کد خبر : 74983تاریخ ثبت : 1397/8/1 07:57:39
برای بهتردیدن عقبه و فضای پیرامون یک انتخاب چه باید کرد؟ فرهنگ انتخابات(2)

برای بهتردیدن عقبه و فضای پیرامون یک انتخاب چه باید کرد؟

چرا کسی طی سه سال گذشته فکر قاطع ادای دین نه تنها به مجید کنگانی بلکه به همه ی کنگانی نبود؟ واگر وی پیش از این از کاندیدائی حمایت کرده که حق او بوده و دراین زمینه همچنان مختارومستقل است

به گزارش کوگانافیلسوف فرانسوی گابریل مارسل حکایتی رابیان می کند: مردی  را دیدم که درحالیکه شاخه گلی در دست دارد در  کنار   فاضلابی متعفن  به خواب  عمیق فرو رفته است  برایم سوال بود که چگونه می شود درکناراین موقعیت وشرایط به خوابی چنین آسوده پرداخت؟ در حالی که مردمی هستند  که بر روی رختخوابی از حریر  در کنار گل رز معطر وقرابه ی از گلاب چنین  خواب عمیقی را تجربه نمی توانند کنند ؟  و این جواب را یافتم ،  این انسان به فضا وشرایط عادت کرده است . ومفهوم آن این است که اگر یک فرد   به چیزی عادت کرده احساس  حقیقی خود را از دست می دهد ..  و شاید اینگونه ما به  مشکلات، نابسامانی ها  وحقارت های موجود در منطقه مان   عادت می کنیم !؟  و ما عادت کرده ایم  که نه کار امروز را  بلکه  کار دیروز را تا  پس فردا برای مان به تاخیر بیندازند  که برایمان اتفاقی مهم نباشد درواقع ما عادت های  نامطلوب ونامرغوب را بوجود می آوریم و از آن پس همان عادتها  ما  وجامعه مان را  می سازند !  زیرا عادت های ما به ما و یک پس زمینه  وعقبه  ی انتخاب نامناسب  برمی گردد.
   واحتمالاً این موضوع بی ربط  به شرایط موجود مانیست  ما بومیان حاشیه ی ساحلی جنوب استان بوشهر فرزند اتفاقیم  بصورت اتفاقی زندگی می کنیم ‏  واتفاقی انتخاب می کنیم و اتفاقی نوچه و پادو این وآن می شویم  و اتفاقی موفق می شویم و خیلی اتفاقی هم  می میریم ! و لی درمیان  همه ی اینها   بنظر می رسد که یک باور مشترک بین مان وجود دارد که شکست ها وعقب ماندگی یمان، عدم موفقیت مان  چندان اتفاقی نیست.؟
 درآغاز اصل در تصمیم انسان اولیه،تسلیم شدن  به احساسات بود ؟ .. اما او رفته رفته تفکر منطقی را به دست آورد  وبقول آرتورشوپنهاور: "مهارت این شد تا هدفی را بزنی که دیگران در اصابت  آن هدف ناتوان باشند ولی نبوغ، هدفی رانشانه رفتن شد که برای دیگران امکان  دیدنش نیست".
  در روند جاری زندگی اجتماعی مان، اکنون با دونوع  شهروند روبروهستیم شهروندی که که در آبادی ما ساکن است و   شهروند ی که آبادی ما درقلب او جادارد وحال این سوال مطرح است که روی کدام  یک باید حساب  باز کرد؟  دوستانی از بنده سوال کردند  که قاعدتاً نماینده محترم باید پاسخگوی آن باشند: آیا می شود که  حرفی منتشر شده از پیرامون یک منتخب مبنی براینکه برنامه ی برای سالهای آینده  این است که برحاشیه ساحلی حوزه ی انتخابیه  جنوب استان بوشهر از بردخون تا نایبند تسلط یابیم را باور نکرد و براین پایه جابجائی ها وفعل وانفعالات مدیریتی اخیر را نادیده  وتصادفی انگاشت؟ چرا باید اجازه داد اقلیتی بخواهد با هر دستاویزی اکثریتی را مقهور خود کند؟
‏وجالب تراینکه  به تیتر وسوژه ای پرطمطراق در سایت یا رسانه ی دلخوش مان می کنند دیری نمی گذرد که آن  بحث درآرشیو وبایگانی ها تل انبارمی شوند. وتیتری تازه تر جای آن را می گیرد.  برای مثال : قرار بود جاده ساحلی وفاق کنگان و دیر را بهم پیوند بزند  که ابتر ماند. ولی ناگهان  در همان  مسیر از سوژه ی گلستان ساحلی رونمائی می شود... ازشهریاری هیولا ی فرضی  وسمبل ناتوانی درارائه عملکرد  می سازند ، شهریاری هیچکاری که برای حوزه انتخابیه اش نکرده باشد  درمقام مقایسه فقط  امتیاز بیمارستان معین نفت  با همه ادعاهای نماینده ما درحوزه درمان وسلامت برابری می کند. چیزی که در آغاز سهم منطقه ی ما بود. ... به هرحال حق خوری ها قبل از این وبعد از این هم ادامه خواهد داشت . اگر حال واحوال ومنوال این نوع ترفند وشگرد های خلق الساعه باشد. کنگانی که من می شناسم  نه روحیه شخصی اش و نه شم مدیریتی اش اجازه نمی دهد که وجه المرافعه یا وجه المجادله ی دوطرفی باشد که یکی با ادا اطوار آنچنانی می خواهد از او وجه مصالحه ی بسازد تا وجه ی کم فروغ خود را در نزد اغلب کنگانیها ترمیم کند و یا طرف دومی که می خواهد از سر واخواهی رد گزینه ی مورد نظرش در میان هوادارانش مثلاً  حرفی برای گفتن داشته باشد. واهل فن می دانند که  مجید حسینی کنگانی  ارزش واعتبارش بالاتر از معرکه ی زرگری یکسال گذرای ماقبل انتخابات است و براستی چرا کسی طی سه سال گذشته فکر قاطع ادای دین نه تنها به مجید کنگانی بلکه به همه ی کنگانی نبود؟ واگر  وی پیش از این از کاندیدائی حمایت کرده که حق او بوده و دراین زمینه همچنان مختارومستقل است  فکرنمی کنم هدف نهائی اش سهم خواهی نازلی در حدیک پست آنهم با این غولاساری ونرخ گذاری بوده باشد. ومی توان مطمئن بود که به هدف بزرگتر و گسترده تری چشم داشته است. ...به این   آیتم ها ی در دستور کار پیرامون منطقه ویژه نگاهی بیندازیم : -تمدید یکساله مدیریت یوسفی - پیروزموسوی مدیرعامل فریدونی قائم مقام پیروز موسوی مدیرعامل مجیدکنگانی قائم مقائم - فریدونی مدیرعامل و...  . اینگونه روشن می شود. که طرف های  ماجرا در پی چه چیزی هستند و سه شنبه همین هفته قرار است که وزارتخانه ی نفت تکلیف جر وبحث ها را روشن کند . با سنگ چخماق یا فندک و یا کبریت فرقی نمی کند. مهم این است که گرهی را از سر خودش بازکند.
اما درپروسه انتخابات مجلس پیش رو چاره ی نمی ماند که از منظر ی بر قضایای زیر کارکنیم  :
 شناسه ها :
1) مفهوم انتخاب ومفاهیم مرتبط به آن
2) اهمیت برداشت مطلوب وهدف انتخابات
3) ساماندهی مطالبه ی فکری وسازماندهی گروههای اجتماعی درراستای هدف واحد عامه پسند ونخبه گرا
4)  درک مبانی موثر در رفتار انتخاباتی
5)  اهتمام به ایجاد ساز وکارعبور از موانع و مشکلات سابق در همگرائی وهم افزائی اجتماعی
6) ابعاد نظری در ترسیم چشم انداز منطقه ی و برنامه ریزی هدفمند وهوشمند درپرتو انتخاب احسن.
همچنین می توان  در این مرحله با اولویت بندی جدی در سه عرصه حیاتی و فوری، فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی ، تخصص  محور موضوعات مربوط به اولویت را  بشرح  زیر  تشریح  کرد و جزئیات رویکردها را شرح داد. برخی از توابع اساسی استراتژی  ذهنی  وابسته عبارتند از:
- ایجاد پایگاه داده  ها بوسیله ی نخبگان و کارشناسان  در تمام زمینه های قُطری وشعاعی منطقه به طور تفکیکی وبه اشتراک گذاری ضرورتها و اهداف.
- تجزیه و تحلیل وضعیت فعلی حوزه ی انتخابیه  ونقش آن در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی و شناسایی آسیب های کلیدی، نقاط ضعف و قوت، و همچنین فرصت ها و تهدیدات آینده.
- شناسایی مسائل و چالش های اولویتی و تاثیر گذاری آن بر آینده مردم و ثابت ومتغیرها ی مشترک  آمایش سرزمینی  منطقه ی ما.
-  تعریف  نقشه های  جامع پروژه های منطقه ی ، به طوری که پروژه های مذکور منافع عموم را دربرگیرد.
- ترسیم آینده نگاری منطقه ی با متد علمی همراه  با پیوستهای فرهنگی واجتماعی.
- توسعه ابزارهای فنی مبتنی بر سیستم های پشتیبانی تصمیمگیری، هوش نقادی، مطالعات آینده  وروشهای دانش پایه.
-  شناسائی سناریوهایی که انتظار میرود که حتی تا  20 سال آینده با منطقه ی ما مرتبط باشند.
- توسعه گفتمان های مشترک  محلی و توسعه سیاست های عمومی، پروژه ها و برنامه های  حوزه ی توسعه پایدار و  تولید محتوای فرهنگی پایدار که به مسائل منطقه خدمت می کنند و فرصت ها را برای ترکیب ایده های نو وبومی سازی آن گسترش می دهد.
-حمایت و توسعه فرایند تصمیم گیری و دنبال کردن آینده از طریق خروجی های مرکزی مطالعات منطقه ی با ارزیابی های دقیق، گزارش ها، پژوهش، معیارهای بومی، شاخص ها و توصیه های علمی.
- کمک به توسعه برنامه های موثر و فعالانه استراتژیک، بر اساس چشم انداز اولیه برای آینده، که اطمینان در درک چشم اندازها، ابعاد و چالش های آن، و بینش های دقیق و منظم را فراهم می کند.
- ایجاد مرکز تولید دانش برای کارشناسان و  جوانان جویای نام  که نشان دهنده گنج واقعی بوده و  برنامه ریزی استراتژیک و اکتشاف آینده دردست انهاست.
- پشتیبانی از ایجاد مجامع فرهنگی و اقتصادی برای مقابله با نفوذهای مخرب وفرسایشی وتاثیر گذار بر تصمیمات مرتبط با منطقه در مرکز استان و پایتخت .
قابل  ذکراست که این گزاره صرفا یک استعاره برای ساده سازی ادراک ذهن استراتژیک جامعه ی فعلی ما و اولویت های آن است، اما به نظر می رسد که متخصصان و صاحبنظران ما باید راه تجدید نظر و حمایت از آن را در پیش بگیرند که همچنان به  نخبه های بلندپرواز ی نیاز دارد تا آن را فعال کنند.
نکته آخر اینکه ما میدانیم کجا اشتباه است؟  و  چه چیزی  از اشتباه دوباره   می بایست جلوگیری  کند و به  تصحیح خطابیانجامد؟  زیرا  ما اشتباه را می شناسیم، اما اراده  و تمایل   برای اصلاح آن  نیز  باید ایجاد شود ، زیرا یکسال واندی برای انتخاب یک نماینده قدر و جامع نگر زمانی نسبتاً کافیست  !

 

عبدالمجید اورا

اخبار مرتبط
کلمات کلیدی
ثبت دیدگاه