کد خبر : 69396تاریخ ثبت : 1396/8/27 10:15:19
چهل سال بعد کنگان چگونه خواهد بود؟

چهل سال بعد کنگان چگونه خواهد بود؟

با این روند و دقیقاً چهل سال بعد در کنگان چگونه فرض می کنید شما هم می توانید تصوری داشته باشید اما با این روندجاری در شهرمان و دقیقاً چهل سال بعد در کنگان آیا من این تصویر فرضی را درست ترسیم می کنم.

به گزارش کوگانا با این روند و دقیقاً چهل سال بعد در کنگان چگونه فرض می کنید شما هم می توانید تصوری داشته باشید! اما با این روندجاری در شهرمان و دقیقاً چهل سال بعد در کنگان آیا من این تصویر فرضی را درست ترسیم می کنم؛ اغلب آنهایی که زمانی به این شهر آمده بودند تا از روندسرمایه گذاری و بنحوی درآمد کسب ریال کنند پس از تبدیل آن به سایر دارائی ها و ارزهای روز از این شهر رفته اند.

 لهجه و فرهنگ بومی این شهر کاملاً محو شده است زبان محاوره ترکیبی از واژه ها و لغات متنوع قومی و تعدادی اصطلاحات خارجی و صنعتی است.

برج و باروهای ساختمانی و تاسیسات صنعتی از روح کار و همهمه ی جمعیت چهار دهه ی قبل نشانی ندارد. زمین لرزه های خفیف پی درپی تقریباً پای همه ی سازها و تابلوها ترک انداخته و ضمیمه آرامستان هم تکمیل شده، قربانیان آلودگی و سایر آسیب های آجتماعی محیط فیزیکی آرامستان شهر را تکمیل کرده اند. بنحوی که دیگر کسی جرئت ندارد حتی بمیرد! چون" قبر" خرید و فروشی شده و از وارثان میت همکف و طبقه ی یک و دو و مدیر ساماندهی آن باید مجوز هوشمند داشت.

منتقدین سر به هوا و روشنگران بی ادعا دق مرگ شده و مطلعین اوضاع و دارندگان خاطرات زمانه زیبای کنگان چندی قبل تقریباً همه دار فانی را وداع کردند. منتقدین "تابع امر واقع" هم کور وکر و لال، ماسک نانوی خویش را بردهان دارند.

از ماهی ها و آبزیان دریا تنها تصاویر و نقاشی و حکایت های مجازی باقی مانده است و از ظاهر آب دریا آبگیری لجنی از انبوه آلاینده ها در کنار خیابان کمتر می شنوی که کسی حالش خوب است و اگر یک نفر حال خوشی دارد( محرمانه مانده) و بعنوان استثناء بقیه سراغش را می گیرند تا از او درباب علت ماندن در فضای حالی خوب استعلامی بگیرند آن موقع خیلی پیشرفت ملحوظ است بعنوان مثال: میدان مرکزی شهر بجای آب، شربت فواره می کند و بعنوان کانون تمرکز آبادی از کنار نقطه ی مرکزی اش در هر شعاعی تا چندین کیلومتر به چهار جهت اصلی و فرعی که نگاه کنی فقط فرسایش می بینی و فرسودگی که برایش خودش قطبی در صنعت گردشگری شده درختان کنار خیابان بیشتر از جنس ملاط سیمان سبز و مفتول های فلزی لاجوردی  هستند می بینی که بچه ها کتابهای هوشمندشان چند منظوره بوده و بعنوان معلم همراه، همیشه با خود دارند.

دانش آموختگان آموزشگاه و فرهیختگان دانشگاه فریضه را فریزه می نویسند و عریضه را با غریزه خلط می کنند ماترک آموز و پرورش قطعه ی شماره 2 اختصاص فرهنگیانی گمنام  است که پس از مرگ تکریم شدند و"ربات گلاب چی" سنگ مزار شان را می شوید تنها گرد و خاک فنا قدردان زحماتشان است و از شعارات بانیان توسعه و میزبانان(نگهبانان میز) تغییر،تفسیر و تعبیری جز فردا و پس فردا که گذشته، چیزی نمانده است اما جالب است که کمربندی شهر کامل شده ولی تردد تک و توک خودروها بتعداد انگشت شماری بیش قابل ملاحظه نیست و معوقات کارگران شرکت ها پس از کسورات به وارثان آنها پرداخت شده آن موقع شاید کوه تبدیل به تپه شده باشد و تپه ها تبدیل به خاکریز و در همین شرایط و اوضاع بحث انتخاباتی جدیدی درگرفت برای کمک بهبود شعارها و تحقق وعده های قبلی قرار انتخاب رئیس ستاد معین شهر انجام می شود.

چند نامزد متعصب باقیمانده از روزهای پر افتخار کنگان اعلام کردند که آنها خواهان پیروزی در انتخابات شهرکنگان بوده و می خواهند ناجی شهر باشند زیرا این شهر با انبوهی از آسیب ها صنعتی یادگار نسل گذشته باقی مانده در مهد صنعت روبروست که طوفان مهاجرت بر آن تاثیر چندانی نداشته است زیرا آنها که آمدند رفتند؟

نامزدهای جدید برای ریاست در این انتخاب جدید باهم رقابت پرداختند تا این بار در آغاز یک طوطی را خریداری کنند که منشی رئیس شود. به این دلیل که وعده های محقق شده نامزدهای متنوع انتخاباتی در کنگان طی ده های گذشته برای شهروندان موجود و اقلیت باقیمانده بومیان کنگانی با توجه تدارک رفاه و امکانات با توجه به وضعیت فعلی مورد انتظار قابل مقایسه نبوده و نیست و این وضعیت ممکن است تمام اعراف حقیقی و حقوقی را نقض کند اما ظاهراً چاره نیست!؟ واین بار از این طریق باید وارد شد.

اولین کاندید فکری کرد و به این ترتیب عنوان "متفکر" را برای خود برگزید به خود گفت: طوطی می تواند یک عبارت را در قالب یک جمله حفظ کرده و به گوش ارباب رجوعان برساند رئیس؛ مشغول سازماندهی دفتر وعده های انتخاباتی خود است. اگر سوال دیگری از او شود او فقط چیزی را که یاد گرفته است پاسخ خواهد داد رئیس مشغول تنظیم دفتر وعده هایش است. و کسیت که این نشان اعجاب آور انتخاباتی را باور نکند؟

نامزد دوم گفت: اعلام می کند پیروزی بعدی از آن من است و با خود گفت: طوطی می تواند هر روز یک میلیون کلمه را برای فرار از وعده هایی که مطرح کرده ام  بازگو کند. بنابراین در انتخابات بعدی ناگزیر برنده آن خواهم بود اعلام می کنیم که توطئه دشمنان مردم و شهرمان مانع از اجرای آنچه شده اند که به مردم در انتخابات گذشته قول داده بودم پس من را انتخاب کنید تا آنچه را که من قول داده ام انجام می دهم و این طوطی بر آنچه که می گویم شاهد خوبی است.

 اما نامزد سوم فکر می کند که او بهترین جایگزین است اما نمی داند چگونه جای نامزد اصلی را بگیرد. اگر قدم های او اشتباه بود و وعده هایش برآورده نشود، برای انتخاب کنندگانش چه پاسخی دارد؟ بله راه حل "طوطی" است، حامیانم خواهند گفت: پرنده که دروغ نمی گوید درثانی اگر اجرای وعده ها به تعویق بیفتد، نوشیدنی مخدری به آنها خواهیم داد که پذیرش وعده ها را به آسانی در وجود او حل می کند و بدینوسیله همه راضی بخانه خواهند رفت.

کاندیدای چهارم فکری کرد و در نقش "اندیشمند"با خود گفت: طوطی می تواند حامیانش را بیش از هرکس دیگری متقاعد کند. آنها به صدای یک پرنده که فارسی روان و لهجه ی کنگانی را بدون اشتباه لفظی صحبت کند شگفت زده خواهد کرد و این را به عنوان یک دستاورد مهم برای رئیس که پیروز قطعی است.

 که جشنواره ی را برای "تغییر "برگزار کنند. اگر چیزی تغییر نکند و همچنان روی کرسی ریاست نشسته باشم، تنها به یک جمله نیاز مندم که این طوطی بنحوی سلیس برای مردم تکرار کند «ما تغییر را ایجادخواهیم کرد» بزرگترین کارخانه برای تغییر را باز خواهیم کرد. ما اشراک گذاری مقدسی را به صورتی رایگان بنام "تغییر" برپا خواهیم کرد.

و ما می دانیم که طوطی این عبارت کوتاه را برای همه کسانی که در مورد تاریخ وقوع تغییرات پرسش دارند مرتب تکرار می کند، زیرا حضور در روزهای اولیه مشغول خواهد شد تا ارزش وعده های داده شده را از لحاظ مالی برآورد کنند و باید طوطی که تنها یک پاسخ برای همه کسانی که در مورد اجرای آنچه که وعده داده اند پرسش دارند تنها چیزی را که یاد گرفته باز می گوید.


لذا چهار شرکت کننده در انتخابات به فروشگاه پرندگان نادر رفتند و درخواست آنها این بود که یک طوطی که استاد تلفظ زبان فارسی روان و کنگانی غلیظ، بدون اشتباه در دستور زبان و ادای کلمات باشد و قادر به تعلیم و یادآوری مفاهیم مفیدی است بخرند.

پس از پرسش و پاسخ اولیه فروشنده از مشتریان جدی او طوطی سخنگوی زیبایی را ارائه کرد که می گفت: "من کار درست هستم" و در زبان آوری ام اشتباهی نیست "من کار درست هستم".

چقدر قیمت دارد؟
فقط600 هزار تومان؟
 اولی گفت: من آن را خریدم .
 فروشنده: یک طوطی 2 ملیونی نیز دارم که می تواند چهار کلمه بدون خطا بگوید.
فروشنده گفت: یک لحظه صبر کنید
 من یک طوطی دیگر دارم که شش کلمه می گوید و قیمتش10 ملیون تومان است.
 فردا مبلغی را به حساب بانکی شما میفرستم؟
 دیگری فریاد زد: من آماده ام تا وجه آن را نقدی پرداخت کنم
سرکرده تغییر اصرار کرد من قبلا آن را خریده ام ؟

رقابت تشدید شد من به تومان می پردازیم، نخستین نامزد گفت من با کارت پرداخت می کنم دومی گفت من به و سومی گفت: ...
و چهارمی که ارزش به رنگ متفاوت پرداخت ها نیست. به نوع آن ها بستگی ندارد من با تومان پرداخت می کنم از آنجا که این پول ملی ما و وارداتی نیست این ثابت می کند که من وطن پرست هستم. رقابت قوی تر و تنگاتنگ تر از مراحل قبلی شد فروشنده لبخندی زد و گفت: یک طوطی"شش کلمه ای"برای فروش دارم.

 یک طوطی بهتر 10 میلیونی دارم
 10 میلیونی ؟ چشمان کاندیداها برقی زد.
بله، آن طوطی اینجاست. به آن نگاه کنید.

او آنها را به اتاق کناری هدایت کرد یک طوطی را با عینک های طبی دیدند طوطی به آنها از بالای لنز نگاهی کرد ولی به آنها سلامی نداد.

مشتری ها اما این زشت تر از طوطی های قبلی است چرا 10میلیون ؟ چه چیزی آن از بقیه طوطی ها گرانتر کرده است؟

فروشنده او استاد زبان فارسی و لهجه ی اصیل کنگانی است و همه طوطی ها شاگرد او هستند، او می خواهد کار  آموزش خود را به پایان برساند تا خود ریس ستاد معین شهر شود خودتان بشنوید.
 فروشنده، با حساسیت و احترام به سمت او رفت و پرسید:

برنامه انتخاباتی شما، سرور طوطی ها چیست؟

 طوطی ناگهان به سخن آمد و گفت: من کاردرست ترین هستم، من برنده هستم، من تغییر می دهیم من منبع حکمتم من سرفرازتان می کنم ، مرا انتخاب کنید من شما را از مالیات و هزینه ها و عوارض اجتماعی معاف میکنم و فرزندان شما را استخدام میکنم. من خیابانی را که از طریق یک پل هوایی و تقاطع غیر همسطح طراحی می شود فشار ترافیک بر خیابان اصلی را مرتفع می کنم مزایای برخورداری و رفاه شمارا گسترش خواهم داد. من پارکینگ رایگان به شما می دهم اقتدار را به عدالت و اعمال قانون برمی گردانم ما موانع وآسیب ها را دیگر برنمی تابیم. ما نمی خواهیم یک سالن فرهنگی داشته باشیم که در آن کار ضد فرهنگی صورت گیرد ما می خواهیم مدرسه ها؛  فیزیک، ریاضیات، شیمی و مهارات هایی را آموزش دهند که جلوی بیکاری و شغلهای کاذب و تجارت و مبادله کالای غیر مجاز را بگیرد ما دیگر نخواهیم گذاشت انتقاد و پرسشگری و مطالبه و محاسبه وقت عزیزان صاحب منصب را بگیرد و زمینه را برای شناخت ریاست پایدار و مسئولیت دائم العمر با ستایش از کار انجام نشده برای رئیس ستاد معین بعنوان یک دغدغه ی عمومی اپیدمی شود و هر که ناراحت است دریا که نزدیک است برود مقداری آب شور بخورد. با انتخاب من خواهید دید تغییر را تضمین خواهم کرد من تغییر ایجاد خواهم کرد من تغییر ایجاد خواهم کرد من تغییر ایجاد خواهم کرد.

ادامه شعار تغییرات درد دل های مخاطبین را تسکین می دهد آن شب از شبکه های اجتماعی، کمپین های مختلف و فوریت های نیازمندی کنگان که بر روی ساعت مچی از چپ و راست حتی پیام های بین المللی دریافت می کردند شلوغ و پلوغ در پایتخت سابق انرژی موج درخواست "تغییر" فروکش نکرده  بود و د رازای ارائه پول به نفع خرید در مزایده طوطی سخنگو، بار دیگر صاحبان سرمایه به بازار سهام کنگان سرازیر شدند  و داد و هوار جمعیت حامی طوطی سخنگو از نگرانی های که هنوز هم نشان از بی سرانجامی می داد که حتی بمیزان جزئی تغییراتی صورت نگرفته باز هم بلند شد برای خرید یک طوطی سخنگو که اوضاع شهر در قالب ستاد معین را سرو سامانی بدهد  بار دیگر کنگان بر سر زبان ها افتاد زیرا این بار"طوطی" می خواهد رئیس ستاد معین شهر شود و البته همه بدقولی ها و نارسائی را سامان بدهد ولی با استفاده از روشی جدید و سبکی مدرن که اگر مقصری باشد همان طوطی10 یا 100 یا 300 ملیونی است! نه اشخاصی که صد ها ملیون می پردازند و فروشندگانی که دریافت می کنند؟

عبدالمجید اورا

اخبار مرتبط
کلمات کلیدی
ثبت دیدگاه