کد خبر : 75243تاریخ ثبت : 1397/8/5 07:58:58
اهالی فرهنگ و هنر کنگان و سودای تجارب بی سود؟

اهالی فرهنگ و هنر کنگان و سودای تجارب بی سود؟

ما از فقدان اطلاع رسانی عادلانه و عدم دعوت شکایت نمی کنیم، بلکه شکایت ما از فراوانی شعارها وکوتاهی در عمل کردن به آن است می خواهیم بدانیم چگونه هنرمندان ما را درک می کنید یا به عبارت دیگر چگونه آنچه را می نویسند یا مطرح و اجرا می کنند ارزیابی و ارزش گذاری می نمائید

به گزارش کوگاناحکایتی شنیدنی است که  می گوید :  رندان آبادئیی، دراز گوش کشاورزی را در بازار ربودند و دهقان  که همه مایملک خودرا ازدست رفته  دید به زمین و زمان شکوه می کرد و لی پاسخ نگرفت، تا زمانی که کدخدا  صدای کشاورز و ضجه او را شنید.  مردم اطراف این مالباخته جمع شده بودند، مهتر آبادی او را فرا خواند و از کشاورز خواست تا طرح شکایت کند، دهقان که صدای خوش آهنگی داشت بالحن زیبائی همراه با گریه وضجه  تاثر وتالم خودرا در غم از دست دادن چهارپایش با هنرمندی تمام ونحوه ی جذاب بیان می کرد .
 کدخدا  که  از نوع ادبیات،هنر ، صدای زیبا وسبک غمگنانه در سبک  گله گزاری  کشاورز  بسیار خوش،  آمده بود هرچند وقت یکبار  بدون  اینکه کشاورز متوجه  نیت  او باشد  اورا  فرا می خواند تا از طریق  ابراز تراژدی های آهنگین وتکرارداستان سابق ارباب را سرگرم کند  وبدین شیوه نه  الاغ ناپدید شده او  بازگشت ونه  رندان مورد تعقیب و بازخواست قرار  می گرفتند .  ولی همچنان  از دهقان  مرتبط  می خواستند تا گریه  ومویه کرده وبرنامه اجرا کند. و لا بد هردوطرف خوش بودند؟   یعنی پس از اینکه دهقان  امیدوار  به افاقه ی احتمالی به مرحله  بعد می رفت...  کدخدا و دوربری هایش   ازسادگی  دهقان و  بازخوانی الحان  برای گرم شدن محفل شان ، به انبساط خاطر می رسیدند  واجرای برنامه ی زنده اش را تحسین می نمودند و پس از تکرار متعدد برنامه  مذکور در مورد ی با هدیه ی ناچیز همچنان کشاورز را به محفل سرگرمی وپر کردن وقت آزاد دعوت می کردند وی را باردیگر امیدوار می ساختند؟!
 بسیاری از سمینارها، جلسات و کنفرانس ها  بویژه در منطقه ی ما هنوز هم طی سالیان اخیر یاد آورگریه های  شادی آور کشاورز فصیح و خوش صوت بلیغ است.
جامعه ما باید چند صدایی باشد؟
ماحوزی تصریح کرد: "موضوعی که بنده به عنوان مدیر کل فرهنگ و ارشاد استان به آن رسیده ام این است که باید جامعه ما چند صدایی باشد و همه باید رسانه ای باشند؛ فضا برای نقد و پیشنهاد باز باشد. زمانی ما می توانیم در جامعه خوب کار کنیم که صدای مخالفین یا منتقدین مان را نیز بشنویم و به آن پاسخ مثبت دهیمبه سانسور اعتقاد ندارم/امیدواریم نیازهای هنرمندان کنگانی با تعامل و هم افزایی خوبی که در این شهرستان وجود دارد، رفع گردد . انتقاد منصفانه و کار حرفه ای سرلوحه کار رسانه باشد". (در ادامه ی برنامه، هنرمندان مسائل و مشکلات خود را در حوزه های مختلف هنری از قبیل نمایش، موسیقی، هنرهای تجسمی، سینما، کتاب و کتاب خوانی، ادبیات و رسانه با مدیر کل فرهنگ و ارشاد استان بوشهر در میان گذاشتند)
اما باید گفت: نه اراده ی  قوی دراین راستا دیده می شود و نه اعتقادی به این عبارت ملال آور ، آسان درادا و سنگین دراجرا  وجود دارد وساده ترین دلیل آن همین است که جنابعالی را بدون اطلاع دردمندان فرهنگ وهنر دعوت می کنند و   صاحبان نقد و مطلب را محروم از حضور در این نوع جلسات می کنند و پس از آن داد سخن و سلسله عکس  وتیترهای ویترینی ردیف میشود.  واینگونه  وقتی از از سیاست شروع می کنیم ناگهان از  هنر سر در می آوریم و وهنگامیکه از  هنر می گوئیم یکباره باسیاست پیوندش می زنیم که در این روش و دور باطل ،  هنر می تواند سیاست را فاسد کند و سیاست نیز می تواند بر هنر همان تاثیر سوء را بگذارد . وعامل مشترک در این فرصت سوزی ، شهرت طلبی مطلبی مطلق با توابع متنوع هدف است    و برای خروج از این معضل  و  موفقیت درعرصه  هنر و سیاست، گسترش زیرساخت فرهنگی سالم ومتوازن یک ضرورت است  همانطور که در لغت نامه فارسی  به ترتیب فرهنگ - کار- موفقیت  و سپس عرضه ی هنر   متوالی می آیندتا نمایه ی جهت دار را به مانشان دهند اهتمامی چشمگیر معمول نمی گرد. " پلوتارک مورخ اخلاق گرای یونانی گزارش می دهد : " آنتونی جنگاور بنام رومی دویست هزار نسخه خطی به کلئوپاترا ملکه ی مصر بمنظوراظهار عمیق علاقه اش به فرهنگ  وهنر و  شاید تغییر رویه  معمول  هدیه می دهد"  تا بگوید تا در آن زمان فرهنگ تاچه حد ارزش واعتبار داشته است" و  نشان  دهد چگونه این روند درسیر تاریخ رو به ضعف  وسستی می رود؟
  بدین رو تا جامعه ی ما نیمی از بودجه واعتبار مالی اش را  در حوزه فرهنگی وهنر  صرف بزک کردن شعار و نیمی دیگر را صرف دفاع ازاین رویه می کند اتفاق تازه ای  را نمی توان شاهد بود...روشن است برخی جاذبه ها ی رایج امروزی درست مثل جاذبه ی زمین ما را  فقط بسمت به پائین می کشد.

و نهایتاً ما از فقدان اطلاع رسانی عادلانه  و عدم دعوت شکایت نمی کنیم، بلکه شکایت ما از فراوانی شعارها وکوتاهی در عمل کردن به آن است  می خواهیم بدانیم چگونه هنرمندان ما را  درک می کنید یا به عبارت دیگر چگونه آنچه را می نویسند یا مطرح و  اجرا می کنند  ارزیابی  وارزش گذاری می نمائید ؟ اینان که اینقدر بخود زحمت می دهند  تا برای دستیابی به رویکرد مناسب  در کارشان ثمری داشته باشد  تا بحال فقط تجاربی تکراری را دشت می کنند . آنها می خواهند تصمیم گیری های تعیین کننده   بمرحله ی واقعیت میدانی برسد و  تنها  با ابزار  درددل  کردن وغصه خوردن  رها نشوند....
  بنابراین جا دارد  در اینجا نتیجه گیری کنیم  که  قدما درست وحکیمانه گفته اند : گل بوته ها و درختچه های خاردارو درختان میوه دار یابی ثمر فردا با دانه های کاشته شده ی امروز سراز خاک برمی آورند !

اخبار مرتبط
کلمات کلیدی
ثبت دیدگاه