کد خبر : 69670تاریخ ثبت : 1396/10/21 08:44:44
جاهلیت سنتی و سیر بازتاب این تفکر در عصر ما

جاهلیت سنتی و سیر بازتاب این تفکر در عصر ما

عادات اخلاق و کنش و عکس العمل روزانه مردم و منحصربه فرد آن عصر خواب راحت هر محققی، اندیشمندی و مصلحی را آشفته کرده است.در نگاه اول که به این نوع زندگی می نگریم شاید هم راحت و باب طبع باشد اما عدم توجه به چارچوب نظام خانوادگی و خویشاوندی حتی به صورت تلفنی و پیامی و بریدگی از ریشه اقوام و عشیره و بی ارتباطی با آنان تبعاتی دیگری نیز بدنبال دارد.

به گزارش کوگانا،ما مسلمانان با شنیدن اسم اسلام، نا خود آگاه به یاد رهبری پیامبر اکرم (ص) و استقامت یاران باوفایش در راه گسترش دین شریف اسلام در ذهن یاد آور می شود یکی از عجایب و شگفتی های هنر پیامبر اسلام، صبر، جمیل، تحمل، اخلاق و افکار مخالف،اخلاق خوش نرم و به تعبیر قرآن در برخورد با آداب و عادات زمان جاهلیت و آغازدوره بعثت بود که همگان اذعان دارند مشکل اصلی بی تمدنی و قهقرای فکری مردم دوره بعثت ریشه در جمود جهل و خود پرستی و در نهایت بت پرستی، جامعه دارد.

عادات اخلاق و کنش و عکس العمل روزانه مردم و منحصربه فرد آن عصر خواب راحت هر محققی، اندیشمندی و مصلحی را آشفته کرده است. وقتی گذرا به آداب و فرهنگ آنان نظر می افکنیم می بینیم افراد سواد دار و تعداد آنها به نظر اکثر تاریخ نگاران یا نبوده و اگرهم بوده از تعداد عدد دو دست تجاوز نمی کند.

وقتی به نوشته ها و ادبیات نوشتاری آنان نظرمی اندازیم می بینیم که محتوی و منابعشان هجو یکدیگر،حماسه جنگ و جنگ افروزی و تفاخر به قبیله های خود که در نزاع های قبیله ای پیروز بوده و حرث و نسل را کاملا نابود کرده استمی پردازند.

خیزش شروع اشعار حماسی برای آغاز جنگ قبیله ای بیداد می کند دیوان های ادبی و شعری شان مملو از انقراض قبیله ها و تخاصم و تهاجم و قلع و قمع است مابقی حماسه شعری و ادبی شان مشحون از توصیف معشوق و غزلیات عشقی و می و مشروب لذتهای مفرط ناشی از آن است به گفته اکثر محققان و تاریخ نگاران سه عنصر اصلی در اشعارجاهلی موج می زند زن،مشروب و جنگ سه عامل اصلی تفاخر و مباهات دوره جاهلیت است. سیره نویسان و تاریخ نگاران تعدادی از این آداب های جاهلی من باب تذکر و اعتبار آورده اند که ما مسلمانان به عظمت کار و رسالت پیامبر عظیم الشان اسلام بیشترآشنا شویم.

تعصبات جاهلی و قومی و قبیله ای حاکم برعقلانیت و تدبیر بود جنگ و درگیری قبیله ای به منظور ریاست برقبایل و افزایش قلمرو و شکست خورده نیز و عدم مدار کردن بر زنان و کودکان اسیر شده، آتش زدن مزارع و مرتعها و نابودی احشام و چهارپایان قبیله مقهور در شکل اجتماعی و مالی وجود سیستم ربوی در معاملات عادی، جنسی و کالایی و ارتباط مالی و مادی، انحصاری بودن استفاده از درامدهای حاصله از سقایت و پرده داری خانه کعبه، نا امن کردن جاده های مواصلاتی، استفاده و غارت های شبانه راه های مسیر شام ، ایران، مدینه، قبیله ها و افراد را با نامی و القابی بد صدا زدن،عیب جویی و اشاره به افتخارات و یاداوری افراد شجاع قبیله که در جنگ ها و نزاع ها کشته شده بودند عدم ترحم به زنان شوهر از دست داده نیم نگاهی به سرمایه زن یتیم دار و چشم طمع به ثروت و دارایی بیوه زنان مال دار و عدم مدار او مهربانی با یکدیگر و کمبود احترام متقابل نسبت به هم در مجتمعات و  یا معاملات و معاهدات سرافکندگی درخانواده ی دختر دار تاجایی که قرآن کریم می فرماید شما ها در لب پرتگاه آتش بودید به یمن آمدن پیامبر و تشرف به دین مبین اسلام ازدوزخ آتش جنگ رها شدید و نجات پیدا کردید. و درباره اوضاع جاهلیت و آخرین شاه بیت آن چنین می توانیم بگوییم. که در دوره جاهلیت اگر به کسی خبر می دادند که خانم شما به هنگام زایمان و وضع حمل دختری به دنیا آورده قرآن می گوید با شنیدن این خبر سه حالت در ذهن این پدر متصور می شد یا دختر را زنده بگور کند و او رادر خاک پنهان کند یا صورتش سیاه می شد که می خواست از اقوام فرار کند یا به خواری او را رها کند و با شرمساری او رانزد خود نگه دارد.

با ذکر این مقدمه بر آن شدم که اکنون در زمان ما یعنی دوره توسعه و مدرنیزم که ما هم شدیدا هاله و شیفته این دوره هستیم آیا از بازتاب این افکار بدوریم یا عملادر نظام فکری و زندگی با آن در حال تعامل و امتزاج هستیم؟ از مظاهر تمدن و جاهلیت جدید کاسته شدن حوزه تدبیرو چاره جویی والدین است.

با توجه به جاذبه های شهری و انواع تنوع محصولات و تولیدکارخانه ها که روز بروز زندگی بشر را آسان ترکرده رفته رفته وظیفه شناسی و کارکرد اعضای خانواده جای خود را به رفاه محض داده است زندگی ساختمانی ان هم بصورت مدرن و با نقشه های سرازیری غربی و جدید انواع ماشین و خودروهای پرهزینه و وسایل زندگی مجلل و کلیه و سایل درون خانه حتی آشپزخانه های شیک و بالاخص جذب و خرید کالا هایی تحت عناوینی چون (ست شدن رنگ) تنوع در رقابت دکورسازی و دکور چینی درون خانه و محل زندگی و توفق طرح تدبیر فرزندان و سلایق آنان گوی تدبیر و اندیشه از والدین را ربوده است.

این روال تدبیر در خانه به جای مادر و تدبیر در امر خانواده به جای پدر روبروز قوی ترشده و در سطوحی بالاتر حتی دخالت فرزندان و اعضای خانواده خود رنج نامه ای دیگر می طلبد که دایره آن روبروز گسترده ترمی شود. در تمدن جدید و روزگار ما جای مدیریت های خانواده نه تنهاعوض شده بلکه مدیریت که ابزار اولیه آن دانش،تجربه ،اعتماد وصلابت و استواری رای و اندیشه پدر است دایره ان روز به روز کم رنگ تر و تنگ تر می شود تداخل تدبیر در اختیار کلیه اعضای خانواده قرار گرفته و شعاع آن گسترده ترشده نظیر دخالت در امر ازدواج افراد خانواده و تداخل در اجرای خرید و فروش که خود از حوصله این مقاله خارج است تداخل در این حوزه مدیریتی نه تنها آسیب فردی و اجتماعی به دنبال دارد. دیگر خانواده در اظهار نظرها و تداخل مدیریت ها کانون خانواده نیست و محلی است برای بحث و تضارب اخلاق و افکار و در این خانواده ها مصیبت هایی بی نظیری در پی داشته و بحث فرار از خانه و مراجعه به خانه های اپارتمانی و مجردی و استیجاری بدون تشکیل خانواده شکل گرفته می شود.از مظاهر تمدن جدید روی آوردن به زندگی فردی و بدون چهار چوب نظام خانوادگی است.

در نگاه اول که به این نوع زندگی می نگریم شاید هم راحت و باب طبع باشد اما عدم توجه به چارچوب نظام خانوادگی و خویشاوندی حتی به صورت تلفنی و پیامی و بریدگی از ریشه اقوام و عشیره و بی ارتباطی با آنان تبعاتی دیگری نیز بدنبال دارد. که ما شدیدا از ان غافلیم. این تبعات عبارت است ازکمی بودن محوریت توسعه خانوادگی و اقوام روی آوردن به زندگی کم جمعیتی، تک فرزندی و بعضا زندگی مجردی، افراد بالغ بدون همسر از این سبکی زیاد دیده شده است. در نوع متاهلی و بریدگی از اجتماع خویشاوندی مثل قطع ارتباط باخانواده پدری ،بقیه اعضای خانواده که گناه ندارند زیرا دوست دارند اقوام درجه یک خود را ببینند یا رویاور یکدیگر و پشتیبان هم باشند .مخصوصا اکنون که مادر دوره روانشناختی و روانشناسی زندگی می کنیم و همگان معتقدیم گوشه گیری افراد نتیجه بارز بحران و کمبود فضاهای عاطفی و دوستی افراد است بچه های این تیپ خانواده در بزرگی سر از عصیان ،بحران، افسردگی روحی و حتی ذهنی در انتظارشان است.

و برای پرکردن خلا عاطفی اقوام مجبورند به سراغ انواع حیوانات و یا بازی های هیجانی بروند. این چنین نگاهی به فرایند زندگی موجب حذف تدبیر اقوام و بزرگان نیک اندیش شده است که دیگر در حل بحران ها و مشکلات نمی توانند نقش اولی ها را ایفاکنند به حساب نیاوردن ارتباط عاطفی و معقول موجب حذف سنت های کوچک اجتماعی نیز می شود که شکل گیری صنفهای جامعه را نیز مخدوش می کنند زیرا وی پذیرش حضور در جمع و اجتماع ندارند.

و در فراینداصول ی جامعه پذیری که نیاز اولیه هر فرد در زندگی است نیز ازدست می دهند که بعدها خود براساس ضرورت جامعه و طبقات آن خود به خود مورد جذب و پذیرش افراد بی قواره و بدون پشتوانه قوی علمی و معنوی می شوندکه مرتبا تا بخواهی عضوگیری می کنند. و روزگار برخی را به پریشانی و تشویش می کشانند نمونه جذب جوانان در احزاب مخرب و باندهای مافیایی هر روزه شاهد آن هستیم.

از ظواهر جاهلیت جدید

می توان از مسافرت ها و تفریح ها باتورهای ناآشنا و حتی انفرادی غیرضروری و نامعتبر و دور از چشم والدین نام برد. درست است که مسافرت موجب تمدید اعصاب رفع خستگی مفرط ناشی از کار و احیانا بیکاری است. اما این مسافرت اگر تحت اشراف والدین و در زمانی که آنان صلاح ببینند نباشد موجب دردسرهای فراوان می شود والدین حق دارند نسبت به مسافرت اعضای خانواده خویش بدون همراهی آنان مخصوصا پسر و دختران جوان خود آن هم بصورت مجردی که جدیدا مد و باب شده است دغدغه داشته باشند.

شیوع این آفت از کشورهای غربی کم کم دامن مشرق زمین و آسیا گرفته است. والدین به دلیل دلسوزی و تجربه ناشی از سن بالا همواره دوست دارند بر امورات خانواده و فرزندانشان اشراف و الزامات تربیتی داشته باشند. زیرا در چنین مکان هایی استارت شوم زندگی مجردی و مجرد گرایی و تک زندگی در آپارتمان ها و ساختمان ویلایی زده می شود آن هم مخاطرات فراوانی به دنبال دارد که اگر این مسئله جدی گرفته نشود موجب وهن شخصیت و سردرگمی برای افرد تا همیشه به دنبال دارد.

فرضا اگر فرد هم خود خوب باشد ولی با تماس و ارتباط با سایر دوستان مجرد نشین ممکن است اخلاق و اندیشه آنان در فرد اثر نامطلوبی داشته باشد زیرا مجموعه ای از افکار پریشان و ملتهب و احیانا انحرافی خلاف دین واخلاق و مسمومیت فضاهای جانبی برای گردشگر به وجود می آید.

در جریانات دید و بازدیدی ها هیجان ها و تفرج گاه ها و شادی هایی که به منظور جلب گردشگرو توریست وجود دارد کثرت علاقه قهرا، برهم متراکم می شوند و جلب دوست و دوست یابی شروع می شودکه بازهم قهرا نیاز به هدایت و دقت نظر دارد. بساکه درخانه های مجردی افکار پلیدی نظیر استعمال مواد مخدر و جذب به سوی مواد روان گردان ها و عقیده و ایدیولوژیهای مختلف و نقشه های سرقت و اذیت و آزار و تعرض آشکار به حقوق شهروندان طراحی و به اجرا در آید.

جوان نیز به مقتضای فطرت ذاتی خود چون خود پاک و پاک نیت است همگان را خوش نیت و پاک می انگارد و در گام نخست پذیرش اخلاق تمام قد دوست و همرهان سفر، ورزش احساسه ای ذمیمه نامتعارف عادات و رفتار چنان بر ذوق و روان فرد شیفتگی و اثر خود را باقی می گذارد که فرد اصلا خیال آن را هم نمی کرده است. برای اثبات گفتار بنده شاهد عرضم صفحه حوادث روزنامه ها است که مرتب تیتر زده می شود و مطالعه فرمایید و ببینیدکه چه قدرخانواده هادر این موضوع سرمایه های مادی و معنوی خود را از دست داده اند و والدین نگران باب شدن زندگی استیجاری مجردی فرزندان خود هستندکه دارد رفته رفته به یک فرهنگ عمومی و مقبول تبدیل می شود.

ازمظاهرتمدن جدیدوجاهلیت نوپادرجامعه امروزی

عدم تمکین افراد مخصوصا نوجوانان و جوانان جامعه به ساختار اداری و سیستم حکومتی حاکم بر روابط بانک ها و موسسات مالی و اعتباری است. طبعا در اثر برخورد در جامعه جدید و انقلاب اختراعات مخصوصا ماهواره ها و مخابرات و فضاهای مسموم مجازی، دوست دارند زندگی مشابهی داشته باشند. و برای ساماندهی زندگی شخصی خود و یافتن روزنه های هزینه مالی خود به خود دست به سیستم قرضه از افراد و اشخاص و ثروتمند و سرمایه دارتحت عنوان رباخواری و نزول دست می زنند.

بانک ها و نهادهای مالی دولتی رابه رسمیت نمی شناسند. که خود به خود زمینه مقروض شدن برای امور دنیایی و ابتیاع، کالاهای لوکس و چشم هم چشمی ها یا شرکت در پارتی های ضرور و غیرضرور انجام می دهند. که بار مادی مضاعفی بردوش خانواده ها تحمیل می کنند.

افراد در آغاز از این معامله راضی ولی درعمل و میدان ردمال و دیون دچار مشکلات آبروریزی و گرفتاری و حتی فروش خانه های شخصی خود آن هم خانه ای که با سرمایه جوانی و پدری وارثی احیانا جور و خریداری شده است دست می زنند.

نزول و قرضه تواما برای شرکت در اردوهای خارج ،پارتی های شبانه، میزبانی ازپارتی های نظیر جشن تولد،فارغ التحصیلی،برگشت اقوام از خارج و در سطحی وسیع تر تغییر خانه دراجاره نشینی تغییر دکور منزل درهنگام عید سال(نوروز) و شرکت در مراسم عروسی اقوام نمونه ای دیگر از این جریان اندوه و ماتم است. آنچه عقل سلیم حکم می کند انسان باید خود باشد. نه این که قالب تهی کند و انگار برای غیر خود زندگی می کند که درکش و قوس زندگی و چشم انداز مد و برندهای جدید خود را ببازد و به هر قیمتی و از دست دادن آبرو و شخصیت خود،انسانیت خودش را فدای هوس های دیگران و دلباختگی های آنان کند و تاگوی سبقت اشرافی هماره ازدیگران بربایند از آداب جاهلیت جدید نگهداری و انس و الفت خانواده ها و بخصوص قشر جوان تحصیل کرده ،شیفتگی و علاقه به حیوانات و زندگی با آنان، مثل کبوتر،گربه ،سگ و موش و سایر حیوانات است.

بی شک مهربانی و مدارا با حیوانات و مراقبت از آنان در بیرون از مجتمعهای مسکونی و تهیه غذا برای  آنها و رفق و مدارا با حیوانات همگان می پسندند و حتی دین اسلام براساس روایات متعددی بر این امر صحه گذارده است و این عمل را موجب افزایش عمر با برکت می داند ولی از آنجایی مذموم و ناپسند است که برخی با آنها زندگی مشترک دارند و آنها را مثل اعضای خانواده خود می دانند و همان برخوردی که با بستگان و نزدیکان خود مثل پدر و مادر خواهر و برادر خود باجانوران نیز آمد و شد و رفیق هستند و به مراقبت های بالینی آنان می پردازند. و هرچه مصلحان اجتماعی و متولیان امرسلامت و بهداشت  تذکر و هشدارجدی می دهند. گوش آنان بدهکار نیست. تحقیقات نشان داده که براثر ارتباط، نگهداری و لمس و تماس مستقیم برخی افراد گرفتار بیماری مشترک انسان و حیوان شده اند. اکثر استدلالات این است. حیوانات باوفایند،باهوشند و خستگی کار روزانه با دیدن و شوخی و بازی با اینها ازتنمان بیرون می رود، شاید این گفته از جهتی نیز در آغاز جذاب و دلخوش کننده باشد. اما آمار و واقعیت ها چیز دیگری نشان می دهد.

این افراد به دلیل خلا عاطفی و کمبود محبت و انزوا از اقوام خانواده و به گفته خود شاید،کلاس و مد و فرهنگ داشتن می خواهند کمبود عاطفی شان را با موانست و هم نشینی و هم بازی با جانوران برطرف کنند.حال در این رابطه این سوال و سوالاتی دیگر مطرح است.

1)آیا این افراد همین اندازه وقت مفید خود را به خانواده و اقوام نسبی و سببی و احوالپرسی با آنان هزینه می کنند؟

2) در چنین لحظه ای اگر اقوام فقیر، بدلیل پیشامد ناگواری دستی به سویشان برای نیاز و کمک دراز کند، آیا جوابی در خور می شنوند.

3) آیا نگهداری این حیوانات، مزاحمتی برای سایر اعضای خانواده و دوستان و مخصوصا همسایگان آپارتمان نشین به دنبال ندارد؟

4) به فرض که سگ حیوانی با وفاست آیا این سگ پرورش شده و دیگر سگان پرورش دیده در یک عکس العمل حساب شده می توانند اظهار قدردانی و یا جبران و یا تشکر کنند؟ این جانوران می توانند روزی زحمت، وقت صرف شده و هزینه نگهداری و سایر هزینه های مادی و معنوی مصرف شده بار مالی خود را در یک روز تامین و جبران مافات کنند؟

5) آیا داشتن کبوتر در خانه موجب خستگی و کسالت بقیه اعضاء نمی شود؟

6) آیا به جای تلف کردن عمر خود مخصوصا افراد متاهل صلاح و به جا نیست خود به سمت فرزند آوری و از یاد نسل بپردازند و کانون خانوادگی خود را امیدوارتر به زندگی کنند؟ و یا با سرزدن به بهزیستی ها نسبت به سالخورده ها و یا معلولینی که در آنحا نگهداری می شوند حمایت مالی و معنوی به عمل بیاورند

7)آیا این کبوترداران و کبوتر پرواز دهندگان همسایگان و اعضای خانواده خود وحتی باند فرودگاههای مجاور محل زندگی آنان از اذیت و آزار ایشان راضی هستند؟ مضرات نگهداری کبوتر و پرواز این پرنده، سرقصه درازی در نارضایتی مردم و شکایت به دادسراها و محاکم دارد.

البته دین اسلام دستور کلی راجع به نگهداری و حفظ بقای جانوران صادر کرده است . و حتی در قرآن کریم از آنان به عنوان یکی از زیبایی هایی چند گانه خلقت یادشده است در فقه ازسگ تنها به عنوان کلب الماشیه (سگ گله )یاد شده و در مقابل اذیت و آزار او از سوی کسی چه عمدا و چه سهوا حقوقی برای صاحب سگ منظور شده است. ولی فقه گفته که محل زندگی سگ باید دور از زندگی مردم باشد و دسترسی افراد برای پاره ای از مصالح است. که عمده آن دوری از شیوع بیماری انان است. و یا قهرا طبق عمل به غریزه خود، از روی بی خبری روزی از اموزش و تعلیم سرباز زده و به مقتضای حیوانیت خود  ،موجب خسارت جبران ناپذیر مادی و معنوی به  فرد و اطرافیان وارد کنند. تمدن جدید و جهالت آن بی توجهی و کم رنگ شدن غیرت،بین جوانان در ارتباط و اختلاط با یکدیگر است.

مکان های عمومی نظیر پارک ها سینماها و سالن های تئاتر و بعضا در شکل حق جانبه به خود گرفته تر،در دانشگاها و مراکز آموزش عالی است. بعضی از این قول و قرارهای سطحی و موقت وزود گذر و موج احساساتی است به دلیل حس نوجوانی،احساساتی، ارزان و بی دردسر بودن رابطه ها و جلسه ها درمکانهای اردویی و یا اشتراک تحقیقات درسی صورت می گیرد و قدرت قوی نیروی غریزه جنسی که خالق و قانونگذارهستی از سرحکمت برای نسل و از یاد جمعیت در وجود آدمی قرار داده شده و شرع مقدس نیز همواره از ما خواسته که این نعمت را در جریان صحیح  و هدایت شده نظیر امر مقدس ازدواج صرف کنند.

جوانان بدون توجه و توصیه به بزرگان دین و اولیای عزیز خود و حتی کتاب های درسی و دانشگاهی معارف خود شروع به ارتباط و تعلقات و مراوده با جنس مخالف شده در ظاهر امر نیز این مسئله تحت عنوان آشنایی با اخلاق و رفتار نامزد و گزینه قابل قبول و شناسایی نظرات همه جانبه نسبت به تشکیل خانواده اقدامی صورت می دهند.

این رابطه ها و ارتباط غیر شرعی و کنترل نشده و بدون توجه به وصایای والدین هر دو از زمان دانشجویی است که حضرات به گفتار والدین خود تره خورد نمی کنند که هیچ ،تا جایی در شیفتگی و بی قراری پیش می روند که می گویند ما کپی یکدیگریم و باید مقدمات اشنایی خانواده ها و خواستگاری و برنامه مربوط به ان شروع کنیم بعد از عقد و فروکش نمودن احساسات غرایزجنسی، تازه می فهمندکه ای وای مادر یافتن لنگه حقیقی خود اشتباه کرده ایم و مسیر را اشتباهی آمده ایم.

اختلاف،قهر، درگیری،به بن بست رسیدن توافق اخلاقی و به اجرا گذاشتن مهریه که خود سر درازی دارد. و به این هدیه و پیشکش آسمانی جنبه اقتصادی و معامله ای دادن و کار به اجرا و یا تقسیط و دردسرهای آنچنانی که شرحش دور از این مقاله است به سادگی و تحت عنوان عدم قدرت و تحمل نظرات و سازش بایکدیگر حاضر به طلاق هستند.

اینجا رنج آور است که برای از هم جدا شدن سراز پانمی شناسند و حتی بچه های شیری یا خردسال خود را به امان خدا رها می کنند. انچه برای ما مسلمانان رنج آوراست.برپایی جشن این جدایی غافل از این که جدایی و طلاق باید آخرین حربه زوجین باشد که اگر نباشد خطراتی خیلی بیش از این در انتظار آنان است. برخی بی مبالاتیها و گفتگو با جنس مخالف در پارک ها و مکان های عمومی علی الخصوص دانشگاه ها که محیط باز و آزادتری از محیط قبلی اشان یعنی دبیرستان ها بوده که اهم انها را در زیر برای هشدار و انزار و توجه خانواده ها ذکر می کنم.

 (1) شروع و آغاز گفتگو بدون توجه به تذکرات والدین

2)عدم اجازه از ولی زوجین برای انجام گفتگو

3) اتلاف وقت و افتادن در دام شیطانی جاذبه منفی جنسی

4)انجام وعده وعیده های نامعتبر و غیر اصولی هر دوجوان به کدیگر

5)بریدن و قطعیت مهریه که ربطی به گفتگوی آشنایی و عملکرد پسر و دختر ندارد و منحصرا در اختیار ولی قانونی و حقیقی ان دو است.

6)لو رفتن گفتگو و دیدار و گزارش به اولیاء و ایجاد نزاع و درگیری و مشتعل شدن غیرت خانوادگی بعضا موجب درگیری می شود

7)گرفتن تصویر و فیلم و لو رفتن برخی از این ملاقاتها

از مظاهر تمدن جدید جاهلیت جدید نحوه برگزاری مجالس عقد و عروسی است

این اصولی و بجا است که انسان از بدو ورود به زندگی مشترک اجتماعی و ازدواج پذیرایی و ولیمه دهد. و هیچ عقل سلیمی منکر این عمل خیر و جالب نمی تواند باشد. و چون فرزندانسان دارای کرامت و بزرگ منشی است. لذا کوشش برای ظهور این مجالس، امری بجا و عقل پسند است. اما در همین مسیر برخی زوجین بدون توجه به خواست و نظر والدین ،اقوام و خویشان دست به سنت شکنی های عجیب چشم خیره کن می زنند. سالن های کذایی نیز مهیا برای رقابت و چشم هم چشمی، انتخاب لباس عروس و هزینه کهکشانی آرایش از سویی و پوشش شرکت کنندگان در این مراسم که دیده شده و می بینیم اکثر پوشش ها خلاف عقل و منطق بشری عرف و شرع می باشد.

برگزاری ارکستر و موسیقی که شان انسان و خانواده ها را زیرسوال می برد. موسیقی،ارگ، و سایر متعلقات و نتهای مربوطه از اختلاط مرد و زن و رقص و مست و الکلی بودن خیلی از مدعوین و افراد گفتگو می کند. که کاری به مقدسات و شئونات شرعی خانواده و محله و بستگان نیز ندارند. تازه می گوینداز ساعت 11 به بعدکه مدعوین غریبه رفته اند تازه خود اقوام داماد و عروس شروع به یارگیری دلخواه افراد در رقص تا پاسی از شب می گذرانند. می بینیم که این عروس و داماد از زمان شروع و استارت تشکیل خانواده و در ادامه مسیر غرق به گناه و حتی دیگران نیز دعوت به گناه کرده اند. خانم ها بعضا چنان سرگرم رقابت در آرایش و تبرج شده اند که سرازپا نمی شناسند. و معلوم نیست که در این سالن عروس کیست؟ و برای چه هدفی به عروسی آمده اند چون خانم ها و دختران ارایش کرده اند و مشخص است نحوه آرایش دختر خانم ها و زنان جوان در این تبرج و خود آرایی توهین کاملا آشکاری به عروس خانم هست تازه عروس خانم حق دارد. باکیفیت مطبوع سبک و وقار آرایش و خود آرایی کند چون مشخص و زبان زد خاص و عام مدعوین است که عروس است. اما سایرین چرا در عمل خود را عروس وانمود کنند مگر قران درسوره احزاب به بانوان ما هشدار نمی دهد. (ولاتبرجن تبرج الجاهلیه) و این در اصل توهین به همه است زیرا دیگر روئیت عروس خانم برای سایر دختران جوان تازگی و شادابی ندارد. از مظاهر تمدن جدید و اختلاط در محیط کار اختلاط و ارتباط عادی شدن با جنس مخالف است که حدود آن را شرع مقدس معین نموده است. و تصریح دارد بانوان می توانند در اجتماع حاضر و دارای شغل و کار باشند ولی باید دو شرط لازم در محل کار از خود بروز و نمایش دهند.

1) ازهرگونه اختلاط آزاد و بی بند و بار بدور باشند

2) درمحیط کار و فعالیت اجتماعی هاله ای ازعفت اخلاق وحجاب باشند

البته خیلی ها رعایت می کنند که انسان باید شکرگزار و سپاسگزار خانواده ایشان باشند و به گفته امام راحل است که فرمود: مرد در دامن زن به معراج می رسد اما ایا این خصوصیات در جامعه اداری و دیوان سالاری مترقی جدید رعایت می شود اختلاط به حدی است که افراد اطلاعات خانوادگی و سری یگدیگر در اختیار دارند و بعضا رابطه ها در ادارات چنان نزدیک است که نسبت به همجنس خود چنین ارتباط و تمایلی ندارند درفرستادن پیغام و پسغام که کسی مانع و رادع انان نیست درگرفتن وام های کارمندی و روزمره دیده شده که همکار جنس مخالف ضامن یکدیگر در حصول وام می شوند.

درخیلی از موقعیت ها اتفاق می افتد که سند حیاط همکار در گرو رهن وام بانکی همکار جنس مخالف است که در صورت انتقال یا جابجایی کار و یابیماری و یا به هر دلیل دیگری در پرداخت تقسیط وام اشکالی یا اختلالی پیش آمد برای حل مسئله باید کانال های رسمی و قضایی وارد شدکه زمان بر است و موجب اتلاف ثمن  است زیرا طرف همسر کسی دیگری بوده و بدون اجازه ازشوهرش دست به چنین اقدامی زده است.

یا در سفرهای اردویی نقش همکار و هم قطاری چنان پررنگ ظاهر می شود انگار طرف نامزد واقعی و یا همسرحقیقی ایشان بوده است که شانس های بعدی فرد را برای ازدواج خود به خود و نا خود آگاه حذف می شود بدون اینکه مخاطرات وی را احساس کند برخی افراد برای پاسخگویی به خواستگارهایی که دارند بدون دلیل و بدون مراجعه مراجع قانونی نظیر گفتگو با والدین خویش و مشاوره رسمی روانشناسی می آید خیلی راحت، مسایل درونی و انتخابی خود را در اختیار همکار جنس مخالف می گذارد و بدون توجه به امانت گفتار و رفتار همکار،سر سراچه دل خود را بازمی گشاید و آنچه که نباید بشود می شود
چگونه از امواج و اشعه جاهلیت سنتی و مدرنیته غربی رهایی پیداکنیم اسلام دینی است که به تمام مقتضیات بشری و نیازهای پیدا و پنهان مادی و معنوی او پاسخ مثبت داده است چون دین منطبق با فطرت آدمی وگرایش فطری در میان همگان امری پسندیده مشترک و یکسان است از سویی خالق بنابه حکمت و لطف خود به آدمیان رهبر درونی عقل سلیم عطاکرده و او را برتمام موجودات و هستی کرامت و برتری داده است.

و خود را مخاطب خود ساخته است با این ندا که بخوان به نام پروردگارت زیرا آگاهی نخستین تاثیر و تاثیر و علاقه خالق بابنده خویش است.تاریخ نشان داده که هر کجا بشر از دین و معنویت فاصله گرفته دچار سردرگمی و انقطاع و بریدگی از اخلاق نیک و پسندیده و نابودی اتحاد جامعه خود چیز دیگری عایدش نشده است. در چارچوب کرامت انسانی و بازگشت به فطرت خویش نخستین راه حل قرانی است که از سنت اللهی است اقرار به خدا پرستی در قالب توحید و پس از آن احترام ویژه به دستورات پدر و مادر که نخستین آموزه عملی است در بعد دستوراتی برای حفظ و بقای فرد و جامعه درسایه تلاش فردی که خالق فرموده (لیس للانسان الاماسعی) هیچ چیزی برای انسان به اندازه کار و کوشش برای آدمی معتبر نیست.

پس از آن نقشه کلی حیات و زندگی اجتماعی درسایه عقلانیت کرامت نفس عفت و پوشش حیا سمتداری شده است. و همواره عفو بر انتقام ترجیح داده شده و بشر را به استفاده از زیبایی های و زینتهای هستی و زیبایی دعوت کرده و در سطحی بالاتر و عمومی تر و مردم را به سوی سنت ازدواج و تکمیل شخصیت و دوری از هرزگی و خود سری دعوت کرده زیرا ازدواج هدیه صحیح خداوندی در مواجهه باعالم انسانی انسان است که هدفش بقاء نسل و گسترش جوامع بشری و جمعیت مردم است.

وقاعده لطف خدا بر مردم در این سنت هوید او آشکار است. درسوره مبارکه حجرات دستور اخلاق فردی و اجتماعی درشکلی جالب و رسا با تمثیل های ساده با رعایت حقوق متقابل آورده و گوشزد کرده است و همواره ازجدال و درگیری و کشمکش آدمی را برحذر داشته است. و در اختلافات و درگیری ها و نزاع ها آخرین راه حل را عفو و اغماض و درشکل اعتراضی دادگاههای خانوادگی و اجتماعی قومی یاد کرده است.

در سوره بقره دستوری عام و عقل پسنده داده که مردم از پرداختن به اموری نظیر قمار و مشروب و میگساری حذر کنند زیرا باعث فتنه و آفات جامعه و بهم زننده وحدت اجتماعی جامعه است درسوره مبارکه نور و احزاب حدود معاشرت خانواده و دایره اجتماعی در اثر برخورد مردان و زنان و معاشرت انان در اجتماعی مشروط به دو شرط ،هاله ای از عفت اخلاق و رعایت حریم و دوری از اختلاط و امتزاج بی حدو حساب انسان های بیمار دل و هوس ران و هشدار برای سلامت و امنیت روانی جامعه بیداری نفوس خواب آلو دازر کود و سستی و کسالت جسم و روان و هدایت مردم به حیاه طیبه و زندگی پاک و دوری از اسراف و تبذبر در جامعه که موجب یک جانبه گرایی فرد در زمینه اقتصاد و معاش و کمک و انفاق به مستمندان و بیچارگان بصورت اعتدال و عقلانیت و دوری از احساساتی و حذف اموال و سرمایه بچه های یتیم در قالب شان انسانی و کرامت ذاتی بشری رعایت حدود و الزامات اخلاقی جامعه و باید ها و نبایدها اصولی اخلاقی و قوانین موضوعه و مطروحه در فقه و شرع مقدس آورده شده و دلباخته فرهنگ های موهن و یا تحت عنوان مدرن و نوگرایی با پشتیبانی از ادیان منسوخه و باطله نشوند وحدت گرایی دینی و حذف دین های گذشته به عنوان حجت و دلیل شرعی و در قسمت تاریخی ذکر ماجرای اقوام صرفا برای عبرت و اعتبار است. خصوصیت اقوام یهود و هشدار تسلط انان برجامعه مسلمین و عدم فریب مسلمانان از قول وعده های ظاهری انان و در اختیار نگرفتن قدرت و مدیریت یهود برجامعه دینی و بشری وجدی و متعالی دانستن چرخه هستی و وجود از سرحکمت و دوری از هر نوع عقیده فکری مادیت و مادی گرایی مطلق و سیر امورات این جهان به سوی عالم جاوید معاد که قسمت اعظم و لذتبخش حیات اخروی سرگذشت و ما وای همگان است و مراحل اثبات اعتقاد و عمل و فرجام ادمی است متذکر شده است که فصل تمایز میان توحید و عقیده مادی گرایی و مادی مطلق است بیان شده است و درنهایت بیان داشته و من یبتغ غیر اسلام( دینافلن یقبل منه وهوفی الاخره من الخاسرین) هر که غیر از دین اسلام دین دیگری اختیارکند از او پذیرفته شده نیست و او درعالم آخرت از پشیمان شدگان است که از مفهوم آیه چنین برمی آیکه  که مبدا و مقصدادیان احکام الهی به دین اسلام مختوم و محتوم است زیرارستگاری تام دران نهفته شده است.


دوستداراعتلای قران وحدیث اسمعیل مختارپور

اخبار مرتبط
    کلمات کلیدی
    ثبت دیدگاه