کد خبر : 69303 تاریخ ثبت : 1396/8/7 09:25:40
رضایتمندی مردم چگونه ارزیابی می شود

رضایتمندی مردم چگونه ارزیابی می شود

آنچه که عبارات بالا طی سال های اخیر منتشر شده و اعلام گردیده است از نظر حجم موضوعی می تواند چند برابر بسیاری از آنچه بعنوان تبلیغات انتخاباتی در بیش از سه دهه ی گذشته ایران پس از انقلاب اسلامی باشد قابل مقایسه باشد.

به گزارش کوگاناآیا هنگام بررسی و مطالعه ی انتقادات و پیشنهادها برای انجام اقدامات فوری در جهت تامین رضایت عمومی فرا نرسیده است؟ بویژه طی انتخابات های چندساله اخیر  در سطوح مختلف (شورای اسلامی شهر و روستا، مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و توابع انتصابی آنها) بیانه ها، اطلاعیه ها و منشورهای متنوعی با تیتر و عناوین متعدد با حجمی انبوه فضای انتخابات را حتى با گردآوری گروه ها و شخصیت های معروف سیاسی و منتسبین آنها زیر چتر تجمع حامیان و هواداران یا ائتلاف همراهان در هریک از مراحل انتخابات با عنوان خدمت به مردم پرکرده بود.

آنچه که عبارات بالا طی سال های اخیر منتشر شده و اعلام گردیده است از نظر حجم موضوعی می تواند چند برابر بسیاری از آنچه بعنوان تبلیغات انتخاباتی در بیش از سه دهه ی گذشته ایران پس از انقلاب اسلامی باشد قابل مقایسه باشد (تنها در یک منظر گروه و کانال های شبکه های اجتماعی) درحالی که مخاطبین وقایع و علاقه مند به امور ملی می توانند به خاطر داشته باشند که اهداف و دستاوردهای موجود در کمتر از یک دهه ی اخیر در چهار چوب موضوع طرح ها و پروژه های مختلف باشد. شعارها و وعده هایی که با جستجو در مرورگر اینترنت و لابلای رسانه ها ( آن دسته که حذف نشده اند) همه گواه بر این بود که از این پس شاهد خدماتی متفاوت و موثری خواهید بود.

 در نهایت در این روند با استفاده از رسانه ها و آن پروسه ی انتخاباتی زنان و مردانی به مناصبی می رسند. کسانی که هنگام بیان اظهارات در مورد رویداد ها از نام و اعتبار جایگاه خود استفاده می کنند اما صاحبان این ابتکار یا دیگران بعد از مدتی با خروج آرام از آن مرحله به فضای حفظ موقعیت خود ادامه می دهند تا وقتی دیگر در کنار این مباحث بسیاری از نوآوری های مختلف مانند استفاده از ساز کارهای رسانه در داخل و خارج از محدوده حضور مسئولیت سطح جدی تری از کنترل را مطرح می کند یعنی ساده تر کردن "فکر" در مورد آنچه اتفاق می افتد.

برخی صاحب منصبان با تمام ابزارهای موجود کار روزمره را ادامه می دهند و در سطوح ملی منطقه ای و بین المللی و همچنین در سطح افکار عمومی با کسانی که می گویند رضایت مندی از انها کاهش یافته است در می افتند و فساد اقتصادی و گسترش فریب گرائی در بسیاری از مفاصل خدمات اجتماعی را منکر می شوند مردم منتظرند که افرادی در آن سطوح به نفع آنان کارمندی خود را نشان بدهند (شرایط اقتصادی و معیشت) رضایت مندی عامه مورد ارزیابی قراربگیرد و نه مردم مورد راست آزمایی قرار بگیرند؟

این تجزیه و تحلیل صحنه به این معنا نیست که تلاش سه گروه فعال مورد اشاره در عرصه ی سیاسی در اقدامات مطلوب برخی افراد دستگاه ها یا موسسات اجتماعی و دولتی انکار کنیم. اما در مورد بازگشت و دستیابی به اهداف با وجود تلاشی که می بینیم کافی بنظر نمی رسد و پاسخگوی انتظارات مردم نیست.

 این گفتار از جنس گسترش توسعه و چگونگی این رویه از زمان بدو ماجرای یک مسئولیت پذیری تا این مرحله از ساختار و نتیجه گیری از آن است و تلاش دارم توصیف یک واقعیت اجتماعی که در آن زندگی می کنیم که با آن شب را به روز و روز را به شب می رسانیم بپردازیم زیرا اگر واقعیت پژوهی را توسعه نداده و بهبود نبخشیم نمی توانیم به اهداف حقیقی برسیم و در این راه هر نقطه ی از فراز و نشیب را باید مورد اندازه گیری قرارداد و به ارزیابی میزان رضایت مندی مردم پرداخت تا درک کنیم که چگونه می توان به توسعه حقیقی با تکیه برضایت مندی دست پیدا کرد.

تلاش برای رسیدن به حقایق در مقابل چشمان ما ممکن است به واسطه دید عمیق و نه دید سطحی ساده به نظر آید ولی از سویی سعی می شود آن مقیاس را تغییر دهند و روندی ضعیف بدیلی برای کار دقیق و سخت کوشانه متبلور شود و تا وجهه و اعتبار خود را در نزد افکار عمومی ترمیم کند.

 تمام نیروها، گروهها، سازمان ها، هر کدام که در رگ های خود خون ایران دوستی و احترام به آحاد جامعه را از کانون مرکزی اجرائی تا ردیف ها ی حاشیه ی در جمعیت کلان کشور سازماندهی رسانه ی می کنند اما برای این اختلاف طبقاتی و این اقتصاد نابسامان در معیشت که ظاهر بی ثباتی بخصوص در قدرت خرید مردم دارد و ناتوانی خود را بیشتر نشان می دهد کار خاصی انجام نداده اندکه باید پرسید این سبک رفاه با کدام رونق اقتصادی همتراز و هم کلاس است؟

در این وادی ما گذشته را متذکر می شویم و در حالی که فقدان رضایت حال حاضر را جدی نمی گیریم. حاضر نیستم بفرض محال از اشتباهات گذشته درس بگیریم و اکنون آنها را مرتکب نشویم و ساختاری تاریخی و سازنده  پیش روی خود قرار دهیم. وگاهی اصرار داریم بجای اینکه رضایت مندی را توسعه بدهیم با بکاریگیری ابزارهای فراوان، تسلیم و ارضای صوری را در میان منتقدین بعنوان وجه مقبولیت نزد خودمان تقویت کنیم.

نکته اینکه گاهی همه مسائل در این چرخه برای بحث و گفت وگوی ارجحیت بخشی به خویش و نه براساس برنامه های پیش تعیین شده و خطوط قرمزی بنام منافع کشور و مطالبات مردم بدون قیم مابی، ممنوعیت امتیاز و مزایای خاص گروهی، عدم حاشیه برداری از هر اتفاقی، با اولویت گذاری برای افرادی که در حلقه ی خود می دانیم متمرکز می شود و از اصل ماجرا دور می افتیم.

 یکی از عمده ترین حقوق شهروندان تحلیل سیاست شرایط حاکم برابعاد متنوع زندگی آنهاست و این بعنوان خصوصیت فردی انسان قابل معامله، مماشات و مصادره نیست زیرا این فرایند بصورت کلی منعقد کننده پیمان اجتماعی دو طرفه است که با برداشت از رای اکثریت در صندوق رای که این خود معادله ی واخواهی و نوع حقوق محافظت شده در مقابل کیفیت حقوق با توجه به نسبت همان معادله انتخاب است یک عامل کلیدی در طراحی صحنه سیاسی و جهت گیری های سیاسی در داخل سیستم اجتماعی بشمار می آید.

بنابراین شناخت این داده ها شواهدی اساسی است که همراه با سایر اطلاعات پیش بینی درستی از وقایع ممکن را در  نظام اجتماعی ما نشان می دهد. به تعبیری دیگری وقتی نمودار رشد را با ارقام و اعداد نشان می دهیم باید در مقابل این نمودار منحنی عملی و علمی کاهش نارسائی ها و مشکلات هم در ترسیم اجتماعی افول خود را نشان دهد و جای پذیرش را در "رضایتمندی عمومی"را به نمودار رشد در هر موضوع مورد بحث دهد.

تحلیل سیاست کلان اجتماعی در درجه اول دولت را در تمام اشکال وظایف و عملکرد آن بررسی می کند که براساس تقسیم بندی صاحب نظران این عرصه می توان به چهار مورد کلی اشاره داشت.

1. امتیازات و ابتکار عمل

مقایسه شرایط و برخورداری های امکاناتی و بهبود اوضاع کلی رویکردها و نگرش و تسهیل زیر ساخت های معنوی و مادی مسئول و شهروندان هرکدام در جای خود دارای امتیاز یا آزادی عمل براساس قانون و تعهدی که به آن دارند هستند اختیارات و عدم اختیارات در قالب قانون تشریح می شود فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و ظاهراً قرار است برنامه ریزی زمان بندی شده ی داشته باشند.

2.شیوه برآوردن مطالبات

شامل اهداف، ضرورت ها، برطرف نمودن نیازها و موانع و آسیب هایی هستند که بصورتی مشروع و مشروح در قالب گفتمان اجتماعی مطرح می شوند که سابقه، کارکرد و نیت افراد باید درآن روشن و شفاف باشد اشتراک گذاری کف و سوت متضمن پیاده سازی طرح های جامع نیستند.

3. قدرت و فرصت

منتخب و یا فرد انتصاب شده دارای قدرت است اختیارات و شرح وظایفی را که قانون به او تفویض کرده تا محدوده توانایی در ارائه خدمت و ایجاد دستاوردها و تولیدات محتوائی و مقتضی در دو بعد معنوی و مادی مانند مطالبات  یا مصونیت شهروندان را در برابر مشکلات و معضلات را فراهم کرده باشد.
 
4.امنیت و ثبات اجتماعی

 اجتماع در تمام ابعاد به احساس امنیت و ایمنی و آرامش نیاز دارد با اندکی اهتمام سابقه و چشم انداز نمودار رشد و منحی نارسایی ها قابل مشاهده است و شهروند در مسیر جاری فعالیت ها در برابر وقایع احتمالی حداقل تأثیر پذیری را باید داشته باشد و ظرفیت عمومی آن قدر افزایش یافته باشد که در برابر تهدیدات داخلی و خارجی متنوع به ثبات خاطر پایدار رسیده باشد. محدودیت ذهن ما گاهی مانع برداشت صریح و درک عمیق از یک گزارش عملکرد و ارائه بیلان کار می شود و یا قربانی تعصبات و یا گرایش ذهنیتی جانبدارانه محیطی و گروهی در قبال اقدامات و تصمیماتی می شود که علی الظاهر آنها عقلانی و منطقی بچشم می آیند.

با توجه به یک باور عمومی علمی می توان ارزش بهره وری منتسب به نتیجه ی با درک موفقیت و یا عدم موفقیت در تحقیقات عملکرد اقتصاد و یا رفتاری سازمانی در طول چند دهه گذشته نشان داد که تصویر صحیح ما در فاصله طبیعی بین آغاز و حین تا پایان یک مسئولیت با کدام ابزارها نگاه کرده وآن را مورد چالش قرار می دهد یکی از ابزارهای اختصاصی در این خصوص بما می گوید.

 در چند دهه گذشته محققان چندین ذهنیت و خطای ناشی از اقدامات نامعقول را کشف کرده اند. اکثر این موارد سطحی هستند که ما در بسیاری از این اشتباهات و تصوراتمان در تلاش های ما برای بهبود زندگی و تامین رفاه نسبی جامعه و در به دست آوردن بهترین نتیجه ممکن مدعی مرتفع ساختن آنها هستیم.

 در این راستا بطوری که تغییرات فکری که ممکن است قبل از انتخاب یا انتصاب برفرد تاثیر بگذارد می تواند یک کتاب را شامل شود را تحت شعاع خود قرار می دهد اما گاهی بعضی خطاها برجسته تر و تاثیر گذارتر دوباره تکرار می شود که به زمان طولانی تری برای محاسبه و برطرف ساختن مشکل نیاز پیدا می کند. از نگاه علمی در اینجا پنج مورد از تغییرات ذهنی که در ارائه گزارش کار و یا بیلان فعالیت ها بارها و بارها تکرار می شوند و خطاها را تبرئه می کنند برمی شماریم 5خطای ذهنی که باعث می شود تا تصمیمات اشتباه گرفته شود بقرار زیر می باشند.
 
1. تعصب برداده ها وآگاهی های پیشین خاص

وقتی که اطلاعاتی را به ما می دهند ما یک تمایل طبیعی برای فرض بر این مبنا داریم که این داده ها بهترین هستند بنابراین ما بهترین برنامه ریزی داریم  درحالی که باید مشاهدات بیشتری را جمع آوری کنیم و اقدامات تحسینی زو دهنگام را تاخیر بیا ندازیم.

اما مشکل این است که اکثر این اطلاعات بر همه چیزهایی که ما در تلاش برای رسیدن به آن هستیم تاثیر نمی گذارند و ما به راحتی نمی توانیم با تمایل به استخراج هر چیزی که به نظر ما درست می رسد به هدف درونی مان متصل کنیم زیرا ما به واقعیتی غیر از این حاضر نیستیم بپردازیم. وقتی که برای پیش بینی روند های آینده حرکت می کنیم برخی مطالعات نشان داده اند که در این مواقع عامه در حال پیش بینی دقیق تری هستند گرچه اطلاعات سازمانی کمتری دارند.

در واقع آنها درگیر مستقیم یک قضیه بوده و امر مطلوب را خود استخراج می کنند و محدوده ی کوچکتر از ایده ها وجود دارد که به اهداف درونی و پنهانی سیاسی ما مربوط نمی شود. این امر در کنار اقدام به جمع آوری تمام اطلاعات موجود به فعالیت مولد نیز باید پرداخته شود. هنگامی که شما بیشترین اطلاعات را پوشش می دهید ارائه اطلاعات کمتر ممکن است منفی باشد و هزینه تأخیر در اقدام به موقع اغلب بیشتر ناشی از پرداختن به جزئیات جانبدارانه افزایش می یابد.

2.تعصب بر نتیجه

مطالعات متعدد نشان داده است که ما اغلب تصمیم هایی را که بر اساس نتایج ظاهری تجربیات گذشته ایجاد می کنیم در حالی که ما نمی توانیم عوامل مرتبط با آنها را کاملا نادیده بگیریم. این مورد شدید به وضوح در ذهن ریسک پرداز سیاسی ظاهر می شود. وقتی او برای یکبار برنده می شود او آن را به عنوان نشانه ای نیکو که می تواند دوباره بازی کند بحساب آورده و دلیل موفقیت این پیروزی را نادیده بگیرد (احتمالا یک ضربه شانس) را نادیده می گیرد و فرض می کند که باز هم نتیجه می گیرد که او برای موفق شدن نیاز به ادامه بازی دارد و برای ماندن در میدان برنتیجه با هرکیفیتی تعصب نشان می دهد و از هر هزینه کردی ابائی ندارد.

همانطور که این فرایند زمانی که دفعه بعد او بازی خواهد کرد متفاوت خواهد بود زیرا بسیار بعید است که او نتیجه ای را که می خواهد به دست آورد. حتی اگر خوش شانسی دوباره در طولانی مدت اتفاق بیفتد که منجربه گمانه زنی خواهد شد. نتیجه گذشته نشان دهنده نتیجه مطلوب در آینده نیست مگر اینکه احتمال دارد این فرآیند در تلاش های آینده تکرار شود و مسیر صحیح انتخاب و انتصاب تحت تاثیر جریان های نامتعارف قرار گیرد."بی توجهی به نتیجه" منجر به کار عمدی و نادرست می شود که اغلب بحال جامعه مضر و درد سرآفرین است.

3. اثر هاله

برخی رفتارها توضیح می دهد که چرا ما مسیر خود را برای بیش از حد دوست داشتن اموری خاص مثل (قدرت و ثروت) بدون توجه بر هزینه احتمالی آن برجامعه آسان می کنیم. پژوهش ها نشان داده است مغز انسان معمولا  آشکار کننده رویکرد خاص برای یک شخص یا چیزی به استفاده از این تصور برای ایجاد مجموعه ای از بازده کلی "رضایت آفرین" مربوط به کیفیت دیگر در ویژگی های این شخص یا چیزی متعلق به آن در طولانی مدت است و از سویی به خنثی سازی اثرات منفی آن می پردازد و برایش شان و جایگاه می تراشد.

به عنوان مثال این تصادفی نیست که ما اغلب فرض کنیم که افراد جذاب و آراسته تر و خوش سخن تر، بهترین هستند و بیشتر قادر به مدیریت وظایف خود هستند و شایستگی دستمزدها و مناصبی بالاتری دارند. به طور مشابه تحقیقات توضیح میدهد که چرا ما به سرعت با چشم پوشی از خطاها و ناتوانی برخی افراد و چیزهایی که در مورد برداشت اول ما بعنوان اشتباه محاسباتی بشمار آمده است دچار به اصطلاح "جوگیر" می شویم.

اثر هاله احساس اشتباه به وجود رابطه قوی بین کیفیت های مختلف با انتقال از شخصی به شخص دیگر یا یک موضوع به موضوعات دیگر بدون توجه به نقاط اشتراک و تفاوتهاست مانند مهربانی ظاهری و یا کیفیت های مطلوب مختلف که باید به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد اگر کسی به اشتباه در چیزی،تقصیر او را نادیده بگیرید این برداشت اول تحت تاثیر عوامل ثانوی قرار گرفته است و نه عوامل حقیقی اولیه مورد نظر مثل شایستگی واقعی..
 
4. تعصب بقا

هر کسی "داستان های شگفت انگیز" را دوست دارد از زمانی که آن را می شنویم به سوی آن جذب می شویم و مشتاق شنیدن جزئیات در یادگیری از آن هستیم...
مشکل داستان های موفقیت آمیز این است که ما تصور ومیزان توانمندی خومان را از واقعیت  موجود تحریف می کنیم.
 درتوضیح این تاثیر گفته می شود:  هر کسی نمی تواند که با استفاده از این درس  تبدیل به فردی موفق باشد،  مثلاً:  مارک زوکربرگ و بیل گیتس   دانشگاه را برای تبدیل شدن به کارآفرین پس از ملاقات با افراد موفق ترک کردند اما این  شانس برای همه  یکسان نخواهد بود. یک دنیای کامل از دانشجویانی وجود دارد که از دانشکده خارج شده اند و لی به هیچ موفقیت چشمگیری دست نیافته  اندو هیچ کس در مورد آنها صحبت نمی کند.
تعصب بقا بیانگر تمایل ما به تقلید کار دیگران درموقعیت خودمان بدون تطبیق شرایط لازم  است، بدون نگاه کردن به تمام جنبه های داستان. تاریخ، برندگان را به یاد می آوریم، اما بازنده ها به ندرت ذکر می شوند  و ما معمولا در درس هایی را که می توانیم از موفقیت ها یاد بگیریم، اغراق می کنیم..

5. تعصب تایید

هنگامی که یک اشتباه را انجام می دهیم بیشترین توصیه ها و آگاهی هایی را که بصورت نظری دریافت کرده بوده ایم با بخش اعظمی از شک و تردید عملی که در مورد چگونگی کار پیرامون خود داشته ایم جایگزین می کنیم و برصحت امر برای غلبه برتر دید درونی اصرار می ورزیم و در واقع از بیان و اظهار حقیقت طفره می رویم.

تأیید متعصبانه پی بردن به نتیجه مورد انتظار مردم را دشوار می کند، زیرا این یکی از مهمترین اشتباهاتی است که ذهن ما دائما مرتکب آن می شود. مهم نیست که وضعیت چیست اما تضمین می کند که ما بدنبال پیدا کردن شواهد و توجیهاتی برای پشتیبانی از شیوه فعلی تفکرمان هستیم تا به ما بگوید که ما می خواهیم تنها چه حرفی را بشنویم و از شنیدن چه چیزی روگردانیم.

 این دلیل توضیح می دهد که پس از تصمیم گیری در مورد یک موقعیت خاص، تغییر ذهنی افراد بسیار دشوار است و بدتر اینکه اگر از یک گروه سیاسی مورد حمایت قرار گیریم احتمالا بهترین واقعیت هایی را که محبوبیت شما را  در مقابل گروه منتقد تقویت می کند انتخاب می کنیم و به دنبال شواهدی هستیم که گروه و هواداران سیاسی را با نقطه قوتی استثنائی متقاعد کند. بنایراین هر چه بیشتر فکر می کنیم بیشتر احتمال دارد که واقعیت را تحریف کنیم تا داستان غیر واقعی خود را با تحمیل یک فرض مطابقت دهیم.

"دانلی کانیمن " روانشناس برنده جایزه نوبل که کار زیادی بر امور انجام شده در این زمینه درکارنامه دارد. در مورد توانایی ما برای غلبه بر این موانع فکری تقریبا بدبین است گرچه دیگر محققان با او مخالف هستند و آنها بر این باورند که با خود آگاهی ما می توانیم حداقل بیشتر مراقب خود باشیم و در نتیجه آمادگی خود را در مقابله با این عوارض ذهنی برطرف کنیم هر چند برخی از این گونه تعصبات عمیقا در ذهن ما ریشه دوانده است.

بنابراین زندگی در مقیاس مرزهای موجود به همراه رضایت در دنیای سراسر نیاز به سطح تمرکز اصولی و رویکرد صادقانه فرد صاحب منصب یا منتخب در برابر آرمان ها و ناکامی هایی جامعه دارد و با اندازه گیری استاندارد و  کیفیت بستر سازی برای زندگی شهروندان مرتبط است مشخص است که هیچ تفاوت بین صاحب منصب و منتخبی در این دوره و دوره های قبلی وجود ندارد مگر اینکه سطح "رضایت مندی عمومی" ارتقاء یافته باشد که آن هم پس از آن یک مطالعه از "رضایت مندی " ملموس و نه ذهنی گرائی دفاعی، در توسعه ی شاخص های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نهفته است.


منبع رضایت مندی مردم کجاست؟


در پژوهش مرتبط اشاره شده است که رضایت مندی مردم از یک مسئول و منتخب و یا صاحب منصب با کارکردها و نحوه پاسخگویی به مطالبات اجتماعی و نحوه ی ارزش گذاری وی به شاخص های اجتماعی بدون در نظر گرفتن شرایط شخصی خود و هم فکران سیاسی مرتبط است زیرا حس ناکارمدی و نارسائی ادعاها با احساس از دست دادن نتیجه ی اعتماد با مرور ادبیات سیاسی و شعارهای قبلی در مقایسه با کارآمدی و رونق مفاهیم مورد نظر موجود در آمیخته است.


"رویکرد بررسی میزان رضایت مردم منعکس کننده مدل های تفسیری با پیچیدگی رشد و یا رکود اقتصادی و یا تناقضات آن درگیر است. در بسیاری مواقع رضایتمندی برای صنوف و اقشار مختلف و گروههای سنی در قالبی متفاوت از مکانی تا مکان دیگر در زیرگروه شاخص های اصلی می تواند مختلف باشد و شدت سطح توقعات گاهی از فرد به فرد مغایر باشد اما آنچه از سبک انتظار و اعتماد مردم به یک صاحب منصب و یک منتخب که امروز شاهد آن درا امر هستیم و شاید فردا نباشد مخصوصا اگر فاصله ی رضایتبخشی بین امروز و فردا ناامید کننده تر باشدهمچنان ارزیابی از رضایت مندی مردم درپرده ی از ابهام می ماند و وقتی که مطالبه ی که ازسوی مردم مرتب هر چند وقت یکبار تکرارمی شود معنی و مفهوم آن این است که مجری امر از برآوردن آن مطالبه جا مانده و عاجز و ناتوان در تحقق آن است و فرصت دادن به او هدر دادن هزینه و وقت است؟

عبدالمجیداورا

اخبار مرتبط
کلمات کلیدی
ثبت دیدگاه