کد خبر : 69762تاریخ ثبت : 1396/11/14 09:48:59
مردم انقلاب کردند تا اسلام باقی بماند گفتگو با مبارز انقلابی؛

مردم انقلاب کردند تا اسلام باقی بماند

عظیم عظیم پناه در سال 54نخستین دانشجوی این بندر در مشهد مقدس بودم که با تشویق و همراهی همشهریانم درس خواندم و با دست پر به شهر و دیارم آمدم و به خدمت مشغول شدم بگذرم درسال های 56و57 برفعالیت های سیاسی خود در کنگان و مشهد افزودم و مدام تحت تعقیب ساواک بودم.....

به گزارش کوگانابه مناسبت دهه فجر، با عظیم عظیم پناه به گفتگو نشستیم. او یک مرد انقلابی است که توسط ساواک دستگیر شد . عظیم عظیم پناه اکنون بازنشسته آموزش پرورش است.

مختصرا خودتان را معرفی کنید؟

به نام خداوند بخشنده مهربان خداوند قادر متعال درخت سبز استقلال بر داد زخون سرخ آزادی ثمر داد و جمهوری اسلامی ایران زپیروزی محرومان خبر داد این شعر را حوالی سال های 60 سروده ام به گمانم تمام احساس انقلابی ام را در این دوبیتی گنجانده باشم امید که روحیه انقلابی را همچنان نگهدارم هر چند سال ها است بازنشسته از شغل رسمی پرافتخار آموزش و پرورشم و به آن می بالم و هنوز هم در امر آموزش وظیفه خودمی دانم تا همکار عزیزان باشم می خواهم بگویم که تعالی و پیشرفت کشور و ملت و استقلال را در همین می دانم.

از نقش مردم و شور حال روز های انقلاب در کنگان چه خاطره دارید؟

در سال 54نخستین دانشجوی این بندر در مشهد مقدس بودم که با تشویق و همراهی همشهریانم درس خواندم و با دست پر به شهر و دیارم آمدم و به خدمت مشغول شدم بگذرم درسال های 56و57 برفعالیت های سیاسی خود در کنگان و مشهد افزودم و مدام تحت تعقیب ساواک بودم اسناد موجود است آنگاه نوارهای صوتی حضرت امام و توضیح المسایل ایشان که نام موسوی داشت و کتاب های مرحوم دکترعلی شریعتی و مهندس بازرگان و شهید مطهری و اطلاعیه های امام و صدها عکس و تصویر خونین شهدای مشهد و سایر شهرهای ایران را درهنگامه های حساس انقلاب اسلامی به کنگان می رساندم و با تعدادی از بچه های پرشور درمحله ابوذرو گردان و کوزه گری و حسین آباد همراه می شدم و گریز و فرار من و دوستان تمامی نداشت.

 در مقطعی ازسال 56 شهید آیت الله مدنی مهمان مردم کنگان و مستق در مدرسه علمیه علی بن ابیطالب کوزه گری افتخار حضور داشتم و با جرات تمام اولین نمایشگاه خونین شهدا را درمسجد کوزه گری برگزارکردم و در آن روز حجت الاسلام شیخ عباس عاشوری که میزبان و فدایی سید بزرگوار شده بود.

سخنرانی غرایی کرد که شهید مدنی ایشان را تشویق کرد و درحالی که ماموران ساواک بعدها در دسر ساز شدند درشهریور57 موج دیگری در برابرظلم ستم شاهی در کنگان ایجاد شد و جوانان درحالی که مرحوم شیخ حبیب الله مغیثی روحانی اعزامی و مبارز در کنگان در محاصره نیروهای ژاندارمری که ما را درمحاصره خود قرار داده بودند.

واقعه دیگری اتفاق افتاد و مرحوم مغیثی پس ازسخنرانی در کوزه گری به اتفاق مرحوم حاج علی احمد زاده و بنده و سید محمد کوزه گر و حسن ابراهیمی و ماندنی پورعبد علی و تعداد دیگری که اسمشان را ازیاد برده ام به مرگ تهدید شدیم ولی خدا نخواست و آن روز به شهر آمدیم و مشروب فروشی را که ننگ شهر بود منهدم و برای همیشه از بیخ و بن بر چیده شد و سرانجام شیخ مرا به زندان بوشهر بردند و ما با چشم گریان بازگشتیم و شهر را به هم ریختیم و من دوباره تحت تعقیب قرار گرفتیم و پس از سه شبانه روز اختفا در منزل مرحوم احمد و مرحوم مظفرسبوطی با همکاری مرحوم حاج عبدالحسین پریشانی در حالی که شهر قرق بود به مشهد رفتم.

و از دست ماموران گریختم اما دوستان و همر زمانم از جمله مرحوم سیدحبیب پاکنژاد و حاح عباس اسدی سلمان اسیری و مرحوم عبدالله پروین و حاج ابراهیم صفایی و تعداد دیگری از دوستان را در پاسگاه ژاندارمری به باد کتک گرفتند اما مردم انقلابی وجوانان این شهر دست از مبارزه برنداشتند شعارهای کوبنده استقلال آزادی جمهوری اسلامی و نه چه شیعه چه سنی رهبر فقط خمینی و حضورچشمگیر اهل سنت و همراهی امام جمعه آن روزمرحوم نورانی و بازاریان و دانش آموزان و معلمان پرشورانقلاب می افزودند چه حالی داشت آن روزکنگان فراموش نمی کنم شهردر فقرو بی سامانی بود نه آب و نه آبادانی نه بهداشت درست و حسابی و نه جاده و راه درستی که ما را تا شهری چون بوشهر و شیراز برساند و نه دبیرستان دخترانه که در سال 61 تاسیس شد.

و ما با تعدادی معدود و در ساختمان اجاره ای در کوزه گری راه انداختیم و چه اقدام خوب انقلابی حرف زیاد و از حوصله این مقال بیرون که چگونه پاسگاه ژاندارمری با راهنمایی مرحوم جبار نصوری و با مدیریت انقلابی شیخ عباس عاشوری و شیخ موسی بحرانی و جمع کثیری از جوانان شهر که چه جسورانه مسلح شدند و پاسگاه را تسلیم انقلابی خود کردند و فراموش نمی کنم آن روز که یکی ازنیروهایی را که ما روزی در محاصره شان قرار گرفته بود.

آن روز درچنگ ما افتاد. وقتی او را در اسلحه خانه ملاقات کردم و اسلحه را از ایشان تحویل می گرفتیم روبه ما کرد و گفت فلانی به آن چه خواستی رسیدید و چون در محاصره به ما خوبی کرده بود ما هم انقلابی ازش گذشتیم زحمات شیخ عباس و شیخ موسی بحرانی و شیخ محمد و شبخ مغیثی و شهادت سید حسن هاشمی و ایثارگران شیعه و سنی کنگان را فراموش نمی کنم البته بعدها درجمهوری اسلامی سه دوره ریاست دبیرستان و آموزش وپرورش و پس از آن در تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی با کمک فرمانداری و شورا و شهرداری و امام جمعه و جمعی ازخیرین به مدت 4سال ریاست دانشگاه و همچنین درتاسیس صندوق قرض الحسنه و تاسیس و ساخت مدرسه درمدت 7 سال مدیریت آموزش با زحمات برادرم غلامحسین سبوطی و طیبی و ادرایش و همکاران آن روز در آموزش و پرورش همچون حمید مجیدی و مرحوم حاج جعفرنعمتیان و بچه های جنوب در عسلویه و نخل تقی و چاه مبارک که چه زحمت ها کشیدند و اکنون من با افتخار به خدمات همه دوستان و در مدت ماموریتم چه در انقلاب و پس از آن و همراهی با همه دولتها درعمران و آبادانی به خود می بالم زنده و جاوید باد یاد امام و همه شهیدان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و مدافعان حرم و به همشریانم درود می فرستم و سربلندی شهرم کنگان راکه پر از فرهیخته و با ایمان و انقلابی است درود می فرستم وبرای دولت خدمتگزار نیز موفقیت را آرزو می کنم هرچه گفتم راست است و هرچه نگفتم به حساب فراموشی بگذارند.

از کسانی که نقش محوری در جهت دهی انقلابیون داشتند و کانون ها ومراکز که تجمعات و تطاهرات کنگان صورت می گرفت برایمان بگویید؟

 علی اسیری فرند عباس علی اسیری فرزند حسن زعیم نصوری و حاج محمد اسیری و حاج عبدالله احمدی و حسن ابراهیمی و احمد اسیری ازمحله ابوذر و عبدالله پروین و قاسم پروین و شهید سید حسن ازمرکزشهر و اسدی ها ازگردان و کوزه گر و سید حبیب  و احمدزاده و عاشوری ازکوزه گری و همه صفایی ها و محمود صفا  ،حاج محمداسیری را هم بیفزایم و دوستان دیگر را قبلا یاد کرد محسین قادری این راننده با دل و جرات همراه انقلابیون شیخ موسی و عبدالله پروین را که برای تحویل اسلحه در جنوب همراهی جانانه کرد فراموش نمی کنم.یادم آمد که سرود خمینی ای امام را در منزل حاج عبدالله احمدی که بعدها رییس کمیته امام خمینی کنگان شد در شرایط سخت اجرا کردیم و روز22 بهمن روز پیروزی انقلاب در میدان شهر اجرا کردیم و دو تابلوبه نام خیابان ابوذر در حسینه شهید هاشمی را با خط خودم نوشتم و یکی در ابتدا و دیگری در انتها نصب کردیم که در آخر ابوذر هنوز برجاست و مردم انقلاب کردند تا اسلام باقی بماند.

سخن پایانی؟

از خدامی خواهم که ما را به حال خود رها نسازد و توفیق خدمت به این انقلاب سرافراز عنایت کند.

اخبار مرتبط
    کلمات کلیدی
    ثبت دیدگاه
    بهميار هاشمي | 14 بهمن 1396 22:12:07 | ارسال پاسخ
    0
    0
    با سلام به جناب استاد عظيم پناه شما كل واقيت نگفتيد از خودتون و افراد كنگان نام بردى در صورتى كه از افراد ذينفوز نگفتى مثل عباس انگوتين كه بيشتر شما زحمت مشيد بعد شما عكس امام و نوار كجا تو ضيح مى كردى در صورتى كه شما انطور كه تو ضيح دادى نبودى من و حسين سماجى به بو شهر بزدن ساواك ما گرفت شب دستگيرى مغيثى باز ما بوديم و زحمات به دوش شيخ موس و شيخ عباس بود وبيشتر زحمات در صدر شيخ موس بحرانى برد بعد امثال شما متشكرم
    عظیم عظیم بناه | 15 بهمن 1396 18:36:07 | ارسال پاسخ
    0
    0
    برادرهشمی سلام برشماازتذکرتان سباس اما من ادعایی ندارم مطلبی راازگذشته های دور خواستند من تا انجا به یادم مانده بود بازگو کردم وفقطمربوط به کنگان است وبس بله دربنک شما هم بچه هامبارزه کردند ومرارتها کشیدند امانفرمایید که اطلاعیه معکس امام راتوزیع نکردی من هم سهمی ندارم وحتی ادعایی شما هرچه را که من نگفتم وفراموش کرده ام یاداوری کنید حیف است موضوع رایکباره واقعی نگویی چرا چنین تصوری دارید صدهانفردیگردرکنگان وبنک بودندومن نامشان ازیادبرده ام شمامراببخشیدکاربرای رضای خدادتسردی ندارد والسلام
    شهروند | 15 بهمن 1396 20:21:58 | ارسال پاسخ
    0
    0
    سلام .فرصت قدردانی کم است وبهانه برای ایراد فراوان... عجب مردمی هستیم؟! کل شهرستانها اساتید و چهره های ماندگار شهرشان حلوا می کنند همدیگر بزرگمی کنند حتی بیشتر از آنچه هست آنوقت ما ذکر خاطره همدیگر را برنمی تابیم .این نظر در نوع خودش نوبره...؟! خداوندحق استاد عظیم پناه را برمردم شهرستان پاداش دهد...
    ماندنی ازشهر ساحلی | 15 بهمن 1396 20:44:59 | ارسال پاسخ
    0
    0
    خدرحمت شیخ میرزائی کند او هم خیلی در جریان انقلاب زحمت کشید وخیلی های دیگه که کم کم فراموش میکنیم بالاخره انسان فراموش می کند وهیچکس نمی تونه اسم همه بیاره . باید نوشته بشود. که بماند