کد خبر : 73627تاریخ ثبت : 1397/6/27 08:36:15

خانم مولاوردی و باختی تلخ...!

اگر درخواست مصاحبه، توسط نهاد ریاست جمهوری به این خبرگزاری بطور مستقیم و یا غیر مستقیم پیشنهاد شد و اسبابش مهیا شد، چه هدف و ضرورتی در پس این مصاحبه بود؟ آیا شما الان به آن هدف تان رسیده اید؟

به گزارش کوگانا

دستیار ویژه ی رئیس جمهور در امور حقوق شهروندی، خانم شهیندخت مولاوردی، تا این لحظه منکر اظهارات حاشیه سازشان در مصاحبه با خبرنگار آسوشیتدپرس نشدند. این یعنی اینکه معترفند به آنچه گفتند و نمی توانند حاشا کنند. دیروز هم (25 شهریور 97) فایل صوتی کامل این مصاحبه توسط خانم مولاوردی در اختیار رسانه ها قرار گرفت. انتشار این فایل نه تنها ادعای منتقدین را رد نکرد بلکه مهر تاییدی زد بر دلیل مخالفت آنها با اقوال خانم مولاوردی.

اما چرا ایشان مبادرت به ارسال فایل کامل مصاحبه برای رسانه‌ها کرد و بدنبال اثبات چه چیزی بود وقتی که نمی تواند حرفش درباره غلط بودن تصمیم قضایی در شکل مواجه با جاسوس معروف آقای " نزار زکا " را انکار کند؟ مخصوصا آنجا که به صراحت می گوید این کارها " به هیچ وجه مورد تایید دولت نیست". یا آنجا که غیر مستقیم اصولگرایان را همدست خارجی ها برای تضعیف دولت می داند.

در این مصاحبه که به مدت 48 دقیقه به طول انجامید، ایشان درباره موضوعات مختلفی صحبت کردند که " گامبریل " خبرنگار آسوشیتدپرس، هوشمندانه و از سر صبر چیزی را که بدنبالش بود در نهایت شکار کرد و این صید پر مدعا را خیلی ظریف بدام انداخت. شاید شما هم جای خانم مولاوردی بودید از اینهمه مخالفت و حساسیت نسبت به آن مصاحبه عصبانی می شدید. چرا؟ چون ایشان با ارسال فایل کامل آن مصاحبه بدنبال این بود که به ما و شما بفهماند که حرفهای خوب و مفید دیگری هم در آن گفتگو از لسان ایشان بیان شد ولی مخالفین اغلب فقط به آن بخش از صحبت ها که درباره " نزار زکا " هست رجوع می کنند و او را به باد انتقاد می گیرند. به واقع حق با خانم مولاوردی است. بیچاره چقدر احتیاط کرد که حرفی خلاف میل جریان های سیاسی مخالف نزند. چقدر دقت کرد که بهترین کلمات و مفاهیم را به استخدام در بیاورد که نه سیخ بسوزد و نه کباب. صادقانه بگوییم که بر آورد کلی ما هم بر این است که نکات مثبت این مصاحبه کم از نکات منفی آن نیست.

در این گفتگو او تاثیر تحریم های آمریکا بر اقشار آسیب پذیر را تایید می کند و امیدوار است که شاهد تغییر سیاست یکجانبه گرایی آمریکا باشیم. او معتقد است که رفتار ترامپ پیام خوبی برای تامین صلح و امنیت بین المللی به همراه ندارد و نا امیدی دارد جای امید را می گیرد. خانم مولاوردی در این مشافهه، تمام تلاش اش را می کند که خیلی با دستگاه قضا سرشاخ نشود و مجموعه خود را در کنار و یاری رسان نظام قضایی برای حل مشکل فعالین بازداشتی زیست محیطی می بیند و امیدوار است که با تعامل و هماهنگی همه ی قوا، این مشکل حل و فصل بشود. این که جایی می گوید: " به این شکل نباشد که عملکرد یه قوه تلاش ها و پیگیری های سایر قوا را نادیده بگیرد و یا خنثی کند "، کجایش ایراد دارد؟ رفع سوتفاهم ها برای آزادی فعالین حقوق زنان و وکلای حقوق بشر در نهایت تعامل با دیگر دستگاههای مسئول هم که بسیار پسندیده است. انصافا هم ایشان در پاسخ به سوال اعتراضات دی ماه سال گذشته و بازداشتی های آن ایام بهانه ای بدست مصاحبه کننده نداد و گفت که دولت ضمن اینکه حق اعتراض را به رسمیت می شناسد اما تفاوت قائل است بین اغتشاش و اعتراض منطقی و بدین منظور دولت بدنبال ساماندهی این تجمعات است تا هم حق اعتراض لحاظ گردد و هم امنیت تجمع کنندگان تامین شود. او بی هیچ نیش و کنایه و گله ای معتقد است که دولت با همکاری زیر مجموعه اش بدنبال حل مشکلات دانشجویان ستاره دار است. این که سخن بدی نیست. تامین امنیت سرمایه گذاران خارجی و داخلی کجایش بد است؟ مهیا کردن زمینه ها برای بازگشت نخبگان به کشور و بازگشت سرمایه های انسانی و مادی به داخل که خیلی هم خوب است. منصفانه بخواهیم برخورد کنیم باید معترف باشیم که مواجهه اش در برابر سوال درباره کاهش اعدام قاچاقچیان مواد مخدر و بسط آن به دیگر انواع احکام اعدام و موضوع زنان و رفراندوم و گشت ارشاد و حجاب اجباری، خیلی هم تند و دور از کیاست نبوده است. او دیدگاه خود را مطرح کرده هر چند اهل فن و نکته سنجان خطاها و ریز شیطنت هایی را در همین سبک از سخن اش یافت می کنند که به چشم ما شاید نیاید. اما باز چرا ما و مخالفین، او را بخاطر این مصاحبه شماتت می کنیم و یا بهتر اینکه او را قربانی این گفتگو می پنداریم؟ جوابش ساده است. چون رسانه ی مطلوب ایشان یعنی آسوشیتدپرس آمریکا در مقاله اش و در گزارش تصویری اش، هیچ یک از این نکات خوبش را منعکس نکرد. نارو زد. به همین سادگی.

باز هم اینبار اعتماد این سرکار خانم اصلاح طلب به رسانه ای  شیفته ی غرب کار دستش داد و چاقو دسته ی خودش را ناجوانمردانه برید و یک رسانه ی دوستدار خانم مولاوردی که در مقاله شان از او بعنوان خانمی رگ گو و صریح الهجه در دولت یاد و خیلی لطیف در جای جای مطلب شان از او تمجید می کنند، هیچ کدام از آن مطالب خوب و مقبولش را کار نمی کنند و تنها در موضوع یک جاسوس، حرف او را بعنوان یک سند در نمایش تقابل دو قوا و دیگر نهادها جار می زنند. او جاهلانه خوراک خوبی به آمریکایی ها و دیگر رسانه های معاند ایران داد تا برای مدتی باز با موضوع " نزار زکا " به جنگ روانی و رسانه ای با ما بپردازند.

خانم مولاوردی، فراموش نکنید که شما اسباب این دشمنی را مهیا کردید. شما می توانستید خیلی هوشمندانه تر به این سوال هدفمند پاسخ دهید، یا حداقل آنها را به مراجع مطلع تر ارجاع بدهید اما غیظ تان از قویه قضاییه و دیگر نهادهای امنیتی و انتظامی شما را از جاده انصاف و تعقل دور کرد تا لقمه ی چربی برای دشمنان شوید.

باز هم قرار است ملت هزینه ی حرف های ناپخته ی شما را بدهد و شما بی هیچ تادیبی بر مسند بمانید و ...؟ از کجا معلوم که ملت در گذشته، قربانی این بی بصیرتی های  شما نبوده است و یا در آینده نخواهد شد؟

سرکار خانم شهیندخت مولاوردی، دستیار ویژه رئیس جمهور در امور حقوق شهروندی ، لطفا به این چند سوال پاسخ دهید.

1-  آیا مصاحبه با شما، مستقیما بنا به درخواست خبرگزاری آسوشیتدپرس بوده یا توسط نهاد ریاست جمهوری این مصاحبه تدارک دیده شده است؟ آیا ما می توانیم تصویر ایمیل درخواست آن خبرگزاری برای انجام این مصاحبه را در اختیار داشته باشیم؟ اگر درخواست مصاحبه، توسط نهاد ریاست جمهوری به این خبرگزاری بطور مستقیم و یا غیر مستقیم پیشنهاد شد و اسبابش مهیا شد، چه هدف و ضرورتی در پس این مصاحبه بود؟ آیا شما الان به آن هدف تان رسیده اید؟

2-  در این مقطع حساس، چرا اقدام به مصاحبه با یک رسانه ی آمریکایی کردید که می دانید سخت بدنبال ناکارآمد نشان دادن و یا ناکارآمد کردن دولت مطلوب خود شماست؟ چه ضرورتی بود؟ لطفا توضیح دهید تا ما هم توجیه شویم.

3-  استفاده ی هوشمندانه و هدفمند از رسانه های خارجی خاصه رسانه های کشور هدف، برای انتقال پیام های مهم، در مقاطع خاص، امری است بسیار مطلوب که باید به همه ی مقامات کشور این را پیشنهاد کرد اما آیا بنظر شما، این مصاحبه اخیرتان توانست مقصود شما و یا گردانندگان پشت صحنه این مصاحبه را تامین کند؟ اگر نه که قطعا هم جوابش منفی است، آیا حاضر به عذرخواهی هستید؟

مخلص کلام اینکه شما به دوستان فرنگی تان باختید. آنها باز هم به یک دوست شان حقه زدند. قربانی شدید. انکار این واقعیت نه ممکن است و نه دردی از ملت دوا می کند.

اخبار مرتبط
    کلمات کلیدی
    ثبت دیدگاه