کد خبر : 75935تاریخ ثبت : 1397/9/15 10:36:58
16 آذر روز دانشجوی ضد آمریکاست

16 آذر روز دانشجوی ضد آمریکاست

همزمان با حضور نیکسون دانشجویان ضد استکبار که هنوز خاطره تلخ کودتای 28 مرداد را در دل داشتند علیه این حرکت قیام می کنند. عوامل سفاک رژیم ستمشاهی برای مسکوت کردن صدای اعتراض دانشجویان دست به اسلحه می برند و با خون 3 تن از این دانشجویان ، زمین دانشگاه را رنگین می کنند.

به گزارش کوگانا، روز دانشجو، در ایران به ۱۶ ماه آذر اطلاق می‌شود. این روز، به یاد سه دانشجو که هنگام اعتراض به دیدار رسمی ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا و همچنین از سرگیری روابط ایران با بریتانیا ، در تاریخ ۱۶ آذر ۱۳۳۲ حدود چهار ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد همان سال  در دانشگاه تهران شهید شدند، گرامی داشته می‌شود.

رهبر معظم انقلاب در جمع دانش آموزان و دانشجویان درمورد کودتای ۲۸ مرداد می گویند: « حادثه از این قرار بود که دولت مصدّق که نفت را، منبع ثروت ملّی کشور را از چنگ انگلیسی‌ها و از دست انگلیسی‌ها با کمک افرادی که بودند - مرحوم آیت‌الله کاشانی و دیگران - توانست خارج کند، یک اشتباه تاریخی انجام داد و آن تکیه به آمریکا بود.

 در مقابلِ دشمنی انگلیس‌ها، فکر کرد باید یک پشتیبانی در عرصه‌ی بین‌المللی داشته باشد، این پشتیبان آن روز از نظر او آمریکا بود؛ به آمریکایی‌ها اعتماد کرد؛ امید او به آمریکایی‌ها بود. از این خوش‌بینی و ساده‌اندیشی، آمریکایی‌ها استفاده کردند، [کودتای‌] بیست ‌وهشتم مرداد را به راه انداختند.

مصدّق را هم گرفتند، بردند زندانی کردند و محمّدرضای پهلوی را که از ایران فرار کرده بود، برگرداندند، به سلطنت نشاندند؛ آمریکایی‌ها [این کار را] کردند»

اما چرا از کودتای 28 مرداد گفتیم، زیرا ارتباط بسیار نزدیکی میان این کودتای آمریکایی علیه ملت ایران و واقعه 16 آذر سال 32 وجود دارد.

در 16 آذر سال 32 در واقع هنوز 4 ماه از این کودتای ننگین نگذشته بود که نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا با نهایت پررویی به ایران فرستاده می شود تا برخی امور را پیگیری و نیز در دانشگاه تهران سخنرانی کند.

همزمان با حضور وی دانشجویان ضد استکبار ما که هنوز خاطره تلخ و رنج بزرگ کودتای 28 مرداد را در دل داشتند از این حضور بی شرفانه خونشان به جوشش می افتد و علیه این حرکت قیام می کنند.

اینجاست که عوامل سفاک رژیم ستمشاهی در حمایت از معاون رئیس جمهور آمریکا و مسکوت کردن صدای اعتراض دانشجویان آگاه دست به اسلحه می برند و با خون 3 تن از این دانشجویان ، زمین دانشگاه را رنگین می کنند و آنها را به خاک و خون می کشند.

فردای آن روز در جو خفقان و وحشت، نیکسون به دانشگاه تهران می آید و از دست قاتلان «دکترای حقوق» دریافت می کند.

در همین روز یکى از دربان‏هاى دانشگاه شنیده بود که تلفنى به یکى از افسران گارد مستقر در دانشگاه دستور مى‏رسد «باید یک دانشجو را شقه کرد و جلوى درب بزرگ دانشگاه آویخت تا عبرت همه شود و هنگام ورود میهمانان خارجى صداها خفه گردد و جنبنده‏اى نجنبد.»

دکتر علی شریعتی، در توصیف سه شهید دانشجوی رویداد 16 آذر 1332 می نویسد: «اگر اجباری که به زنده ماندن دارم، نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می زدم؛ همان جایی که 22 سال پیش، «آذر»مان در آتش بیداد سوخت. او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند. این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند ـ همچون دیگران ـ کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر که را می آید، بیاموزند، هر که را می رود، سفارش کنند. آنها هرگز نمی روند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید»ند. این «سه قطره خون» که بر چهره دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. کاشکی می توانستم این سه آذر اهورایی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم، اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم. »

شهید مصطفی چمران این گونه می نویسد: «از آن روز (یعنی 16 آذر 1332) نُه سال می گذرد، ولی وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است که گویی همه را به چشم می بینم. صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین می اندازد. سکوت موحش بعد از رگبار، بدنم را می لرزاند. آه بلند و ناله جان گذار مجروحین را در میان این سکوت دردناک می شنوم. دانشکده فنی خون آلود را در آن روز و روزهای بعد به رأی العین می بینم.

آن روز، ساکت ترین روزها بود و چون شواهد و آثار احتمال وقوع حادثه ای را نشان می داد، دانشجویان بی اندازه آرام و هوشیار بودند. پس چرا و چگونه دانشگاه گلوله باران شد؟ و چه طور سه نفر از بهترین دوستان ما، بزرگ نیا، قندچی و رضوی به شهادت رسیدند؟

دولت با خراب کردن سقف بازار و غارت اموال رهبران آن، بازاریان را کم و بیش مجبور به سکوت کرد، ولی دانشگاه همچنان خاری در چشم دستگاه می خلید و دست از مبارزه برنمی داشت و دستگاه همچون درنده خون خواری به کمین نشسته، دندان تیز کرده بود که از دانشجویان مبارز دانشگاه انتقام بگیرد؛ انتقامی که عبرت همگان گردد.

روز بعد نیکسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان بی گناه رنگین بود، دکترای افتخاری حقوق دریافت داشت و از سکون و سکوت گورستان خاموشان ابراز مسرت کرد و به دولت کودتا، وعده هرگونه مساعدت و کمک نمود و به رئیس جمهور امریکا پیغام برد که آسوده بخوابد»

در مکتب اسلام، همان قدر که عمل کردن به علم اهمیت دارد، عمل بدون علم نیز نکوهش شده است. علمِ معرفت آور و بینش زا به عمل فرد ارزش می دهد. نگاهی به دو مقوله علم و عمل در عرصه دفاع مقدس، مسائل بسیاری را روشن می کند. دانشجویانی که در دانشگاه دفاع مقدس، تئوری های خود را به آزمون می گذاشتند، افرادی بودند که آگاهانه در مسیر رشد خود گام برمی داشتند.

رهبر معظم انقلاب می فرمایند: «جنبش دانشجوئی خصلت و خاصیتش در کشور ما لااقل اینجور است - شاید در خیلی از کشورهای دیگر هم باشد - که ضد استکباری، ضد سلطه، ضد دیکتاتوری و طرفدار عدالت است. شروع این حرکت یا مقطع شناخته شده‌ی این حرکت، همین ۱۶ آذر است.

جالب است توجه کنید که ۱۶ آذر در سال ۳۲ که در آن سه نفر دانشجو به خاک و خون غلتیدند، تقریباً چهار ماه بعد از ۲۸ مرداد اتفاق افتاده؛ یعنی بعد از کودتای ۲۸ مرداد و آن اختناق عجیب - سرکوب عجیب همه‌ی نیروها و سکوت همه - ناگهان به وسیله‌ی دانشجویان در دانشگاه تهران یک انفجار در فضا و در محیط به وجود می‌آید.

 چرا؟ چون نیکسون که آن وقت معاون رئیس جمهور آمریکا بود، آمد ایران. به عنوان اعتراض به آمریکا، به عنوان اعتراض به نیکسون که عامل کودتای ۲۸ مرداد بودند، این دانشجوها در محیط دانشگاه اعتصاب و تظاهرات میکنند، که البته با سرکوب مواجه میشوند و سه نفرشان هم کشته میشوند. حالا ۱۶ آذر در همه‌ی سالها، با این مختصات باید شناخته شود. ۱۶ آذر مال دانشجوی ضد نیکسون است، دانشجوی ضد آمریکاست، دانشجوی ضد سلطه است«

اخبار مرتبط
    کلمات کلیدی
    ثبت دیدگاه