کد خبر : 76101تاریخ ثبت : 1397/10/8 06:47:13
چرا نباید فتنه و فتنه گران 88 را فراموش کنیم؟

چرا نباید فتنه و فتنه گران 88 را فراموش کنیم؟

ثروتمندان به ثروت خود می افزاید و جهان سلطه بر قدرت خود و این دو صنف، به گفته خودشان با کنترل ذهن ما بجای ما فکر می کند و بجای ما تصمیم می گیرند.

به گزارش کوگانادر آن روزها نامه ی که تنوره دود را از شعله آتش فتنه در خیابان نه پیش بینی بلکه پیش طراحی کرده بود. به یکباره می رفت تا در سایه ی آمیخته شدن حق و باطل، فضای کشورمان دستخوش بی قانونی هرج و مرج شود.

بی شک آنچه بر مهندسی این فتنه از سوی بیگانگان و همراهی برخی در داخل با آنها تاکید دارد و مهر تائید بر آن زده است اعتراف موثق و مستند عوامل پایه گذار و شیوه های بکار گرفته شده در این پروژه ضد انقلابی بود که  می توان آنها را از طریق تجزیه و تحلیل رسانه ها اسناد و اظهارات منتشر شده نه تنها در داخل کشور بلکه در خارج از مرزها بصورتی آشکار مورد بررسی قرار داد.

 غرب و دو قلوی صهیو وهابی و لیبرالیسم در میان فتنه افروزی آتش بیار معرکه بودند. و اینگونه وارد کارزار شدند با بررسی ساختار قدرت (Power Structure Research)تجزیه و تحلیل شبکه (Network Analysis) تجزیه و تحلیل محتوا (Content Analysis) شیوه ی برای مطالعه و مرجع سازی ساختار نیروی فشار و (پژوهش ساختار قدرت) طراحی کنند.

در واقع یک رویکرد به نیروی درونی در دو بعد برای هرگونه فشار ضروری متمرکز بود. با تجزیه، تحلیل شبکه ی افراد و نقش ها تجزیه و تحلیل نقشه های فردی و سازمان هایی که ساختار نیرو تشکیل می دهند در ارتباط با هر یک با یکدیگر در سطحی وسیع فشار بر تصمیم گیرندگان نظام و تاثیر و نفوذ بر افکار عمومی را مورد مطالعه و چالش قرار دادند و اینگونه فتنه 88 طراحی شد(1)


در اینجا می توان ابعاد پیچیده فتنه 88 را با اضافه کردن، یک بخش بزرگ به تقسیم بندی "جورج اورول "نظریه پرداز و تهیه کننده اسبق برنامه ی رادیویی بخش شرقی بنگاه خبر پراکنی بی بی سی دامنه ی بحث را گسترش داد که اگر او در 9 دی ماه سال 88 زنده بود شاید مجبور بود که طبقه بندی سیاسی مردم جهان را تغییر بدهد او در نیمه دوم قرن گذشته طبقات سیاسی اجتماعی جهان را به سه گروه تقسیم کرده بود.

1) طبقه ی اول، گروهی بسیار معدود که اتفاقات و وقایع جهان را تصمیم گیری کرد و ایجاد می کنند که ما اعضای این گروه هستیم.


 2) طبقه ی دوم؛ دسته ی پرتعداد تری بوده که اطاعت پذیری، وابستگی، پیاده سازی برنامه ها و رصد کردن فرصت ها را برعهده دارند که طبقه سیاسیون و روشن فکر نماها هستند.


3)طبقه ی سوم، توده عظیمی از مردم هستند که دو طبقه ی قبلی نمی خواهند این قشر بی شمار هرگز از حقایق مطلع شوند. اما اورول قاعدتاً در صورت مشاهده ی دیدگاه های رهبر فرزانه انقلاب اسلامی و شور و شعور مردم انقلابی در سال 88 ایران چاره ی نداشت که این طبقه چهارم را بعنوان بخشی غیر قابل مهار و سرافراز در مقابل طبقه ی اول تقسیم بندی پیشین خود قرار دهد.


زمان تغذیه ی فتنه تحریض مردم قبل از اینکه ثمر و نتایج انقلاب اسلامی و موفقیت های حاصله را لمس کرده یا بچشند هرج و مرج جهانی با استفاده از سلاح ارعاب، رسانه و تحریم به عبور از خواستگاه مردمی انقلاب اسلامی  می اندیشید تا هرچه سریعتر با عبور از مانع اصلی به یک نظم نوین جهانی دلخواه برسد.


 شارل موریس تالیرون دیپلمات معروف فرانسوی در قرن 19در این رابطه گفته است شما باید قبل از غذا خوردن مردم آن ها را تحریک کنید. یعنی چیزی که امروز بحران بدهی و سیستم متزلزل مالی ارز جهانی، بیکاری و انقلاب های اجتماعی و رنگی، جنگ و بسیاری از مشکلات در انواع مختلف در واقع ابزاری در خدمت (الیگارشی )هرج و مرج جهانی برای کشاندن بشریت به سمت دلخواه در هر جامعه صورت می گیرد.


تا انسان مستقل همواره بفکر خارج شدن از گرداب باشد و یا ناچار شدن به پذیرش حداقل تلفات و خسارت و آنها مجبور باشند به شعار ایجاد یک دنیای جدید از تصمیمات یکپارچه با نام قوانین جهانی در میان ترس، وحشت، فشار و در کنار جاده به اصطلاح تمدن نوین بشری در اننظار رسیدن به پیشرفت و هدف از منظر دیدگاه غرب باشند. در این مسیر باید به هندسه واکنش افراطی اجتماعی و روانی، با توجه به کار مداوم بر روی آن موضوع بازسازی و تجدید ساختار در یک مدل دلخواه می پردازند که در اصظلاح به آن مهندسی اجتماعی می گویند. 


اصطلاح مهندسی اجتماعی یعنی روش علمی برای نفوذ در مجموعه های انسانی است. و اینگونه همه طبقات را در برمی گیرد خانواده، قبیله، جامعه، مذهب، مردم، فرهنگ، مجتمع، شرکت و کار دوباره شکل گیری و شکل دهی روانی و ادراکی در انسان به طور کلی غیر مجاز است در پشت پرده اقدام می شود و قواعد تعامل را رعایت نمی کند و بسیارند گروه های هدف که حاضر به مخلوط کردن و پذیرش، پیکربندی از سوی بیگانه نمی شوند راز این قضیه در این نهفته است فریبکاری فردی است که می تواند درمان فرایند بازیابی را کُند کند.


 کارل پوپر، دانشمند معرفت شناختی تحت نام های مفهوم مهندسی اجتماعی و جهت دهی روش های تغییر را در قرن 20 تعریف کرد در سال های اخیر ما در جهانی زندگی می کنیم که با سرقت آگاهی موجود با تمرکز بر روی ویژگی های مخفی دو واژه زیر در مهندسی اجتماعی اقدامات خودرا دنبال کرده است

01- صید ماهی با طعمه (
Fishing) در هر محیط طعمه و سوسه انگیز، و وعده داده ظاهراً برای پیشرفت ما و در واقع برای مقصدی که خود می خواهند تهیه و تدارک دیده می شود(مهندسی اجتماعی)

02-بحران سه گانه، Conflit Triangulè (قربانی ،جلاد ، نجات دهنده) در بحرانی ساختگی حس همگرایی بین گروه ها یا گروهی از افراد را تضعیف کرده و یا حتی با از بین بردن انسجام آنها با استفاده از یک استراتژی غیر مستقیم برای به دام انداختن آنان در جهت منافع برنامه ریزی شده برای کارگردانان اصلی این بحران که در صحنه حضور ندارند.
 
آنها از چند تکنیک برای دور زدن انقلاب و پایداری مردمی و انسداد در سیر حرکت طبیعی جامعه با کار انسانی و مهندس اجتماعی استفاده کردند. که به نام سرقت ذهنی معروف است تا ما را با اتصال کوتاه به اتفاقات ساختگی از توجه به نظام فعال و روان حاکم بر جامعه دور کنند و خود به سیستم معامله ی به برنامه ریزی مجدد و تلاش برای تغییر شکل ذهن ما بدون اینکه متوجه مخلوط کردن امور شویم بپردازن دزدی ذهنی یک تجاوز مرموز به حقوق جامعه است.

 با این اوصاف مهندسی اجتماعی دزدی ذهن است که در مفهوم انگلیسی به نام  دکتر اسپین (Spin Doctor) شناخته شده و به معنی وارونه شخصیتی یا بازتاب واران رفتاری است و که مشاور باراک اوباما می گوید: آن پروژه یا روند نفوذ در ذهن یا نفوذ شناختی برای ورود به ذهن افراد و دوباره سازی ادراک آنها بدون اینکه این روند تغییر را احساس کنند.(2)

  اما مناطق که در آن دزدان اذهان در آن فعال هستند عبارتند از: رسانه، علم و بازاریابی، مدیریت، و سیستم های امنیتی، اطلاعاتی و سیاست است.


بحران اقتصادی و جریان های سیاسی زمینه ی مناسب برای قرار دادن یک وعده سیاسی جدید محسوب می شوند.طبقه ی اول بقول اورول که قوانین جهان را در خفا تصمیم سازی می کنند،در تلاش برای تغییر ماهیت مردم در سراسر جهان با مجرک های مصنوعی و مکانیزم های قرار دادی است که به نوبه خود به سقوط ارزش ها و اخلاق در تمام جهان می کوشد برای از بین بردن جوهر انسانیت انتظار دارند بدون یک واکنش یا نفرت از این موضوع توسط مردم به اهداف خود دست یابند و برای بهره برداری از پروژه ی خود شعارهای چون مدرنیته، حقوق بشر،  مقابله با تهدیدات تروریستی ، آزادی و رفاه را مطرح می کنند.


نتیجه گیری این پروژه در مهندسی اجتماعی، با معرفی طعمه و یا فریب، استراتژی مورد استفاده استحاله فرهنگی شخصیتی جعل یک موضوع یا تناسخ شخصی و بهره برداری از اعتماد به قواعد تعامل و اتخاذ این موضوع استراتژیک به خصوص در اصطلاح مثلث Karpman در ایده توسط تکنیک های تحلیل رفتاری متقابل الهام گرفته شده است.

روابط انسانی در 3 نقش خلاصه می شده است ناجی، جلاد و قربانی به منظور اجرای این بحث در آگاهی ما جلاد با هیچ علائم ظاهری از خارج بعنوان قربانی بدون هر گونه سوء ظن و یا متصلب و یا انتقاد در بین ما ظاهر می شود و در نتیجه با جلب اعتماد ما از ما بهره برداری کند.

نقش قربانی قادر می سازد تا جلاد در نقش قربانی به انجام اعمال وحشتناک و از بین بردن آگاهی ما از قواعد تعامل می پردازد و با ایجاد جذابیت های کاذب در ذهن ما را جهانی وارونه علاقه می کند جلاد قربانی است و بالعکس و به عنوان مثال زندگی از ایده قربانی شدن (هولوکاست) برای جلوگیری از تجزیه و تحلیل جدی از آرمان فلسطین و جنایات صهیونیستی مطرح شده است.

با پیکربندی یک لابی های قدرتمند در درون بافت بسیاری از کشورها برای از بین بردن داصل واقعیت فعالیت دارد.ما قلب واژگان واژه نامه استراتژی فتنه از تسری روش موضوع به نام جورج اورول در زبان جدید و امروز به نام             « politiquement correct» در مسائل استراتژیک و عملیاتی کردن این موضوع برای ارائه مورد علی الظاهر مثبت و در واقع برای مسدود کردن و از کارانداختن هر استدلال و انتقاد سازنده بکار رفته است دریافته ایم.


 اکنون اصطلاح جنگ استعماری به دخالت بشر دوستانه و حقوق بشر با پوپولیسم و ​​تعصب در اختلال نظم عمومی و انباشت ثروت با توسعه جایگزین شده است و دوباره با ایجاد واقعیت مجازی یک تصویر مثبت از مصونیت از هر بحث یا مخالفت خصمانه ساخته است چگونه می توان برای مثال،شورش علیه صنعت تولید آفت کش که باعث انقراض 90 درصد از شرایط زیستی توده خاک را از بین برده است محکوم شده  و با نام این صنعت موضوعی جذاب با « علم زندگی » آمیخته شده است؟


چرا نباید فتنه و فتنه گران 88 را فراموش کنیم؟ چرا نباید فتنه وفتنه گران 88 را فراموش کنیم؟ زیرا اینگونه ثروتمندان به ثروت خود می افزاید و جهان سلطه بر قدرت خود و این دو صنف زیاده مسکبر به گفته خودشان با کنترل ذهن ما با استفاده از واژگان و اصطلاحات تغییر شکل داده ذهن ما را از شبکه های ماهواره ی و تلویزیونی، از طریق شبکه های اجتماعی، رادیوئی ، روزنامه و بولتن دشمن بجای ما فکر می کند و بجای ما تصمیم می گیرد و ما در پروژه ی فتنه بنام جنبش سبز زندان داستانی با واقع خیالی چپ را بوسیله بخشی از ما که نمی دانیم که ما نه تنها برده بلکه تبدیل به بندگان آنها شده ایم اجرایی می کنند.



منابع:(1)" سیا" با همکاری عناصر همراه داخلی فتنه سبز را راه می اندازد
« La CIA et le laboratoire iranien », « Pourquoi devrais-je mépriser le choix des Iraniens ? », « La « révolution colorée » échoue en Iran », par Thierry Meyssan, Réseau Voltaire, 17, 21 et 24 juin 2009. « Iran : le bobard de l’« élection volée » », par James Petras, Traduction Marcel Charbonnier, Réseau Voltaire, 19 juin 2009- de révolution colorée de 2009, organisée par la CIA avec l’aide des ayatollahs Rafsanjani et Khatami, il prit position pour-On trouvera une étude très complète de la crise nucléaire iranienne dans : « Qui a peur du nucléaire civil iranien ?« plan B » : une vaste déstabilisation du pays, bien plus puissante que celle de 2009. À l’époque, il s’agissait de faire croire à un trucage de l’élection présidentielle qui aurait été gagnée par les pro-US [6]. Cette fois, il devrait s’agir d’un remake de la pseudo-révolution syrienne de 2011. », par Thierry Meyssan,
Réseau Voltaire, 30 juin 2010
-
2)سیاست تغییر نظام ایران که جورج دبلیو بوش آنرا در آمریکا از سال 2002 پایه گذاری کرد دوراز دسترس است ولکن این موضوع باعث نمی شود دولت  و کنگره در حمایت و پشتیبانی از گروههای معارض و مخالف جمهوری اسلامی برای تغییر نظام ایران دست بکشند


و براساس این مهم  آمریکا فقط در حمایت های مالی خود را از گروههای معارض نظام جمهوری اسلامی و گروههای مدعی ترویج دمکراسی وحقوق بشر در ایران به 75 ملیون دلار درسال 2006 رساند و بدون شک این مبلغ معادل مبلغی بوده که از سال قبل و حتی بعد از آن دراین راه هزینه کرده است.

Publisher: CreateSpace Independent Publishing Platform; RL32048 :Iran: US political concerns and Responses/Iran: U.S. Concerns and Policy Responses-edition (January 26, 2015) 
 

عبدالمجید اورا

اخبار مرتبط
    کلمات کلیدی
    ثبت دیدگاه