کد خبر : 69391 تاریخ ثبت : 1396/8/23 17:15:33
تحلیلی بر گفتگوی شهردار کنگان

آیا در عرصه تغییر جای متغیّرها خالی می ماند؟

آنجائ که موقعیت مبنائی و کارکردی شهرداری و رویکرد شهردار برای آحاد شهروندان مهم و تا حدی چشمگیر در امور شهری حیاتی تلقی می شود از زمان طرح انتخاب شهردار جدید با مطرح شدن شدن هر گزینه ی چاره ی جز مراجعه به آرشیو مستند رسانه ها و مرتبطین کاری در دوران مسئولیت برای آشنائی هر چه بیشتر با میزان کارآئی وی برای علاقمندان به مفاهیم توسعه و مدیریت شهری باقی نمی ماند و علاوه بر این پایه منتظر بودم تا بنوعی نوع نگاه و طرح دیدگاهشان از فاصله ی نزدیکتر مورد بررسی قرار دهم شاید بررسی مصاحبه اولشان فرصتی مناسب در این راستا باشد.

به گزارش کوگانا از آنجائ که موقعیت مبنائی و کارکردی شهرداری و رویکرد شهردار برای آحاد شهروندان مهم و تا حدی چشمگیر در امور شهری حیاتی تلقی می شود از زمان طرح انتخاب شهردار جدید با مطرح شدن شدن هر گزینه ی چاره ی جز مراجعه به آرشیو مستند رسانه ها و مرتبطین کاری در دوران مسئولیت برای آشنائی هر چه بیشتر با میزان کارآئی وی برای علاقمندان به مفاهیم توسعه و مدیریت شهری باقی نمی ماند و علاوه بر این پایه منتظر بودم تا بنوعی نوع نگاه و طرح دیدگاهشان از فاصله ی نزدیکتر مورد بررسی قرار دهم شاید بررسی مصاحبه اولشان فرصتی مناسب در این راستا باشد. اخیراً یکی از سایت های شهرمان مطلبی با عنوان شهردار جدید کنگان در آغاز مصاحبه گفت:"مردم از ما تغییرات بخواهند"منتشر کرد نظر به اهمیت موضوع، گفتاری تحلیلی و نسبتاً مختصر را پیرامون آن با این مقدمه مطرح می کنم.

 هویت تغییر؛ پدیده ی است که می خواهد نظم جدیدی به اداراک بدهد تغییر اصطلاح جدیدی نیست اما الگوها ومتغیرات و کنش متقابل، ساختار تحرک، ظرفیت محتوای ارائه شده و سطح بندی آن می تواند جدید و تعیین کننده باشد در این مبحث حداقل به دو رویکرد علمی و عملی نیازمندیم : پاردایم ( الگو واره) - ب متغیر

پارادایم : مدل و الگوی مسلط و چارچوب فکری و فرهنگی غالب بر یک گروه یا یک جامعه هر گروه یا جامعه «واقعیات» پیرامون خود را در چارچوب الگو واره ای که به آن عادت کرده تحلیل و توصیف می کند به نظر می رسد پارادایم در واقع چار چوب، بستر و یا الگوی مسلطی است که به افرادی از جامعه که به آن باور دارد می گوید که چگونه در مورد هر چیز بیندیشند و چگونه هر مساله ای را حل کنند. پارادایم شامل جهان بینی هستی شناسانه، پیش فرض ها، باورها، هنجارها، تکنیک ها، نمادها،‌ عقاید و ارزش هایی است که به باورمندان به آن می گوید که اولاً مساله چیست ؟ و ثانیاً آنها را هدایت می کند که چگونه مانند جعبه ابزاری برای حل مسایل از آن بهره ببرند.

ب)متغیر، مفهومی است كه به آن بیش از دو یا چند ارزش یا عدد اختصاص داده می شود و قابل مشاهده یا اندازه گیری می باشد. ویژگی‌هایی را كه شهروند مطالبه گر و یا پژوهشگر مشاهده یا اندازه گیری می كند، متغیر می نامند. متغیرها از مهم ترین مباحث در تحقیقات اجتماعی انسانی می باشند. هدف، شناخت علّت یا عوامل پیدایش یا تغییر موضوع مورد نظر است و چون این عوامل تغییر پذیرند و قابل سنجش، آن ها را متغیر می‌خوانیم.

در نهایت باید بتوانیم هم انواع متغیرها را بشناسیم، هم آن كه روابط آن ها را با یكدیگر شناسایی كنیم. همچنین میزان تأثیر یك متغیر بر متغیر دیگر را مورد سنجش قرار داده و اندازه‌گیری كنیم. باید روابط یك سویه بین متغیرها را از روابط متقابل و دو سویه تمیز دهیم و شبكه متغیرها را كه با هم ضمن تأثیر متقابل بر یكدیگر، بر پدیده‌های دیگر اثر می نهند، باز شناسی نمائیم. در تعریف متغیرها چنین آمده است». هر صفت، ویژگی یا عنصر كمی و یا كیفی كه در یك تحقیق تغییر پذیر باشد، در جریان تحقیق می‌توانند به صورت یك متغیر درآیند، به شرط آنكه بر خلاف عوامل و عناصر سابق، تغییر كنند یا تغییر پذیر باشند. بنابراین می توان گفت: متغیر در زبان جامعه شناسی، هر پدیده ای را می‌رساند كه مقدار آن در هر مورد خاص متفاوت است.

سطح تغییر: نوع هدف تغییر را بر اساس روش تقسیم بندی مشخص می کند، یک نوع تقسیم بندی در قالب سطوح به سطح فردی، گروهی، سازمانی، نهادی و جامعه باشد.
دوره زمانی آن: عبارت است از زمان های مختلف فرایند تغییر، از شروع تا زمان پذیرفته شدن محتواو پایداری تغییر را شامل شود
که با این شرط جان می گیرد: از حالا تا آینده فقط باید بکوشیم همه چیز را دقیق‌تر اندازه بگیریم. تا هدف "تغییر" محقق شود
تغییر پارادایم، ادامه پیوسته‌ی مسیر تغییر و توسعه‌ی تدریجی علم و نگرش نیست. بلکه تغییر پارادایم زمانی روی می‌دهد که مفروضات پایه‌ای ما تغییر کندکلمۀ پارادایم به الگوی تفکر در هر رشتۀ علمی یا در متون شناخت شناختی گفته می شود.

 توضیح اینکه مشکل ما در فهمیدن تغییر و طرح خواستن آن نیست؟ بلکه مشکل این است اغلب همچنان مثل گذشته دیر متوجه شویم که در واقع تغییری صورت نگرفته و یا تغییر همان جابجائی افراد در پست ها و مناصب و یا مفاصل اجتماعی کافیست؟ از آن به بعد در برخورد با شناسایی دلایل  آنها با مشکل مواجه می شویم از منظری فرضی در فضای مادی اگر ما نمی توانیم عدد بی نهایت را در شمارش اعداد تعیین کنیم احتمالاً دلیلش این است که هر بار هر کس از نقطه شروع، آغاز می کند و از همان صفر یا یک می خواهد شروع کند و نمی خواهد یا نمی تواند رد گیری حدوث بی نهایت را بدون محدودیت رابه دیگری بسپارد. این فرض مادی به قانون مراقبت از مواد و انرژی مربوط می شود و این ما هستیم که شناسایی و انتخاب نقطه ای از یک خط مستقیم تا بی نهایت در بسیاری از ایده ها مانند ایجاد فکر محوری یا تمرکز برذهن متحرک و برنامه ریزی دقیق دچار توقف می شویم
 
شهردارمحترم : در باب تغییر می خواهیم: حق افکار عمومی در سیاستگذاری مدیریت شهری برسمیت شناخته شود!

 آیا توافق بین سیاستگذاری و درخواست های افکار عمومی وجود دارد و  میزان این پروسه در مقیاس کمی وکیفی فعلی تغییر مدنظر چقدراست ؟ به چه میزان از نگاه مقامات اموری که را که مردم می خواهند و انتظار دارند قابل انجام  است؟ سازوکار و تضمین مالی و امکاناتی و فکری آن کدام است؟ در واقع رابطه بین افکار عمومی و سیاست عمومی یکی از موضوعات اصلی بسیاری از بحث های علمی اجتماعی است، به خصوص  وقتی که به بررسی میزان سازگاری و همراهی و پاسخگوئی مسولین منتخب و منصوبین در مسئولیت بصورت مستقیم و غیر مستقیم در انتخاب مردم و جوامع می پردازد.

 بدون شک، ایجاد و پیاده سازی سیاست های عمومی یکی از وظایف اصلی کارگزاران و دولتمردان است که پس از انتخاب و شکل گیری، فرد به قدرت و مسئولیت تصمیم گیری در مورد نحوه مدیریت و مدیریت امور عمومی  دست پیدا می کند که از طریق سه محور اصلی الف ) افکار عمومی و نوع فرهنگ ایشان ب) شرایط  زندگی شهروندان و برخورداری آنان از خدمات و شکل اداره جامعه تحت پوشش تأثیر می پذیرد حجم اظهار نظر و نقد و پیشنهاد و بازخورد عناوین شعارها در ایجاد فرصت های برابر برای شهروندان با توانمندی و نظرات متفاوت و دسترسی به فهرست مطالبات اجتماعی و شهری امکان پذیراست برای مثال: حفاظت از محیط زیست کیفیت زندگی اجتماعی از طریق تصمیم گیری ها و سیاست های مربوط به برنامه ریزی شهری و کاهش موانع و آسیب ها در این حوزه قابل وصول است.

گروه های متنوع جامعه از حیث اقشار،صنوف، بافت های انسانی محلی در میان توده جامعه توقعات متنابهی و گاهی متفاوت دارند در عین منافع گروه های سیاسی و مصالح بخش خصوصی و اهداف رسانه ها و غیره  خود اگر تحت پروسه ی برنامه ریزی شده از سوی مدیریت منابع قرار نگیرند بمرور تبدیل به واخواهی ها مزمن و دامنه دار و عواقب سوء بر هدفمندی یک موسسه ی بزرگ مثل شهرداری خواهند شد.

 لذا روند برنامه ریزی و "سیاست گذاری" شهری از طریق چندین مرحله می توان دنبال کرد مرحله شناسایی اهداف و ضرورت ها شناسائی اولویت ها و نیاز مندی و همچنین مشکلات و قرار دادن آن در دستور کار دستگاه عمومی به فراخوان و مشارکت همه جانبه نخبگان و صاحب نظران آن عرصه برمی گردد. مرحله تهیه پیش نویس و ایجاد گزینه هایی برای کار و انتخاب مناسب ترین جایگزین عملی و مرحله کار برای تصمیم گیری، مشروعیت لازم برای پذیرفتن صریح و دقیق پروژه ها را فراهم می کند. و مرحله نظارت بر بودجه کافی برای اجرای تصمیم گیریها (اعلام اعتبارات و نحوه تخصیص بودجه به هر طرح و مرحله ارزیابی در بهره برداری) تصمیم گیری و بدیل  ها به یک چرخه ی جدیدی از ابراز نیازها و واکنش ها نیاز مبرم دارد.

بعبارت دیگر "نظر خواهی و نظرسنجی"  فراتر از مجموعه مدیریت و اعضای شورای شهر بوده و به نگرشی جدید و متوازن در چند عرصه مانند: ذهن و تأمل و پایش از منظر غالب اولویت ها در میان اکثریت مردم آگاه در طول دوره ی معین برای موارد متعدد محسوب می شود بحث جدی با شدت گرفتن مطالبات در حوزه منافع این اکثریت و یا ارزش های اساسی جامعه و شهروندان به طور مستقیم ارتباطی دوجانبه دارد.
 مظاهر تبلور افکار عمومی پس از انتخابات با نشست های مقدماتی، سمینارهای تخصصی، جلسات عمومی و کنفرانس های گزارش کار مثبت و منفی درگیر است و طبعاً استفاده یک طرفه از رسانه ها برای بیان نظرات و دیدگاه برافکار عمومی تاثیر چندانی نخواهد داشت.

 زیرا سنجش"افکار عمومی" یا "اندازه گیری میزان نگرش افکار عمومی" به منظور شناسایی واکنش افکار عمومی به یک مطالعه علمی سیستماتیک و سازمان یافته و با هدف پیدا کردن مشارکت و یافتن دیدگاه واقعی شهروندان نسبت به مسائل مهم و رویدادهای در دست کار بر روی صحنه، با تلنگر رسانه ی گذرا بدست نخواهد آمد بنابراین علاقه مندان، محققان و نخبگان عرصه ی مورد فعالیت شما با تکیه بر میزان سهم آنها در تصمیم گیری و تدوین برنامه و تنظیم فرآیند اهداف می خواهند به مقادیر بیشتری اطلاعات را در زمینه های مختلف دست یابید و برپایه ی ان کار همه جانبه را مژده دهید.

 اهمیت مطالعه و اندازه گیری روندهای متغیرها میدانی از سوی افکار عمومی در حوزه های مختلف (فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و مدیریت شهری ) با توسعه برنامه های اندازه گیری و مبانی آماری تحت نظارت گروه های مستقل مردمی که به صورت دوره ای در شکل گیری پروژه های کارشناس شده و تخصصی درسنجش رویه ها و تحلیل روند ها در ارائه اطلاعات و ارقام مربوط به نتایج تصمیم گیری در قالب آن عنوان مطرح شده نهفته است.

برای نمونه در جزئی از متغیرات وقتی بحث پیمانکاری یکی از طرح های شهری پیش می آید عادتاً شهروندان به چند مورد فکر می کنند آیا این طرح کارشناسی و توجیه پذیراست آیا واگذاری مناقصه از مسیر قانونی خود گذشته است آیا پیمانمکار از قدرت مالی وفنی و ترسیم طراحی جذاب برخورداراست و آیا پیمانکار و مجری بومی معادل آن نداشته ایم قیمت و بهای انجام کار براساس نرخ مناسب با فهرست بهای رقابتی و مصالح وابزار استاندارد تعیین شده مطابق است دوره تحویل تعمیر،نگه داری ،چه بازه زمانی را پشت سر خواهد گذاشت.

 
اخبار مرتبط
کلمات کلیدی
ثبت دیدگاه