : شام رسمی،میهمانی،  کنفرانس،کنار دریا ...  هر چارچوب فضایی بر روی چگونگی انتخاب یک لباس شخصی و مقدار ی از "جسم و  اندام "  که او می خواهد خودرا معرفی کند . دیدگاه اغلب این را می گوید که  کم رنگی پوشش لباس یا برهنگی بخشی یا تمام بدن ، می تواند فرد را به  عنوان یک مورد در معرض سوء تفاهم و  بهره برداری تبلیغاتی، تعرض ویا آزارجنسی  یا چشمی  و ابزاری برای پاسخگویی به تمایلات وهیجات جنسی بدل کند .

  wired (سایت)  theory of mind،ذهن انسان هرچه  را در هر جایی می بیند، تصورات بصری را به   ذهن  وتحویل نظریه منتقل می کنیم.  " نکاتی که زبان بدن ارائه می دهد به یک تصویر ذهنی  وپردازش کلامی و یا چرخه ی محرک و پاسخ تبدیل شوند:واین ارتباط پیچیده بین نظریه عقل و ادراک حسی زمینه اشکال آفرینی را تجدیدوتشدیدمی کند
گزارش سال 2010 انجمن روانشناسی آمریکا یادآور می شود : برجسته کردن  تمایزجنسی یا صحنه سازی از آن باعث می شود که ما  انسان  را صرفاً  طریق جذابیت جنسی خود  منهای  صفات دیگر ارزش گذاری کنیم، گام ها وانتظارت  جنسی ناخواسته را تشویق کنیم و به انسان  بعنوان "چیزی" نگاه کنیم،که فاقد اراده و احساس مستقل  وخویشتن داری بوده، و در نتیجه این فرد در ذهن بیننده به عنوان "قطعه ای از گوشت" آزاد بدور از هر ویژگی درونی درک می شود.

پیشتر ؛ این نظریه (objectification) توسط امانوئل کانت، فیلسوف معروف  مطرح شد: "عشق مبتنی بر رابطه  وغریزه جنسی صرف ، معشوق را به  عنصری برای شهوترانی محض تبدیل می کند، و هنگامی که این میل کاهش می یابد، فرد مثل یک تکه لیمو خشک فشره شده کنار انداخته می شود"از نظرکانت ارزیابی شخص براساس کمیت پوشش  زن ومرد در تصاویر ظرف 0.2 ثانیه، وبعد از مرور 0.3 ثانیه  ودر محیط آزاد با شراط خاص خودش فرقی نمی کند تنها ظرفی برای لذت جویی و اشباع تمایلات فری بشمار می رود.

درمجموع این جامعه است که :

 با بررسی این پدیده ی نامتعارف  با  اتخاذ روش های آموزش  مناسب و تکیه بر روش های فرهنگی وعلمی  مقابله کند

- آثار زیانبار این رویه ی ناپسند وبا مطالعات و پژوهش ها و تجاربی سایر جوامع که مستندشده از طریق رسانه ها و محافل خصوصی واجتماعی، آگاهی عمومی افزایش یابد
- با بکارگیری محتواها  و استانداردهای لازم مراکز تفریحی و تفرجگاهی به محلی امن و سالم و آموزنده و کار فرهنگی  جذاب تبدیل گردد
 - با مطالعه وتحقیق بدیل ها و سازکار های مشخص در تراز جامعه ی پیشرو عرضه شود.

بنابراین ساحل دریا وهیچکدام از اماکن عمومی نباید شرمنده ی کشف حجاب وزوال احتشام ،عده ی قلیل بنام آزادی که آن را بد فهمیده اند شده قانون و غیرت دینی، احساسات و ادراکات پاک اخلاقی  وجدان های آزاده و عناوینی از عفت و هنجار برسمیت شناخته شده عامه مورد بی حرمتی  وناخنک زدن بی مبالان قرار گیرد !

 

عبدالمجید اورا

اخبار مرتبط
    کلمات کلیدی
    ثبت دیدگاه